بسم الله الرحمن الرحیم
منبع: سنت
ترمذي از أبو طفيل
أبي سريحه و يا زيد بن أرقم (ترديد از شعبه است) از رسول خدا نقل كردهاند
كه آن حضرت فرمود : «هركس من مولاي او هستم ، پس علي مولاي او است» .اين
حديث حسن و صحيح است ، شعبه اين روايت را از ميمون بن عبد الله از زيد بن
أرقم از رسول خدا صلي الله عليه واله نقل كرده است . أبو سريحه همان حذيفة
بن أسيد غفاري صحابي رسول خدا است .الترمذي ، محمد بن عيسى أبو عيسى السلمي
(متوفاي279هـ) ، سنن الترمذي ، ج 5 ، ص 633 ، ح3713 ، بَاب مَنَاقِبِ
عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه ، تحقيق : أحمد محمد شاكر وآخرون ،
ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت .
محمد ناصر الباني بعد از نقل اين روايت ميگويد :
أخرجه الترمذي و قال : «حديث حسن صحيح» .قلت : وإسناده صحيح على شرط الشيخين .
ترمذي آن را نقل كرده و گفته است كه اين روايت حسن و صحيح است و من ميگويم
كه سند آن با شرائطي كه بخاري و مسلم براي صحت روايت قائل هستند ، صحيح
است .الألباني ، محمد ناصر ، سلسلة الأحاديث الصحيحة ، ج4 ، ص331ـ 332 ،
ناشر : مكتبة المعارف ـ الرياض .

ابن ماجه قزويني از سعد بن أبي وقاص
عبد الرحمن ، معروف به ابن سابط ، از سعد بن ابى وقّاص نقل كرده است كه در
يكى از سالهاى حج كه معاوية به مكّه رفته بود ، سعد بن ابى وقّاص به
ملاقات او رفت . در اين هنگام ، حاضران براى خوشحال كردن ، معاويه ، از
حضرت على عليه السّلام بدگويي مىكردند .
سعد ، از شنيدن نكوهش آنان ، خشمناك شد و گفت : چنين سخنان نابجا و
نابخردانه را درباره بزرگوارى مىگوئيد كه خود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و
آله شنيدم فرمود :
«من كنت مولاه فعلىّ مولاه» .
و شنيدم خطاب به حضرت على عليه السّلام، مىفرمود:
«انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا أنّه لا نبىّ بعدى»
و شنيدم كه فرمود:«لاعطينّ الرّاية رجلا يحبّ اللّه و رسوله ؛ همانا پرچم
جنگ را به مردى مىسپارم كه خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را دوست
مىدارد.
ابن ماجه القزويني ، محمد بن يزيد (متوفاي275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص
45 ، ح121 ، باب فَضْلِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه ، تحقيق :
محمد فؤاد عبد الباقي ، ناشر : دار الفكر - بيروت .
محمد ناصر الباني نيز بعد از نقل روايت ميگويد :
أخرجه ابن ماجة ( 121 ) . قلت : و إسناده صحيح (ألباني، محمّد ناصر ، سلسة الأحاديث الصحيحة ، ج 4 ، ص 249 ،)

ابن ماجه قزويني از براء بن عازب
عدي بن ثابت از براء بن عازب نقل كرده است كه در «حجة الوداع» كه افتخار
همراهى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را داشتيم ، در بازگشت ، در يكى
از مسيرها دستور داد براى نماز جمع شويم و در آنجا دست على عليه السّلام را
گرفت و فرمود :
«ألست أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ ؛ آيا من سزاوارتر نيستم
به مؤمنان از خود آنها؟ » همگى تصديق كرده و بله گفتند . باز فرمود :
«ألست أولى بكلّ مؤمن من نفسه ؛ آيا من نسبت به تك تك مؤمنان از خود آنها سزاوارتر نيستم ؟ » .
باز هم تصديق كرده و بله گفتند . سپس اشاره به حضرت على عليه السّلام كرده و
فرمود:«فهذا ولىّ من أنا مولاه» ؛ اكنون كه فرموده مرا تصديق كرديد ،
بدانيد كه على به هر مؤمنى همان مقام اولويت را دارد كه من نسبت به آن مؤمن
دارم.
سپس فرمود : « پروردگارا! دوست على عليه السّلام را دوست بدار ، و دشمن او را خوار و ذليل فرما » .
ابن ماجه القزويني ، محمد بن يزيد (متوفاي275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص
43 ، ح116 ، فَضْلِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه ، تحقيق : محمد
فؤاد عبد الباقي ، ناشر : دار الفكر - بيروت .
الباني بعد از نقل اين روايت ميگويد :صحيح .
محمّد ناصر الألباني ، صحيح ابن ماجة ، ج 1 ، ص 26 ، ح113 ، طبق برنامه المكتبة الشاملة

ابن حجر عسقلاني از امير مؤمنان عليه السلام
حضرت على عليه السّلام فرموده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زير
درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نكشيد از زير درخت بيرون آمده و
دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه اين است كه گواهى
ميدهيد ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود :مگر
نه اين است كه گواهى ميدهيد ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند
؟ و خدا و رسول او مولاى شمايند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر اين ، كسى
كه خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى اين شخص (على عليه السّلام)
مولاى اوست. اينك ، در ميان شما دو اثر ارزنده و گرانبها مىگذارم كه هرگاه
به آنها تمسك كنيد ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهيد شد : يكى ،
كتاب خدا است كه ريسمان استوار ميان شما و خدا مىباشد كه يك طرف آن در دست
حق تعالى است و طرف ديگرش در اختيار شماست و ديگرى ، اهل بيت من است .
ابن حجر بعد از نقل اين روايت ميگويد :سند اين روايت صحيح است . حديث غدير
خم را نسائي از طريق أبو طفيل از زيد بن أرقم و نيز از علي عليه السلام و
گروهي از صحابه نقل كرده است . در اين روايت چيزهاي است كه در آنها نيست .
اصل حديث را ترمذي نيز نقل كرده است .
ابن حجر عسقلاني ، أحمد بن علي بن حجر (متوفاي852 هـ) ، المطالب العالية
بزوائد المسانيد الثمانية ، ج 16 ، ص142 ، ح3943 ، تحقيق : د. سعد بن ناصر
بن عبد العزيز الشتري ، ناشر : دار العاصمة/ دار الغيث - السعودية ، الطبعة
: الأولى ، 1419هـ

بزار از زيد بن يثيع
ابو اسحاق از عمرو بن ذى مرّ ، سعيد بن وهب و زيد بن يثيع به اتفاق همگان
روايت كرده اند كه از حضرت على عليه السّلام شنيديم ، سوگند مىداد كه اگر
كسى از شما از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خم آن چه را
درباره من فرموده ، شنيده است ، شهادت خود را اعلام نمايد . سيزده تن از
حاضران از جاي برخواستند و شهادت دادند كه از آن حضرت صلّى اللّه عليه و
آله شنيديم ، فرمود : مگر نه اين كه من از جان مؤمنان سزاوارتر از خود آن
ها هستم ؟ مردم فرموده آن حضرت را تصديق كردند . در اين هنگام دست على عليه
السّلام را گرفت و فرمود :
«من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله» .
البزار ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي292 هـ) ، البحر
الزخار (مسند البزار) ج 3 ، ص 35 ، ح786 ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين
الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مكتبة العلوم والحكم - بيروت ، المدينة
الطبعة : الأولى ، 1409هـ .
هيثمي بعد از نقل اين روايت ميگويد :رواه البزار ورجاله رجال الصحيح غير
فطر بن خليفة وهو ثقة .اين روايت را بزار نقل كرده و راويان آن راويان صحيح
بخاري هستند ، غير از فطر بن خليفه كه او نيز مورد اعتماد است
الهيثمي ، علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ) ، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج
9 ، ص 105 ، ناشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة ،
بيروت – 1407هـ .

بزار از سعد بن أبي وقاص
عائشه دختر سعد از پدرش نقل كرده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله دست
علي عليه السلام را گرفت و فرمود : آيا من از مؤمنين نسبت به خودشان
سزاوارتر نيستم ؟ هر كس كه من مولاي او هستم ، علي مولاي او است .
البزار ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي292 هـ) ، البحر
الزخار (مسند البزار) ج 4 ، ص 41 ، ح1203 ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين
الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مكتبة العلوم والحكم - بيروت ، المدينة
الطبعة : الأولى ، 1409 هـ .
هيثمي بعد از نقل روايت ميگويد :
رواه البزار ورجاله ثقات .اين روايت را بزار نقل كرده و راويان آن مورد
اعتماد هستند .مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 107 ، اسم المؤلف: علي
بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، ناشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب
العربي - القاهرة ، بيروت – 1407 .

طبراني از زيد بن أرقم
يحيي بن جعده از زيد بن ارقم روايت كرده است كه همراه رسول خدا صلّى اللّه
عليه و آله به راه خويش ادامه مىداديم تا به غدير خم رسيديم . در آن جا
درختى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به آن درخت اشاره كرد و اصحاب
زير آن درخت را تميز و مرتب ساختند و آن روز به اندازهاى هوا گرم بود كه
ما روز گرم و پر حرارتى را مانند آن روز نديده بوديم .در آنجا بود كه رسول
خدا صلّى اللّه عليه و آله به ايراد خطابه پرداخت . پس از حمد و ثناى الهى ،
خطاب به مردم فرمود : هيچ پيغمبرى مبعوث نمىشود مگر آنكه نيمى از مقدار
زندگى پيغمبر پيشين خود را عهدهدار مىشود ؛ طولى نمىكشد ، دعوت الهى را
اجابت مىكنم و دو اثر گران بار (يا گرانبها) در ميان شما به جاى مىگذارم كه
اگر از خواسته و رويه آنان پيروى نماييد ، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهيد
شد: يكى كتاب خداست و ديگرى عترت من است .سپس دست على عليه السّلام را به
دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم ! چه كسى از جان و مال شما ، از خود
شما سزاوارتر است ؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داناتر و
اوليتر به جان و مال است آنگاه فرمود :«من كنت مولاه فعلىّ مولاه» .
المعجم الكبير ، ج 5 ، ص 171 ، اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو
القاسم الطبراني الوفاة: 360 ، ناشر : مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 -
1983 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي .الباني بعد
از نقل اين روايت ميگويد :أخرجه الطبراني ( 4986 ) و رجاله ثقات .طبراني
آن را نقل كرده و روايان آن مورد اعتماد هستند .
الباني ، محمد ناصر ، السلسلة الصحيحة ، ج 4 ، ص 249 ، طبق برنامه المكتبة الشاملة .
