بزرگ زنان اهل بهشت

بسم الله الرحمن الرحیم

عایشه به فاطمه سلام الله گفت:

آیا چیزی راکه از پیامبر (صل الله علیه و اله) شنیدم، خوشحال نمی کند تو را . پیامبر(صل الله علیه و اله) می فرمود:

سروران زنهای بهشت چهار تن می باشند:

1- مریم دختر عمران

2- فاطمه دختر محمد (صل الله علیه و اله)

3- خدیجه دختر خویلد

4- آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون


چهل حدیث فضائل علی و فاطمه به نقل از : ابن صباغ المالکی المتوفی (855) فی فصول المهمة ص 145 و فی ط دار الأضواء: ص 138، نقلا عن العترة النبویة، مرفوعا الی عائشه.

قبور بزرگان اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

در اين جا مخاطب ما فقط وهّابيان تندرو هستند، زيرا زيارت قبور بزرگان اسلام را همه فرق مسلمين ـ جز اين گروه اندك ـ جايز مى شمرند، به هر حال گروهى از وهّابى ها به ما ايراد مى كنند كه چرا به زيارت پيشوايان دينى مى رويد؟ و ما را «قبوريّون» مى نامند!

در حالى كه در همه نقاط جهان براى آرامگاه هاى گذشتگان اهمّيّت قائل هستند و به زيارت آن مى روند.

مسلمين جهان نيز هميشه براى قبور بزرگان خود ارج قائل بوده و هستند و به زيارت آنها رفته و مى روند، تنها گروه كوچك وهّابيون هستند كه با آن مخالفت مى كنند و در واقع مدّعى تمام مسلمين دنيا مى باشند.

البتّه بعضى از علماى معروف وهّابى نيز تصريح كرده اند كه زيارت قبر پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)مستحب است، ولى به نيّت زيارت نبايد «شدّ رحال» كرد، يعنى به قصد زيارت مسجد النّبى و عبادت در آن يا انجام عمره به مدينه بيايند، در ضمن قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) را نيز زيارت كنند و به قصد زيارت بار سفر نبندند!

«بن باز» فقيه معروف وهّابى كه چندى پيش درگذشت طبق گفته جريده «الجزيره» مى گفت: «كسى كه مسجد پيامبر را زيارت كند مستحب است در روضه پيامبر دو ركعت نماز بگذارد، سپس بر پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) سلام بگويد و نيز مستحب است به قبرستان بقيع برود و به شهداى مدفون در آن سلام بگويد».(1)

فقهاى چهارگانه اهل سنّت ـ طبق نقل «الفقه على المذاهب الاربعه» ـ زيارت قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) را بدون اين قيود و شروط مستحب مى دانستند، در اين كتاب چنين مى خوانيم: «زيارت قبر پيامبر از بالاترين مستحبّات است و در مورد آن احاديث متعدّدى وارد شده است». سپس به نقل شش حديث مى پردازد.(2)

اين گروه از وهّابيون به طور كلّى در سه نقطه با ديگر مسلمانان جهان درگير بوده و مخالفت دارند:

1ـ بناى قبور.

2ـ شدّ رحال براى زيارت قبور.

3ـ زيارت زنان از قبور.

آنها به بعضى از روايات در هر سه موضوع تمسّك جسته اند كه يا سند درستى ندارد يا دلالت آن مردود است (و به زودى به خواست خدا شرح آن خواهد آمد).

به نظر مى رسد انگيزه ديگرى براى اين حركت نادرست دارند، آنها گرفتار وسوسه در مسأله توحيد و شركند و شايد چنين مى پندارند زيارت قبور به مفهوم پرستش آنهاست و لابد همه مسلمين غير از آنها مشرك و ملحدند!!

 

1. جريده الجزيره، شماره 6826 (22 ذى القعدة 1411).

2. الفقه على المذاهب الاربعة، جلد 1، صفحه 590.

منبع: شیعه پاسخ می گوید

اللهم صل علی محمد و آل محمد 

فایده مردگان

بسم الله الرحمن الرحیم

وهابیت مدعی ست که مردگان مفید بر فایده نیستند و این در حالی ست که در صحاح و مسانید اهل سنت آمده که رسول خدا صل الله علیه و اله فرمود:

« حیاتی خیر لکم و مماتی خیر لکم؛ یعنی حیات من برای شما یکپارچه خیر است و ممات من برای شما یکپارچه خیر است».  (مستدرک حاکم، ج 2 ص 421 .  شرح السنه بغوی ج 3 ص 197.   سنن دارمی ج 2 ص 317)

همچنین در سنن دارمی آمده است وقتی به عایشه مراجعه می شد و از گرفتاری ها گله می کردند به قبر پیامبر اساره می کرد و می گفت به صاحب این قبر  توسل کنید. ( سنن دارمی جلد 1 ص 43)

حالا باید از وهابی ها پرسید برای این دو سند که از کتب معتبر خود شماست چه جواب یا توجیهی دارید؟ 

"جهاد نکاح" تا کجا ادامه می یابد؟

بسم الله الرحمن الرحیم

نمونه ای دیگر از مزدوری وهابیت برای استکبار و دشمنان اسلام ، قرآن و سنت پیامبر اکرم صل الله علیه و اله که موجب شرم و ننگ جهان اسلام می باشد:

فتوای بی شرمانه درباره ازدواج با محارم !

ناصر العمر، شیخ وهابی که پیش گفته بود زنان شیعه را به اسارت ببرید و در میان رزمندگان به صورت عادلانه تقسیم کنید فتوای جهاد نکاح تروریست های سوری با خواهران و محارم خود را صادر کرد. 

 فتوای بی شرمانه درباره ازدواج با محارم !

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ ناصر العمر که یکی از شیوخ کینه توز وهابی است و همواره از جهاد نکاح در سوریه سخن گفته اینبار فتوای جهاد نکاح مجاهدان سوریه با خواهران خود را صادر کرد!

این شیخ وهابی که در شبکه سلفی "وصال" سخن می گفت اجازه داد که مجاهدین مسلح می توانند در غیاب زنان مجاهد نامحرم، با محارم خود عقد ازدواج بخوانند!!

وی افزود: از مجاهدین خستگی ناپذیری که بر ضد كفر و ظلم رژیم سوري ـ ايراني(!) می جنگند تشکر می کنم.

ناصر العمر به انتقاداتی که علیه فتاوای ضد انسانی و ضد اسلامی آنان می شو نیز اشاره کرد و گفت: "بعضی ها دائماً از فتاوایی که برای خدمت به برادران مجاهدمان در سوريه صادر می شود انتقاد می کنند؛ اما از جرم جنایت و کشتار زنان و کودکان حرفی نمی زنند".

ناصر العمر چندی پیش نیز گفته بود زنان شیعه را به اسارت ببرید و در میان رزمندگان به صورت عادلانه تقسیم کنید.

همچنین «شیخ محمد العریفی» كه فتوای جهاد نكاح را صادر كرده است، بعد از اینكه فتوای او در محافل عربی و اسلامی جنجال به پا كرد، حرفش را پس گرفت و در چندین تریبون مدعی شد كه وی چنین فتوایی را صادر نكرده است.

درحالی كه العریفی پس از جنجال به پا شده فتوای خود را پس گرفته، كسانی كه این فتوا موجب خرسندی آنان شده و به آن عمل می کنند، به حرام شدن آن متقاعد از افکار سلفی و وهابی نشدند و هنوز هم برخی از مفتی های کینه توز همچون ناصر العمر؛ افکار سلفی و وهابی خود را به تروریستهای سوریه القا می کنند. منبع: ابنا

چند راوی حدیث غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

چند روایت از چند راوی از الغدیر جلد 1 به نقل از کتب و علمای اهل تسنن که با هم مطالعه می کنیم:

-عايشه دختر ابى بكر بن ابى قحافه "زوجه پيغمبر صلى الله عليه و آله"، ابن عقده در " حديث الولايه " واقعه غدير را با ذكر سند از او روايت نموده.

-عباس بن عبد المطلب بن هاشم عموى پيغمبر صلى الله عليه و آله" "در سال 32 وفات يافته" ابن عقده بطريق خود با ذكر سند حديث غدير را از او روايت نموده و جزرى در " اسنى المطالب " ص 3 او را از جمله راويان حديث غدير ذكر نموده.

-عبد الرحمن بن عبد رب انصارى، نامبرده يكى از شهود على عليه السلام است بحديث غدير در روز رحبه بطوريكه در حديث اصبغ بن نباته خواهد آمد كه حافظ ابن عقده از او روايت نموده و ابن اثير در جلد 3 " اسد الغابه " ص 307 و در جلد 5 ص 205 و ابن حجر در جلد 2 " الاصابه " ص 408 از او ذكر نموده اند. و قاضى در " تاريخ آل محمد صلى الله عليه و آله " ص 67 او را از جمله راويان حديث غدير ثبت نموده است.

- ابو محمد عبد الرحمن بن عوف قرشى زهرى "در سال 31 و 32 هجرى درگذشته" حديث غدير را ابن عقده باسنادش در " حديث الولايه " و منصور رازى در " كتاب الغدير ر از او روايت نموده اند و او از عشره مبشره است كه حافظ ابن المغازلى آنها را از جمله يكصد تن راويان حديث غدير بطرق خود حساب آورده و جزرى در " اسنى المطالب " ص 3 او را از جمله راويان حديث غدير ذكر نموده است.

- عبد الرحمن بن يعمر ديلى "در كوفه مسكن گزيده"، ابن عقده حديث غدير را در " حديث الولايه " از او روايت كرده و در مقتل خوارزمى از راويان حديث مزبور بشمار آمده.

 - عيد الله ابن ابى عبد الاسد مخزومى. ابن عقده حديث غدير را از او روايت كرده.

- عبد الله بن بديل بن ورقاء سيد خزاعه "در صفين كشته شده" نامبرده يكى از شهود اميرالمومنين عليه السلام است كه در روز ركبان بطوريكه حديث او خواهد آمد بحديث غدير گواهى داده.

- عبد الله بن ثابت انصارى. نامبرده بطوريكه در بيان اصبغ بن نباته است "ذكر خواهد شد" در روز رحبه براى على عليه السلام بحديث غدير شهادت داده و در تاريخ آل محمد صلى الله عليه و آله ص 67 از جمله راويان حديث غدير بشمار آمده است.

اهل بیت منند

بسم الله الرحمن الرحیم

.. گفته شد، از عایشه درباره امیرالمومنین علی علیه السلام پرسیدند. گفت:

خطا نمی کنم اگر درباره او بگویم، او محبوبترین مردم به رسول خدا ( صل الله علیه و اله ) بود. به تحقیق دیدم، پیامبر ردای خودش را بر علی و فاطمه و حسن و حسین کشیده بود و فرمود:

اینان اهل بیت منند، خدایا از آنان رجس و پلیدی را دور گردان و آنان را پاکیزه گردان، پاکیزه کردنی.

 به او گفته شد: پس چرا علیه او قیام کردی؟

گفت: من پشیمانم و آن حادثه (جنگ جمل ) از پیش مقدر شده بود.

صحابه دیگر و حدیث غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

صحابه دیگر پیامبر اسلام که در کتاب الغدیر به نقل از اسناد معتبر اهل سنت ذکر شده:

 ابوالطفيل عامر بن واثله ليثى "در يكى از سالهاى 100 و 102 و 108 و 110 درگذشته" پيشواى حنبليان احمد بن حنبل در جلد 1 مسند خود ص 118 با ذكر سند از على بن حكيم از شريك از اعمش از حبيب بن ابى ثابت از ابى الطفيل از زيد بن ارقم بلفظ مذكور در حديث زيد "صفحه 64" و در جلد 4 ص 370 از ابى الطفيل حديث مناشده در رحبه را "كه بلفظ و سند او خواهد آمد" از او روايت نموده و نسائى در " الخصايص " ص 15 باسنادش از او از زيد و در ص 17 از ابن مقدام و محمد ابن سليمان از فطر از او با ذكر سند روايت نموده و ترمذى در جلد 2 صحيح خود ص 298 از سلمه بن كهيل از او "ابوالطفيل مذكور" از حذيفه بن اسيد "همانطور كه در صفحه 57 گذشت" روايت نموده و خبرى كه حاكم در جلد 3 " مستدرك " ص 109 بطرقى كه صحت آنرا احراز نموده از ابوالطفيل از زيد روايت نموده، در صفحه 66 ذكر شد، و ابو محمد عاصمى در " زين الفتى " باسنادش از فطر حديث مناشده را كه بعدا خواهد آمد از او روايت كرده - و ابن اثير در جلد 3 " اسد الغابه " ص 92 و در جلد 5 ص 376 نيز از او روايت كرده - و خوارزمى در " مناقب " ص 93 باسنادش از او حديث زيد بن ارقم را روايت نموده و در ص 217 حديث شود را كه خواهد آمد و متضمن احتجاج و استدلال بحديث غدير است، روايت نموده و گنجى شافعى در " كفايه الطالب " ص 15 حديث زيد را، و طبرى در - " الرياض النضره " جلد 2 ص 179 و ابن حمزه حنفى دمشقى در " البيان و التعريف " نقل از طبرانى و حاكم. و ابن كثير در جلد 5 " البدايه و النهايه " ص 211 از طريق احمد و نسائى و ترمذى و در جلد 7 ص 246 از احمد و نسائى و در همين جلد ص 348 از طريق غندر از شعبه از سلمه بن كهيل از او از زيد، و ابن حجر در جلد 4 " الاصابه " ص 159 و در جلد 2 ص 252 از او از حذيفه و عامر بلفظى كه خواهد آمد و متقى در جلد 6 " كنز العمال " ص 390 نقل از ابن جرير و سمهودى در " جواهر العقدين " نقل از قندوزى حنفى در ص 38 از ينابيع حديث او را آورده اند.

حدیث غدیر و صحابه رسول الله

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی دیگر از صحابه رسول اکرم صل الله علیه و اله که در الغدیر به نقل از کتب و اسناد معتبر اهل سنت آمده بشرح ذیل می باشد:

عامر بن ليلى غفارى - ابن حجر نامبرده را در جلد 2 " الاصابه " ص 257 بعد از عامر سابق الذكر جداگانه نامبرده و گفته كه : ابن منده نيز او را ذكر نموده و از طريق عمر بن عبد الله بن يعلى بن مره از پدرش از جدش آورده كه گفت : شنيدم پيغمبر صلى الله عليه و آله ميگفت : هر كس كه من مولاى اويم پس على عليه السلام مولاى او است. و پس از آنكه على عليه السلام بكوفه آمد مردم را سوگند داد "درباره حديث غدير" و هفده تن "از جمله آنان عامر بن ليلى غفارى" گواهى دادند و ابو موسى تجويز نموده كه ممكن است اين عامر همان عامر بن ليلى بن ضمره سابق الذكر باشد و ابن اثير از او پيروى كرده و توجيه نموده باينكه او همان عامر بن ليلى بن ضمره است. و كلمه "من" بغلط "ابن" نگاشته شده - يعنى عامر بن ليلى "رديف 61" از قبيله ضمره بوده، نه پسر ضمره - و در اينصورت شكى نيست هر كس كه غفارى باشد از قبيله ضمره است زيرا غفار پسر مليل و او پسر ضمره بوده - مولف گويد : مگر اينكه، اختلاف طريق و سند مرحج باشد متعدد بودن آنها را "يعنى عامر بن ليلى غفارى و عامر بن ليلى بن ضمره دو نفر باشند".

فروختن نفس خویش

بسم الله الرحمن الرحیم

صاحب ینابیع المودة می نویسد:

احمد به سند خود از حکیم بن جبیر از علی بن الحسین علیه السلام روایت کرده که فرمود: نخستین کسی که نفس خویش را برای خشنودی خداوند فروخت، علی بن ابی طالب بود. 

پرتوی از فضایل امیرالمومنین علیه السلام در قران به نقل از مفاتیح المحبة ص 87

اهل سنت و وهابیت

بسم الله الرحمن الرحیم

در پایگاه پژوهشی تخصصی وهابیت شناسی در خصوص رد افکار و اعمال وهابیون توسط اهل سنت مطالب قابل تأملی آمده که به اطلاع شما می رسانیم:

با ظهور محمد بن‌عبدالوهاب (1115ـ1206) در عربستان و قتل و غارت مسلمانان به اسم توحید و شرک، علمای منطقه نجد و احساء از اولین کسانی بودند که به نقد افکار و اعمال محمد بن‌عبدالوهاب و آل‌سعود پرداختند و جنایات آنان را غیرشرعی و مخالف اسلام معرفی کردند. یکی از این عالمان اهل‌سنّت، شیخ محمد بن‌فیروز حنبلی احسائی (م1142ـ1216ق) است که نزد شیخ محمد حیات سندی، شیخ عبدالله بن‌عبداللطیف انصاری احسایی و علامه محمد بن‌عبدالرحمن بن‌عفالق احسایی شاگردی کرد و خود به درجه افتا و تألیف رسید و شاگردان فراوانی تربیت کرد. وی از معاصران و مخالفان جدی محمد بن‌عبدالوهاب بود؛ به نحوی که محمد بن‌عبدالوهاب صراحتاً ایشان را تکفیر کرد و آل‌سعود نیز به اذیت و آزار ایشان پرداخت، اما وی از بیان حق باز نایستاد و اشتباهات محمد بن‌عبدالوهاب را در تألیف و تبلیغ گوشزد کرد. همین مسئله باعث شد که آل‌سعود به احساء لشکرکشی کند و در پی قتل وی برآید، اما ابن‌فیروز مطلع شد و به بصره رفت و به تبلیغ و نقد وهابیت پرداخت و به تدریس صحیح بخاری مبادرت ورزید. محمد بن‌فیروز بعد از عمری تدریس و تحقیق در سال 1216ق در 75 سالگی از دنیا رفت و برای خاکسپاری به شهر خودش (شهر زبیر) برده شد و در آن شهر مدفون گردید. عنوان اصلی رساله الردّ علی مذهب ابن‌عبدالوهاب عامله الله بما یستحق است که با عنوان الرّد علی مَن کفّر اهل الریاض و اهله منتشر شده است. ایشان کتاب دیگری با نام الرسالة المرضیة فی الردّ علی الوهابیة در ردّ وهابیت دارد که این کتاب نیز به چاپ رسیده است.


دیدیم که حتی علمای اهل سنت نیز وهابیت را تأیید نکرده و نمی کنند. این گروه خاص که برخلاف اسلام و سنت رفتار می کنند هدفی غیر از تفرقه افکنی بین مسلمانان ندارند. همان سیاست انگلیسی که : تفرقه بیانداز و حکومت کن.

بدترین افراد امت

بسم الله الرحمن الرحیم

هرساله خبرهای متعددی می شنویم که وهابیون در مدینه منورة و مکه ، سر راه شیعیان و مذاهب دیگر سبز می شوند و شروع به شبهه افکنی و مشرک خواندن شیعیان و دیگر مذاهب می کنند. زیارت اهل قبور و ائمه معصومین علیهم السلام یکی از مواردی ست که وهابیون سخت به آن پرداخته و زیارت کنندگان را مشرک و کافر می خوانند در حالی که در کتب معتبر اهل تسنن روایات و احادیث فراوانی در خصوص زیارت اهل قبور و اولیاء خدا یافت می شود.

آنها حتی به روایات مسلم عایشه، ام المومنین و سخنان علمای بزرگ اهل سنت توجهی ندارند و تنها به افکار خود که اکثراً بوی اختلاف افکنی و ایجاد جنگ و نزاع بین مسلمانان می دهد ، می پردازند؛ و جالب اینکه اکثر فتاوای آنها با نقشه ها و توطئه های استکبار جهانی و صهیونیست همخوانی داشته و دارد!!!

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله در مورد کسانی که زیارت قبور ائمه اهل بیت را نفی می کنند فرموده:  

فرومایگانی از مردم، به زیارت قبور شما ائمه، ایراد می گیرند، آنها بدترین افراد امت من هستند که شفاعت من به آنها نمی رسد و به حوض من وارد نمی شوند. (تهذیب الاحکام، جلد 6 ص 22 حدیث 50)

در کتاب صحیح مسلم، جلد 2حدیث 2145 ، کتاب الجنائز، باب مایقابل عند دخول القبور ؛ از عایشه همسر رسول خدا صل الله علیه و اله روایت شده که فرمود:

جبرئیل به من گفت، پروردگار تو امر می کند که به قبرستان برو و برای آنها طلب مغفرت کن.  می گوید: عرض کردم، چگونه باشد؟ فرمود، بگو: السلام علی اهل الدیار من المومنین و  المسلمین و یرحم الله المستقدمین منا و المستأخرین و انا ان ساء الله بکم لاحقون: سلام بر اهل این خانه های مومنین و مسلمین و خداوند رحمت کند رفتگان پیشین ما و آنهایی را که بعداً می آیند و بی تردید ما هم به خواست خدا به شما ملحق خواهیم شد. 

با توجه به این احادیث که در کتب اهل سنت می باشد باید از وهابیت و وهابیون پرسید به چه جرأت و سندی شما ایجاد شبهه کرده و بین مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنی تفرقه و جنگ و جدال برقرار می کنید؟!!

خود قضاوت کنید...

صلوات


اللهم صل علی نبینا محمد و ال محمد