مولای او ست

بسم الله الرحمن الرحیم

در جلد 1 الغدیر، از کتب و منابع معتبر اهل سنت درخصوص نقل حدیث غدیر و ولایت و جانشینی حضرت علی علیه السلام ،  آورده شده که عامر بن لیلی بن ضمره یکی از صحابه رسول اکرم صل الله علیه و اله حدیث غدیر را روایت کرده ؛ و حال این حدیث را با هم مرور می کنیم:

عامر بن ليلى بن ضمره. حافظ ابن عقده در " حديث الولايه " با ذكر سند حديث مزبور را باسنادش از او روايت كرده و ابن اثير در جلد 3 " اسد الغابه " ص 92 بطريق ابو موسى از ابى الطفيل از او روايت نموده كه گفت : چون رسول خدا صلى الله عليه و آله از حجه الوداع برگشت "جز آن حج نفرموده" آمد تا بجحفه رسيد "در روز غدير خم" - خم در نزديك جحفه است، و رسول خدا صلى الله عليه و آله در آنجا مسجدى دارد كه معروف است. پس خطاب بمردم فرمود... تا پايان حديث. و ابن صباغ مالكى نقل از كتاب " الموجز " تاليف حافظ اسعد بن ابى الفضايل بسند خود تا منتهى شود به عامر - و ابن حجر در جلد 2 - " الاصابه " ص 257 از كتاب " الموالات " تاليف ابن عقده از طريق عبد الله بن سنان از ابى الطفيل از حذيفه بن اسيد و عامر بن ليلى روايت نموده اند كه : چون رسول خدا صلى الله عليه و آله از حجه الوداع بازگشت فرمود آمد تا بجحفه رسيد... تا پايان حديث. و ابو موسى با ذكر سند آن را روايت نموده، و سمهودى نقل از حافظ ابن عقده و ابى موسى و ابى الفتوح عجلى بطرقشان از عامر و حذيفه بن اسيد روايت نموده كه گفتند : چون رسول خدا صلى الله عليه و آله از حجه الوداع بازگشت فرمود "و جز آن حج نكرده بود" آمد تا به جحفه رسيد. قدغن فرمود كه در زير درختان نزديك بهم "كه در آن صحرا است" فرود نيايند. پس از آنكه آنگروه در جايگاههاى خود فرود آمدند و مستقر شدند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرستاد، زير درختان و شاخه هاى مشرف بر سر مردم را پاك و خار خاشاك را برطرف و متفرق نمودند تا هنگامى كه بانك نماز بلند شد، و رسول خدا صلى الله عليه و آله در زير درختان مزبور نماز خواند و سپس رو بطرف مردم گردانيد و اين واقعه در روز غدير خم بود، و خم از جحفه است، رسول خدا صلى الله عليه و آله در آنجا مسجد معروفى دارد. پس خطاب بمردم فرمود : همانا خداوند مهربان و دانا مرا آگاه فرمود كه هيچ پيغمبرى جز نيمى از عمر پيغمبر پيش از خود زيست نميكند و من گمان دارم كه قريبا بسراى ديگر دعوت شوم و اجابت نمايم و همانا من مسئول هستم "در امر تبليغ" و شما مسئول هستيد "در پيروى و تبعيت". آيا من تبليغ نمودم ؟ نظر و گفتار شما چيست ؟ گفتند ما ميگوئيم كه بتحقيق تبليغ فرموده و كوشش و نصيحت نمودى. پس خداى جزاى نيك بشما عطا فرمايد. فرمود : آيا نه چنين است كه شما شهادت به يكتائى خدا ميدهيد و اينكه محمد بنده و فرستاده او است، و اينكه بهشت و دوزخ او حق است، و محشور شدن بعد از مردن حق است ؟ گفتند بلى. فرمود بار خدايا گواه باش. سپس با مبالغه و تاكيد در جلب توجه و شنوائى آنان فرمود : آگاه باشيد همانا خداوند مولاى من است و من اولى "سزاوارتر" بشما هستم از خود شما. آگاه باشيد و هر كس كه من مولاى او هستم پس اين على عليه السلام مولاى او است. و دست على عليه السلام را گرفت و او را بلند فرمود تا بحدى كه تمام آنگروه - او را شناختند.
سپس گفت : بار خدايا دوست بدار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد - سپس فرمود : اى مردم من "در انتقال بسراى ديگر" بر شما پيشى ميگيرم و شما بر من وارد ميشويد در كنار حوضى كه پهناى آن از مسافت بين بصرى و صنعاء بيشتر است. در آن بشماره ستارگان آسمان قدحهاى سيمين هست "آگاه باشيد" و - هنگامى كه بر من وارد ميشويد از شما درباره دو چيز گران و نفيس مواخذه و سئوال خواهم نمود. پس بينديشيد تا چگونه بعد از من با آن دو رفتار خواهيد نمود، كه هنگام ملاقات من اظهار نمائيد. گفتند : يا رسول الله آندو چيز گران و نفيس چيست ؟ فرمود : آنكه بزرگتر است كتاب خدا است، سبب "رشته ارتباطى" است كه يكطرف آن در دست خدا و طرف ديگر آن در دست شما است. پس آنرا محكم بگيريد تا بعد از من گمراه نشويد و آنرا تبديل و دگرگون نسازيد - و آن ديگر عترت منند. همانا خداوند دانا بمن خبر داد كه آندو از يكديگر جدا نشوند تا مرا ملاقات نمايند. تا پايان حديث. و بهمين لفظ و بيان. شيخ احمد ابوالفضل بن محمد باكثير مكى شافعى در " وسيله المال فى مناقب الال " حديث مزبور را از حذيفه و عامر روايت نموده و خطيب خوارزمى در مقتلش نامبرده را در شمار راويان حديث غدير از صحابه ذكر نموده و ابن اثير در جلد 3 " اسد الغابه " ص 93 از عمر بن عبد الله ابن يعلى از پدرش از جدش شهادت او را بر على عليه السلام بحديث غدير در روز رحبه "كه حديث آن خواهد آمد" روايت نموده.

تبرک جستن به اولیاء خداوند



بسم الله الرحمن الرحیم

صاحب بخاری می گوید در بصره در خانه میزبان، یک کاسه چوبی دیدم که از مدینه آورده بودند که پیامبر صل الله علیه و اله در آن آب میخورده است، من هم در آن کاسه به عنوان تبرک آب خوردم. (حق با کیست ج 2 ص 48 به نقل از صحیح بخاری، کتاب الاشربه، باب التبرک بکأس النبی، ج 10 ص 103)

وهابی ها این قبیل احادیث و روایات را از بین برده و حذف کرده اند تا به مقاصد خود رسیده و هرچه بیشتر بتوانند بین شیعه و اهل سنت تفرقه و جدائی بیاندازند که نتیجه آن نیز مشخص هست و آن سود بردن استکبار جهانی و صهیونیست از این تفرقه می باشد.  براستی اینچنین احادیثی که بوضوح موضوع تبرک جستن و موارد دیگر را روشن می سازد و در کتب معتبر اهل سنت ، فراوان یافت می شود ؛ چرا برای وهابی ها ارزشی ندارد و آنها را حذف می کنند؟!!

شیعه و اهل سنت همیشه با هم و با خوشی زندگی کردند و می کنند که این موجب خشم وهابیت و اربابانشان می شود.

بسوی امام عادل

بسم الله الرحمن الرحیم

در صفحه 78 طرائف به نقل از یکی از کتب اهل سنت بنام: العقد الفرید جلد 2 صفحه 117 آورده شده :   

درباره ورود ام الخیر دختر حریش بن سراقه بارقی بر معاویه، ذکر کرده که در شرح ماجرای صفین در وصف علی بن ابیطالب علیه السلام گفته است:  « هلموا رحمکم الله الی الامام العادل و الوصی التقی و الصدیق الاکبر»: بیائید خدا شما را رحمت کند، به سوی امام عادل و وصی پرهیزکار و صدیق اکبر، بدانید که دشمنی معاویه با علی (علیه السلام) از جنگ بدر است و کینه جاهلیت می باشد، معاویه بدین وسیله می خواهد انتقام خونهای بنی عبد شمس را بگیرد.

حق پدر بر فرزند

بسم الله الرحمن الرحیم

و بالوالدین احسانا - آیه 83

در کتاب پرتوی از فضایل امیرالمومنین در قرآن به نقل از  ینابیع المودة که تألیف یکی از علمای سنی مذهب میباشد به 3 طریق از خوارزمی آورده است که:

جابر بن عبدالله، عمار یاسر و ابوایوب انصاری روایت کرده اند که رسول خدا فرمود: « حق علیّ علی المسلمین حق الوالد علی ولده » (ینابیع المودة ص 123)؛  حق علی بر مسلمانان همانند حق پدر است بر فرزندش.

حال برای روشن شدن حق علی علیه السلام بر مسلمانان می توان با تحقیق درخصوص حق پدر بر فرزند تا حدودی نسبت به این حق سنگین پی برد.

حدیث غدیر و صحابه

بسم الله الرحمن الرحیم

دو منبع دیگر از کتب اهل سنت درخصوص حدیث غدیر و ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام بعد از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله که در جهت اثبات روز غدیر و جانشینی امام علی علیه السلام بیشتر کمک مان می کند:

عامر بن عمير نميرى - ابن عقده در " حديث الولايه " حدیث غدیر را روایت کرده و همچنین ابن حجر در جلد 2 " الاصابه " ص  255  نیز حدیث غدیر را  از موسى ابن اكتل بن عمير نميرى از عمويش عامير "نامبرده"  آورده تا بیشتر از پیش به کشف حقیقت در کتابهای معتبر اهل تسنن نائل آییم. این دو منبع در کتاب الغدیر جلد دوم نقل شده است که نام دو تن دیگر از صحابه رسول الله صل الله علیه و اله را در رابطه با واقعه غدیر به ما معرفی می کند.

برای نیل به سعادت دنیوی و اخروی باید بدنبال حقیقت رفت و بدور از تعصب سعادت دو دنیای خود را تضمین کرد که این مهم نیز از آیات قرآن و احادیث معصومین بخصوص رسول اکرم صل الله علیه و اله دست یافتنی ست.


تفرقه افکنی وهابیت

بسم الله الرحمن الرحیم

وهابیت شبهه های فراوان بر تشیع و حتی دیگر مذاهب اهل تسنن وارد کرده که هیچ پایه و اساس محکمی ندارد. اگر این آقایان فقط کتب معتبر بزرگان خودشان را مطالعه کرده بودند دست از این تفرقه افکنی ها و جنایت های بین مذاهب بر می داشتند.

در خصوص زیارت قبور اولیاء خدا و معصومین علیهم السلام و حتی رسول الله صل الله علیه و اله شاهدیم که چگونه وهابیون عربستان دیگران را منع کرده و آنها را مشرک نامیده و خون شان را حلال می شمارند.  حال به حدیثی معتبر از یکی از کتب اهل سنت توجه می کنیم تا ببینیم ادعاهای وهابیون کذبی بیش نیست:

پیامبر صل الله علیه و اله فرمود: وقتی شما بر مزار کسی سلام می کنید او می شنود و پاسخ می دهد. (اهوال القبور ابن رجب حنبلی، ص 142).  

وقتی انسانهای عادی در قبور خود سلام ما را می شنوند و جواب می دهند ، آیا اولیاء خدا که ممات و حیات شان یکی ست اینگونه نیستند و نباید به زیارت شان رفت؟!

حدیث دیگر از کتابی معتبر از اهل سنت ذکر می کنیم که این موضوع را روشن تر می کند:


آنجا که در جنگ بدر، کشته های مشرکین را در چاهی ریختند، پیامبر خطاب به آنها فرمود: آنچه را خدایم به من وعده داده راست یافته ام، آیا شما هم دیدید که سخنان من راست بوده است.

عمربن خطالب سر رسید و عرض کرد یا رسول الله، شما با مردگان صحبت می کنید.

حضرت فرمودند: والله آنها از شما شنوا ترند (صحیح بخاری، ج 5 ص 76).

مهدی این امت

بسم الله الرحمن الرحیم

صفحه 69 کتاب وزین شبهای پیشاور درخصوص اخبار وجود امام مهدی علیه السلام از طرق اهل سنت آمده که :   خواجه کلان شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب 73 ینابیع المودة و علامه سمهودی شافعی در جواهر العقدین و ابن حجر مکی در صواعق محرقه و طبرانی در اوسط از ابو ایوب انصاری و علی بن هلال (بمختصر تفاوتی در الفاظ و عبارات) نقل نموده اند که در مرض موت رسول اکرم صل الله علیه و اله فاطمه سلام الله علیها گریه میکرد رسول اکرم فرمود:  ان لکرامة الله ایاک زوج من هوا أقدمهم سلما و اکثرهم علما (از جمله کرامتهای پروردگار بتو آنست که تزویج کرد تو را بکسی که اقدم مردم است اسلاماً و بیشتر آنها از حیث علم و دانش).  

آنگاه فرمود خداوند متعال نظر فرمود بر اهل زمین پس مرا اختیار نمود پیغمبر مرسل آنگاه نظر دیگر فرمود علی را برگزید بوصایت پس بمن وحی نمود که تو را تزویج نمایم باو و قرار دهم او را وصی خودم.

یا فاطمة منا خیرالانبیاء و هو أبوک و منا خیر الوصیاء و هو بعلک و منا خیرا الشهداء ....  یا فاطمه از ماست بهترین انبیاء و او پدر تو میباشد و از ماست بهترین اوصیاء و او شوهر تو میباشد و از ما است بهترین شهداء و او حمزه عموی پدر تو میباشد و از ما است کسیکه برای سبط این امت و دو سید جوانان اهل بهشت حسن و حسین و آنها پسرهای تو هستند بآن خدائی که جان من در ید قدرت او است از ما است مهدی این امت و او از اولاد تو میباشد.

صحابه پیامبر و غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

در کتاب شریف الغدیر درخصوص روز غدیر و حدیث غدیر از کتب و منابع اهل سنت آمده:

طلحه بن عبيد الله تميمى "در سال 36 هجرى روز جمل در سن 63 سالگى كشته شده" - نامبرده در روز جمل براى اميرالمومنين عليه السلام بحديث غدير شهادت داده و مسعود در جلد 2 " مروج الذهب " ص 11 و حاكم در جلد 3 " المستدرك " ص 171 و خوارزمى در مناقب ص 112 و حافظ هيثمى در جلد 9 " مجمع الزوايد " ص 107 و سيوطى در ر جمع الجوامع " و ابن حجر در جلد 1 " تهذيب التهذيب " ص 391 "نقل از حافظ نسائى" و متقى هندى در جلد 6 " كنز العمال " ص 83 "نقل از حافظ ابن عساكر و در ص 154 نقل از مستدرك حاكم غير از حديث مناشده روز جمل" آنرا از او روايت نموده اند - و در مورد حديث مزبور طرق بسيار ديگرى نيز در دست است كه عين الفاق آنها در حديث مناشده روز جمل خواهد آمد. و حافظ عاصمى در " زين الفتى فى شرح سوره هل اتى " از محمد بن ابى زكريا. از ابى الحسن محمد بن ابى اسماعيل علوى از محمد بن عمر بزاز از عبد الله بن زياد مقبرى از پدرش از حفص بن عمر - عمرى - از غياث بن ابراهيم از طلحه بن يحيى از عموى او عيسى از طلحه بن عبيد الله روايت نموده كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : هر كس كه من مولاى او هستم على عليه السلام مولاى او است. و ابن كثير در جلد 7 " البدايه و النهايه " ص 349 حديث غدير را با ذكر سند بلفظ براء بن عازب روايت نموده، و سپس گفته : اين حديث از سعد و طلحه بن عبيد الله و جابر بن عبد الله نيز روايت شده و براى آن طرق متعددى است، و از ابى سعيد خدرى و حبشى بن جناده و جرير بن عبد الله و عمر بن خطاب و ابى هريره نيز روايت شده و حافظ ابن المغازلى در " مناقب " خود عشره مبشره را از جمله يكصد تن راويان حديث غدير شمرده و طلحه نامبرده از آنها است، و جزرى شافعى در " اسنى المطالب " ص 3 نامبرده را در شمار راويان حديث غدير از صحابه ذكر نموده است.

به منزله هارن

بسم الله الرحمن الرحیم

درخصوص وارد شدن « اروی دختر عبدالمطلب » بر معاویه در کتاب « العقد الفرید » توسط ابن عبدربه آمده که معاویه به « اروی دختر عبدالمطلب» گفت:  چه طور بودی بعد از ما؟

گفت: ای پسر برادرم کفران نعمت کردی، و در مصاحبت با پسر عمویت بدکردی و نامیدی خود را به غیر اسم خود، و غیر حق خود را گرفتی بدون این که ترا و پدرانت را حقی باشد و بدون این که در اسلام سابقه ای داشته باشید بعد از آن که به رسول خدا کافر شدید، پس خداوند شما را از ریشه بکند و به خاک مذلت اندازد و حق را به صاحبش برگرداند، اگرچه مشرکان آن را نخواهند تا کلمه ما عالی و بالا و پیامبر ما یاری شده باشد بعد از او خود را بر ما والی ساختید و دلیل آوردید بر سایر مردم به این که با رسول خدا قرابت نزدیک دارید و حال آن که ما از شما به پیامبر نزدیکتریم و از شما به پیامبر اولی تر می باشیم مثل ما در میان شما به منزله بنی اسرائیل در میان آل فرعون است. علی (علیه السلام) بعد از پیامبر ما به منزله هارون نسبت به موسی بود پس پایان امر ما به بهشت و نهایت امر شما به دوزخ است.  (العقد الفرید ج 2 ص 119)