منقبت و فضیلت

بسم الله الرحمن الرحیم

احمد بن حنبل در مسند خود در حدیث مفصلی که آن را از عمربن میمون نقل کرده است و این حدیث مشتمل بر ده منقبت و فضیلت برای علی بن ابیطالب است که به آنها پیامبر اکرم شهادت داده است، از جمله در تفسیر آیه:« و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد» (سوره بقره آیه 207). (ترجمه: بعضی از مردم جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است).

گفت: علی نفس خود را فروخت،؛ لباس رسول خدا را پوشید سپس در جایگاه او خوابید. گفت: مشرکان تا صبح مراقب بستر بودند به خیال این که رسول خدا در آن است.

در روایت است که بر سر علی (علیه السلام) مثل پیامبر سنگ ریخته می شد و او از شدت درد به خود می پیچید، و سرش را با لباس پیچیده بود و بیرون نمی آورد تا صبح شد بعد سرش را بیرون آورد همین که شناختند گفتند چون ما ترا به جای محمد صل الله علیه و اله گرفته بودیم، سنگ می انداختیم بعد که شناختیم دیگر سنگ نمی اندازیم. (مسند احمد بن حنبل جلد 1 ص 331)

طرائف، ص 126 - 125

غدیر درکتب اهل سنت

بسم الله الرحمن الرحیم

 -اسناد غدیر از کتب اهل سنت




دیدن سایر مدارک  دانلود پاورپوینت اسناد غدیر مستقیم  غیر مستقیم


 -اعتراف صریح ابن جوزی به کلمه مولا در حدیث غدیر

دانشمندان عرب در تفسير كلمه (مولي) در فرمايش رسول خدا كه فرمود : (من كنت مولاه) وجوهي ذكر كرده‌اند كه يكي از آن‌ها به معناي مالك است و... معناي دهمين آن اولي و برتر است ، خداوند فرمود: اين مولاي شما است ، به اين معنا است كه او اولي و برتر به شما است ، و چون ثابت شد كه مولي به معناي اولي است ؛ پس حمل لفظ مولي در اين حديث بر كسي كه مالك بنده‌اي باشد جائز نخواهد بود ؛ چون پيامبر مالك علي و علي بنده رسول خدا و آزاد شده او نبود ، و نيز حمل آن بر كسي كه پسر عموي ديگري است جايز نيست ؛ زيرا او پسر عمويش بود . و نه بر هم پيمان ، چون اين قضيه مربوط به كساني است كه ضرر ديده‌اند و پيمان بر كمك و همراهي مي بندند . و نه بر ياري و كمك ؛ زيرا اين معني در خود كلمه موجود است . و نه بر كسي كه سر پرستي (ضمان جريره) را دارد و نه بر همسايه كه چنين حملي لغو است و نه بر آقا و سروري كه اطاعتش لازم است .

پس مقصود از كلمه مولي در اين حديث غير از معناي دهم آن كه اطاعت محض و مخصوص ؛ يعني همان حمل بر اَولي نخواهد بود ، و معنايش اين مي‌شود : كسي كه من اولي و برتر از جان وي به خود او هستم پس علي هم اولي و برتر از جان او به او است. من در اين معني و تفسير تنها نيستم ؛ بلكه ابو الفرج اصفهاني نيز در كتابش مرج البحرين اين حديث را از اساتيدش نقل كرده و مي‌گويد : رسول خدا دست علي را گرفت و فرمود : كسي كه من ولي و سرپرست او و برتر از جانش به وي هستم ؛ پس علي سرپرست او است .

از اين تعابير فهميده مي‌شود كه همه معاني كلمه مولي در نهايت باز گشت به وجه دهم آن دارد كه جمله : آيا من بر جان مؤمنان برتر از خودشان نيستم ؟ و اين نص آشكاري است در اثبات امامت و پذيرفتن طاعت و پيشوائي .

سبط بن الجوزي الحنفي ، شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي بن عبد الله البغدادي ، تذكرة الخواص.


منبع: سنت

ائمه 12 نفرند

بسم الله الرحمن الرحیم

ائمه دوازده نفرند و نهمين فرزند امام حسين عليه السلام مهدي و قائم آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين هستند .منتخب الأثر ص124 . در پنجاه روايت به اسماء ائمه اشاره شده است . در منابع شيعه و سني . به ويژه در حديث لوح كه فرمود : اولين خليفۀ من علي ، بعد از او امام حسن ، بعد از امام حسين ، امام زين العابدين ، امام باقر ، امام صادق ... تا حضرت ولي عصر عليهم السلام  درمجموع 342 روايت دارای چنین مضمونی است: ائمه بعد از من دوازده نفرند و آخرين آنها مهدي است .  در 148 روايت به این صورت اشاره شده است: ان المهدي ، التاسع من ولد الحسين .مهدي ، نهمين فرزند امام حسين عليه السلام است .در99 روايت پيامبر اكرم می فرماید : مهدي ششمين فرزند امام صادق عليه السلام است .در98 روايت می فرماید :پنجمين فرزند امام كاظم عليه السلام است . در95 روايت آمده: چهارمين فرزند امام رضا عليه السلام است .در90 روايت آمده: سومين فرزند امام جواد عليه السلام است .در90 روايت به حضرت مهدي(عج) دومين فرزند امام هادي عليه السلام است .در146 روايت آمده : حضرت مهدي فرزند امام عسكري عليه السلام است .در136 روايت دوازدهمين امام و خاتم ائمه حضرت مهدي سلام الله عليه نامیده شده است .در مجموع اين روايات 902 روايت است كه در آن روايات اشاره شده كه حضرت مهدي سلام الله ، فرزند امام عسكري ، فرزند امام هادي ، و ... است .برخیاز طرفدارانحکومت عباسینیز با جعلاحادیثیکوشیدهاند چنینوانمود کنند کهمهدیاز نسلعباساست. تاریخبغداد، ۱/۶۳؛ تاریخدمشق، ۴/۱۷۸ – ۱۷۹؛ مجمعالزوائد ۵/۱۸۷؛ تهذیبتاریخدمشق۷/۲۳۶؛ میزانالاعتدال۱/۸۹؛ الفتن، ابنحماد، ص۱۱۰؛ مستدرکحاکم، ۴/۵۱۴، بیهقی، دلائلالنبوه، ۶/۵۱۳٫ بسياري از علمای اهل سنت سالولادتحضرتمهدی(ع) ازاهلسنت۲۵۵ هجری دانستهاند. مانند: مسعودی در،مروجالذهب، ۴/۱۹۹٫-  ابناثیر درالکاملفیالتاریخ، ۷/۲۷۴٫-  ابنعربی در الیواقیتو الجواهر، ۲/۱۴۳٫- سبطابنجوزیحنفی در تذکره الخواص، ص۳۲۵٫- صلاحالدینصفدی درالوافیبالوفیات، ۲/۳۳۶٫-  ابنصباغمالکی درالفصولالمهمه، ص۲۸۸٫- ابنطولوندمشقی در الائمه الاثنا عشر، ص۱۱۷٫- ابنحجر مکی درالصواعقالمحرقه، صص۲۰۷ و ۲۰۸٫- ابنعماد حنبلی در شذراتالذهب، ۲/۱۴۱٫ - محمد امینبغدادی در سبائکالذهب، ص۳۴۶٫

جالبتر اينكه در91 روايت اشاره شده كه : ان له غيبة طويلة الي أن يأذن الله تعالي بالخروج .در313 روايت به عمر طولاني حضرت اشاره شده است .منتخب الأثرص349 در14 روايت به ولادت مخفي امام زمان سلام الله علیه اشاره شده است . دربارۀ كساني كه در زمان  امام حسن عسكري حضرت مهدي را ديدهاند 118 روايت داريم. همچنین در زمان غيبت صغري فراوان افراد متعدد حضرت را ديدهاند و معجزات و كراماتي از امام زمان سلام الله عليه مشاهده كرده‌اند .در كدام يك از موضوعات اسلامي از توحيد گرفته تا معاد اين همه انبوه روايات سراغ داريد ؟

منبع: سنت

Normal 0 false false false EN-US X-NONE X-NONE /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:"Times New Roman";}

راویان حدیث الغدیر از  اهل سنت


بسم الله الرحمن الرحیم

تعدادی دیگر از راویان حدیث غدیر و کسانی که فضیلت علی بن ابیطالب علیه السلام را بیان کرده اند در کتاب شریف الغدیر:

- عبد الله بن جعفر بن ابى طالب هاشمى "در سال 80 وفات يافته" ابن عقده حديث غدير را با ذكر سند از او روايت نموده و داستان احتجاج او بر معاويه بحديث غدير خواهد آمد. 

- عبد الله بن حنطب قرشى مخزومى. سيوطى در " احياء الميت " از حافظ طبرانى حكايت نموده كه او باسنادش از مطلب بن عبد الله بن حنطب از پدرش خطبه پيغمبر صلى الله عليه و آله را در جحفه با ذكر سند روايت نموده.

- عبد الله بن ربيعه. خوارزمى در مقتلش او را از راويان حديث غدير بشمار آورده است.

- عبد الله بن عباس "در سال 68 وفات يافته" حافظ نسائى در " الخصايص " ص.7 از ميمون بن مثنى با ذكر سند روايت نموده كه او از قول ابو الوضاح كه همان ابو عوانه است نقل كرده و او از ابو بلج بن ابى سليم از عمرو بن ميمون از ابن عباس در حديثى طولانى آورده كه گفت : من نزد ابن عباس نشسته بودم در اين هنگام نه گروه نزد او آمدند و باو گفتند اى پسر عباس يا با ما برخيز، و يا مجلس را براى ما از اغيار خالى كن. ابن عباس گفت : با شما بر ميخيزم. عمرو بن ميمون گويد كه : ابن عباس در اين موقع چشم او نابينا نشده بود و صحيح بود. پس در كنارى نشستند و با يكديگر سخن گفتند و ما ندانستيم كه چه گفتند. راوى گويد : پس از آن جلسه و مذاكره ابن عباس آمد در حاليكه لباس خود را تكان ميداد و اظهار تاسف و انزجار ميكرد و ميگفت : اينان سخنانى ناروا و نكوهش درباره مردى گفتند كه بيش از دو فضيلت براى او است بطوريكه براى غير او اين فضايل وجود ندارد اينان بدگوئى از مردى نمودند كه پيغمبر صلى الله عليه و آله درباره او فرمود : البته اعزام ميدارم مردى را "براى نبرد با دشمن" كه او راخداوند هيچوقت خوار نميكند و او خدا و رسول او را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند. در اين موقع شخصى خود را به رايت جنگ نزديك نمود، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : على كجا است ؟ گفتند در آسيا مشغول تهيه آرد است. فرمود ديگرى نبود كه آرد تهيه نمايد ؟ ابن عباس گويد. در اين موقع على عليه السلام آمد در حاليكه چشم هاى او دوچار درد بود بطوريكه قادر به ديدن نبود. پس رسول خدا صلى الله عليه و آله در چشمان او دميد و رايت را سه بار حركت داد سپس آنرا باو اعطاء فرمود پس "در نتيجه عزيمت آنجناب به نبرد يا يهودان و احراز پيروى" على عليه السلام آمد در حاليكه صفه دختر حى را با خود آورد، ابن عباس بسخن ادامه داده گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله فلان را با سوره توبه فرستاد و على عليه السلام را در پى او فرستاد و سوره را از او گرفت و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود اين سوره را براى مشركين نمى برد مگر مردى كه از من است و من از او هستم.

اعتراف به صحت حدیث غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم
منبع: سنت
ترمذي از أبو طفيل


أبي سريحه و يا زيد بن أرقم (ترديد از شعبه است) از رسول خدا نقل كرده‌اند كه آن حضرت فرمود : «هركس من مولاي او هستم ، پس علي مولاي او است» .اين حديث حسن و صحيح است ، شعبه اين روايت را از ميمون بن عبد الله از زيد بن أرقم از رسول خدا صلي الله عليه واله نقل كرده است . أبو سريحه همان حذيفة بن أسيد غفاري صحابي رسول خدا است .الترمذي ، محمد بن عيسى أبو عيسى السلمي (متوفاي279هـ) ، سنن الترمذي ، ج 5 ، ص 633 ، ح3713 ، بَاب مَنَاقِبِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه ، تحقيق : أحمد محمد شاكر وآخرون ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت .

محمد ناصر الباني بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :

أخرجه الترمذي و قال : «حديث حسن صحيح» .قلت : وإسناده صحيح على شرط الشيخين .

ترمذي آن را نقل كرده و گفته است كه اين روايت حسن و صحيح است و من مي‌گويم كه سند آن با شرائطي كه بخاري و مسلم براي صحت روايت قائل هستند ، صحيح است .الألباني ، محمد ناصر ، سلسلة الأحاديث الصحيحة ، ج4 ، ص331ـ 332 ، ناشر : مكتبة المعارف ـ الرياض .


ابن ماجه قزويني از سعد بن أبي وقاص

عبد الرحمن ، معروف به ابن سابط ، از سعد بن ابى وقّاص نقل كرده است كه در يكى از سال‌هاى حج كه معاوية به مكّه رفته بود ، سعد بن ابى وقّاص به ملاقات او رفت . در اين هنگام ، حاضران براى خوشحال كردن ، معاويه ، از حضرت على عليه السّلام بدگويي مىكردند .

سعد ، از شنيدن نكوهش آنان ، خشمناك شد و گفت : چنين سخنان نابجا و نابخردانه را درباره بزرگوارى مىگوئيد كه خود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم فرمود :

«من كنت مولاه فعلىّ مولاه» .

و شنيدم خطاب به حضرت على عليه السّلام، مىفرمود:

«انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا أنّه لا نبىّ بعدى»

و شنيدم كه فرمود:«لاعطينّ الرّاية رجلا يحبّ اللّه و رسوله ؛ همانا پرچم جنگ را به مردى مىسپارم كه خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را دوست مىدارد.

ابن ماجه القزويني ، محمد بن يزيد (متوفاي275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 45 ، ح121 ، باب فَضْلِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، ناشر : دار الفكر - بيروت .

محمد ناصر الباني نيز بعد از نقل روايت مي‌گويد :

أخرجه ابن ماجة ( 121 ) . قلت : و إسناده صحيح (ألباني، محمّد ناصر ، سلسة الأحاديث الصحيحة‌ ، ج 4 ، ص 249 ،)


ابن ماجه قزويني از براء بن عازب

عدي بن ثابت از براء بن عازب نقل كرده است كه در «حجة الوداع» كه افتخار همراهى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را داشتيم ، در بازگشت ، در يكى از مسيرها دستور داد براى نماز جمع شويم و در آنجا دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود :

«ألست أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ ؛ آيا من سزاوارتر نيستم به مؤمنان از خود آنها؟ » همگى تصديق كرده و بله گفتند . باز فرمود :

«ألست أولى بكلّ مؤمن من نفسه ؛ آيا من نسبت به تك تك مؤمنان از خود آن‌ها سزاوارتر نيستم ؟ » .

باز هم تصديق كرده و بله گفتند . سپس اشاره به حضرت على عليه السّلام كرده و فرمود:«فهذا ولىّ من أنا مولاه» ؛ اكنون كه فرموده مرا تصديق كرديد ، بدانيد كه على به هر مؤمنى همان مقام اولويت را دارد كه من نسبت به آن مؤمن دارم.

سپس فرمود : « پروردگارا! دوست على عليه السّلام را دوست بدار ، و دشمن او را خوار و ذليل فرما » .

ابن ماجه القزويني ، محمد بن يزيد (متوفاي275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 43 ، ح116 ، فَضْلِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، ناشر : دار الفكر - بيروت .

الباني بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :صحيح .

محمّد ناصر الألباني ، صحيح ابن ماجة ، ج 1 ، ص 26 ، ح113 ، طبق برنامه المكتبة‌ الشاملة


ابن حجر عسقلاني از امير مؤمنان عليه السلام

حضرت على عليه السّلام فرموده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زير درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نكشيد از زير درخت بيرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه اين است كه گواهى مي‌دهيد ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود :مگر نه اين‌ است كه گواهى ميدهيد ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او مولاى شمايند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر اين ، كسى كه خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى اين شخص (على عليه السّلام) مولاى اوست. اينك ، در ميان شما دو اثر ارزنده و گرانبها مىگذارم كه هرگاه به آن‌ها تمسك كنيد ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهيد شد : يكى ، كتاب خدا است كه ريسمان استوار ميان شما و خدا مىباشد كه يك طرف آن در دست حق تعالى است و طرف ديگرش در اختيار شماست و ديگرى ، اهل بيت من است .

ابن حجر بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :سند اين روايت صحيح است . حديث غدير خم را نسائي از طريق أبو طفيل از زيد بن أرقم و نيز از علي عليه السلام و گروهي از صحابه نقل كرده‌ است . در اين روايت چيزهاي است كه در آن‌ها نيست . اصل حديث را ترمذي نيز نقل كرده است .

ابن حجر عسقلاني ، أحمد بن علي بن حجر (متوفاي852 هـ) ، المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية ، ج 16 ، ص142 ، ح3943 ، تحقيق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري ، ناشر : دار العاصمة/ دار الغيث - السعودية ، الطبعة : الأولى ، 1419هـ


 بزار از زيد بن يثيع

ابو اسحاق از عمرو بن ذى مرّ ، سعيد بن وهب و زيد بن يثيع به اتفاق همگان روايت كرده اند كه از حضرت على عليه السّلام شنيديم ، سوگند مىداد كه اگر كسى از شما از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خم آن چه را درباره من فرموده ، شنيده است ، شهادت خود را اعلام نمايد . سيزده تن از حاضران از جاي برخواستند و شهادت دادند كه از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شنيديم ، فرمود : مگر نه اين كه من از جان مؤمنان سزاوارتر از خود آن ها هستم ؟ مردم فرموده آن حضرت را تصديق كردند . در اين هنگام دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود :

«من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله» .

البزار ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي292 هـ) ، البحر الزخار (مسند البزار) ج 3 ، ص 35 ، ح786 ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مكتبة العلوم والحكم - بيروت ، المدينة الطبعة : الأولى ، 1409هـ .

هيثمي بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :رواه البزار ورجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة وهو ثقة .اين روايت را بزار نقل كرده و راويان آن راويان صحيح بخاري هستند ، غير از فطر بن خليفه كه او نيز مورد اعتماد است

الهيثمي ، علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ) ، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 105 ، ناشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة ، بيروت – 1407هـ .

 


 بزار از سعد بن أبي وقاص

عائشه دختر سعد از پدرش نقل كرده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله دست علي عليه السلام را گرفت و فرمود : آيا من از مؤمنين نسبت به خودشان سزاوارتر نيستم ؟ هر كس كه من مولاي او هستم ، علي مولاي او است .

البزار ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي292 هـ) ، البحر الزخار (مسند البزار) ج 4 ، ص 41 ، ح1203 ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مكتبة العلوم والحكم - بيروت ، المدينة الطبعة : الأولى ، 1409 هـ .

هيثمي بعد از نقل روايت مي‌گويد :

رواه البزار ورجاله ثقات .اين روايت را بزار نقل كرده و راويان آن مورد اعتماد هستند .مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 107 ، اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، ناشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة ، بيروت – 1407 .


 طبراني از زيد بن أرقم

يحيي بن جعده از زيد بن ارقم روايت كرده است كه همراه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به راه خويش ادامه مىداديم تا به غدير خم رسيديم . در آن جا درختى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به آن درخت اشاره كرد و اصحاب زير آن درخت را تميز و مرتب ساختند و آن روز به اندازهاى هوا گرم بود كه ما روز گرم و پر حرارتى را مانند آن روز نديده بوديم .در آنجا بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ايراد خطابه پرداخت . پس از حمد و ثناى الهى ، خطاب به مردم فرمود : هيچ پيغمبرى مبعوث نمىشود مگر آنكه نيمى از مقدار زندگى پيغمبر پيشين خود را عهدهدار مىشود ؛ طولى نمىكشد ، دعوت الهى را اجابت مىكنم و دو اثر گران بار (يا گرانبها) در ميان شما به جاى مىگذارم كه اگر از خواسته و رويه آنان پيروى نماييد ، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهيد شد: يكى كتاب خداست و ديگرى عترت من است .سپس دست على عليه السّلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم ! چه كسى از جان و مال شما ، از خود شما سزاوارتر است ؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داناتر و اوليتر به جان و مال است آنگاه فرمود :«من كنت مولاه فعلىّ مولاه» .

المعجم الكبير ، ج 5 ، ص 171 ، اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360 ، ناشر : مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي .الباني بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :أخرجه الطبراني ( 4986 ) و رجاله ثقات .طبراني آن را نقل كرده و روايان آن مورد اعتماد هستند .

الباني ، محمد ناصر ، السلسلة الصحيحة ، ج 4 ، ص 249 ، طبق برنامه المكتبة‌ الشاملة .

 

امام مهدی بروایت اهل سنت


بسم الله الرحمن الرحیم

مهدی موهوم یا موعود امم

خداوند در سوره توبه آيۀ 33 فرماید :هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ .خداوند پیامبر(ص)را براي هدايت و دين حق ارسال نمود تا اين كه دين اسلام را بر تمام اديان آسماني غلبه بدهد ؛ ولو اين مشركين خوش نداشته باشند .واژۀ « لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» اين دين اسلام بر تمام اديان غالب خواهد آمد ، مسأله‌اي است كه در اين آيه آمده و مفسران نامي اهل سنت ؛ مثل قرطبي ، فخر رازي ، ابوحيان ، ثعلبي و ... اتفاق نظر دارند كه اين آيه مربوط به  امام زمان حضرت مهدي سلام الله عليه است . وقال السبكي ذلك عند خروج المهدي . لا يبقي احد الا دخل الإسلام .

 

غلبۀ اسلام بر ساير اديان زمان قیام حضرت مهدي سلام الله عليه اتفاق خواهد افتاد . هيچکس نمي‌ماند ؛ جز اين كه داخل دين اسلام مي‌شود .تفسير امام قرطبي ، ج 8 ، ص121 و تفسير فخر رازي ، ج16 ، ص40 ، تفسير بحر المحيط ، ج5 ، ص34 ، تفسير زاد المسير ، ابن جوزي ، ج3 ، ص290 ، تفسير ثعلبي ، ج 5 ، ص35  مجمع البيان ، ج5 ، ص35  مجموعه رواياتي كه از پيامبر(ص) در كتب شيعه و سني پيرامون حضرت ولي عصر(عج) آمده1941 روايت است، اکنون چند نمونه از این احادیث را از منابع اهل سنت می آوریم: لا تقوم‌ الساعَه حتی‌ یلی‌ رَجُل‌ من‌ اهل‌ بیتی‌ یواطیء اسمه‌ اسمی. قیامت‌ به‌ پا نخواهد شد تا آن‌ که‌ مردی‌ از اهل‌ بیت‌ من‌ فرا رسد که‌ نام‌ او همانند نام‌ من‌ است. مسند، احمد ۱/۳۷۶؛ مسند بزار ۱/۲۸۱؛ سنن‌ ترمذی‌ ۴/۵۰۵، باب‌ ۵۲؛ طبرانی، معجم‌ کبیر، ۱۰/۱۶۵؛ تاریخ‌ بغداد، خطیب‌ ۴/۳۸۸؛ الحاوی‌ للفتاوی‌ ۲/۵۹ لو لم‌ یبق‌ من‌ الدهر الاّ یوم‌ لبعث‌ اللّه‌ رجلاً من‌ اهل‌ بیتی‌ یملا‌ها عدلاً کما ملئت‌ جوراً  اگر باقی‌ نماند از جهان‌ جز یک‌ روز، به‌ طور حتم‌ خداوند مردی‌ از اهل‌ بیت‌ مرا برمی‌انگیزد تا جهان‌ را از عدل‌ پُر سازد همان‌ گونه‌ که‌ از ظلم‌ پُر شده‌ باشد. مسند، احمد ۱/۹۹؛ مسند، بزار ۱/۱۰۴؛ جامع‌ الاصول، ابن‌ اثیر ۱۱/۴۹؛ سنن‌ ابی‌ داود ۴/۱۰۷؛ الدّرالمنثور ۶/۵۸؛ مستدرک‌ حاکم‌ ۴/۵۵۷؛ تاریخ‌ بخاری‌ ۳/۳۴۶؛ مجمع‌ البیان‌ ۷/۶۷٫

منبع: سنت

از فتنه بپرهیزید


بسم الله الرحمن الرحیم

در کتاب « شواهد التنزیل » به سند خود از « عبدالله بن عباس » در تأویل آیه شریفه: « واتقوافتنة لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصة و اعلموا ان الله شدید العقاب» (سوره انفال آیه 25)

(از فتنه ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی رسد بلکه همه را خواهد گرفت چرا که دیگران سکوت کرده اند و بدانید خداوند کیفر شدید دارد).

گفت: چون آیه نازل شد پیامبر اکرم صل الله علیه و اله فرمود: « من ظلم علیه مقعدی هذا بعد وفاتی فکانما جحد نبوتی و نبوة الانبیاء قبلی»(شواهد التنزیل ص 200 - الذخائر ، ص 71)

(هر کس به علی ظلم کند در نشستن وی به جای من پس از وفاتم، گویا نبوت مرا و پیامبران گذشته را انکار کرده است).

در کتاب ابوعبدالله محمد بن علی سراج است در تأویل آیه به سند خود به عبدالله بن مسعود او گفت: پیامبر به من فرمود ای پسر مسعود بر من آیه: « واتقوافتنة لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصة و اعلموا ان الله شدید العقاب » نازل شد و من آن را نزد تو، به امانت می گذارم، آنچه من می گویم آن را حفظ کن و از من به دیگران نقل نما که : « من ظلم علیا مجلسی هذا کمن جحد نتوتی و نبوة من کان قبلی».

(هر کس به علی (علیه السلام) در نشستن همین محل من، ظلم کند، مثل کسی است که نیوت مرا و تمام پیامبران را انکار کرده است.)

راوی به او گفت: ای ابوعبدالرحمان آیا واقعا این جمله را از پیامبر شنیدی؟!

گفت: آری.  گفت: گفتم: پس چگونه از طرف ظالمان قبول پست و مقام کردی؟! جواب داد: به همان جهت عقوبت عمل خود را به خود وارد آوردم و این به جهت آن بود که من از امام خود اذن نگرفتم، چنانچه جندب و عمار و سلمان گرفتند، و من از خداوند طلب آمرزش می کنم.

طرائف ، ص 125 - 124

معاویه و دادن حق السکوت!+سند


عبد الله بن زبير از معاويه حق السكوت مي‌گيرد!

وقال ابن أبى الدنيا أخبرنى عمر بن بكير عن على بن مجاهد عن بن عروة قال سأل ابن الزبير معاوية شيئا فمنعه فقال والله ما أجهل أن ألزم هذه البنية فلا أشتم لك عرضا ولا أقصم لك حسبا ولكنى أسدل عمامتى من بين يدى ذراعا ومن خلفى ذراعا فى طريق أهل الشام وأذكر سيرة أبى بكر الصديق وعمر فيقول الناس من هذا فيقولون ابن حوارى رسول الله صلى الله عليه وسلم وابن بنت الصديق فقال معاوية حسبك بهذا شرفا ثم قال هات حوائجك(ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاى774هـ)، البداية والنهاية، ج8، ص338، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.)

عبد الله بن زبير چيزى از معاويه خواست، اما به او نداد؛ عبد الله بن زبير گفت: اى معاويه! (گمان نكن) كه من بلد نيستم در اين ساختمان‌ها ساكن شوم ْ، و به تو دشنام ندهم و آبروى تو را نبرم، ولى من عمامه خود را از جلو و از پشت سر خويش رها كرده و در راه اهل شام مى‌نشينم، و سيره ابوبكر و عمر را خواهم گفت!(تا مردم بدانند سيره تو با سيره ابوبكر و عمر فرق مى‌كند)

مردم نيز مى‌گويند: اين چه كسى است ؟ مى‌گويند پسر حوارى رسول خدا (ص) و پسر دختر ابوبكر! معاويه گفت: همين مقدار شرف براى تو كافى است! هر حاجتى دارى بياور!


المدائني عن علي بن مجاهد عن هشام بن عروة قال: سأل عبد الله بن الزبير معاوية حوائج فمنعه فقال: يا أمير المؤمنين، أو يا معاوية، إني لخليق أن أخرج فأقعد على طريق الشام فلا أشتم لك عرضاً ولا أقصب لك حسباً، ولكني أسدل عمامتي بين يدي ذراعاً وخلفي ذراعاً، وأذكر سيرة أبي بكر وعمر، فيقال هذا ابن حواري رسول الله صلى الله عليه وسلم، فقال معاوية: كفى بذلك، وقضى حوائجه.(البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاى279هـ)، أنساب الأشراف، ج2، ص98 ، طبق برنامه الجامع الكبير.)

عبد الله بن زبير از معاويه خواسته‌هايى داشت، گفت: اى امير المومنين، يا اى معاويه! من شايسته‌ام كه بر سر راه شام بنشينم و نه به تو دشنام دهم و نه آبروى تو را ببرم! ولى عمامه‌ام را بين دو دست خود و پشت سر خود باز كنم، و سيره ابوبكر و عمر را نقل كنم! (تا مردم بدانند سيره تو غلط است)

مردم مى‌گويند اين كيست؟ جواب داده مى‌شود: پسر حوارى رسول خدا (ص) است.معاويه گفت: همينقدر كافى است و حوائج او را برآورده كرد .

منبع: سنت

سجده بر زمین

بسم الله الرحمن الرحیم

سجدۀ رسول خدا بر زمين :

شيعه و سني اتفاق دارند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بر زمين سجده مي‌كرده و مي‌فرموده است :

أعطيت خمسا لم يعطهن أحد قبلي ... وجعلت لي الأرض مسجدا وطهورا .

صحيح البخاري ، البخاري ، ج 1 ، ص 86 .


پنچ چيز به من داده شده است كه به هيچ كس قبل از من داده نشده است ... زمين براي من محل سجده و  پاك كننده قرار داده شده است .

و نيز از ابو وائل نقل شده است كه مي‌گفت :

رأيت النبي ( ص ) إذا سجد وضع جبهته وأنفه على الأرض .

أحكام القرآن ، الجصاص ، ج 3 ، ص 36 ، و مسند احمد ،  ج 4 ، ص 315 ، 317 .


پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله را ديدم كه وقتي سجده مي‌كرد ، پيشاني و بيني‌اش را بر زمين مي‌نهاد .

و صحابه رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) نيز به تبعيت از آن حضرت ، جز بر زمين بر چيز ديگري سجده نمي‌كردند :

وعن أبي عبيدة أن ابن مسعود كان لا يصلي أو لا يسجد إلا على الأرض . رواه الطبراني في الكبير .

مجمع الزوائد ، الهيثمي ، ج 2 ، ص 57 .


ابن مسعود نماز نمي‌خواند و سجده نمي‌كرد ؛ مگر بر زمين ... طبراني اين روايت را در الكبير نقل كرده است .

حتي نقل شده است كه برخي از صحابه ؛ از جمله مسروق بن الأجدع ، چيزي شبيه مهر امروزي با خود حمل مي‌كرد و در زمان مسافرت با كشتي بر آن سجده مي كرد . محمد بن سعد در الطبقات الكبري مي‌نويسد :


حدثنا محمد قال كان مسروق إذا خرج يخرج بلبنة يسجد عليها في السفينة .


الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد ، ج 6 ، ص 79 .


مسروق ، هر وقت كه به مسافرتي مي‌رفت ، مقداري از خاك با خود بر مي‌داشت تا در كشتي بر آن سجده كند .

منبع: سنت

ثقلین و غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

ثقلین و غدیر در کنار هم از لسان پیامبر

حضرت على عليه السّلام فرموده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زير درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نكشيد از زير درخت بيرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه اين است كه گواهى مي‌دهيد ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود:مگر نه اين‌ است كه گواهى مي‌دهيد ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او مولاى شمايند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر اين ، كسى كه خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى اين شخص (على عليه السّلام) مولاى اوست. اينك ، در ميان شما دو اثر ارزنده و گرانبها مىگذارم كه هرگاه به آن‌ها تمسك كنيد ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهيد شد : يكى ، كتاب خدا است كه ريسمان استوار ميان شما و خدا مىباشد كه يك طرف آن در دست حق تعالى است و طرف ديگرش در اختيار شماست و ديگرى ، اهل بيت من است.ابن حجر بعد از نقل اين روايت بر صحت آن تصريح كرده و به طرق آن نيز اشاره كرده و مي‌گويد :سند اين روايت صحيح است . حديث غدير خم را نسائي از طريق أبو طفيل از زيد بن أرقم و نيز از علي عليه السلام و گروهي از صحابه نقل كرده‌ است . در اين روايت چيزهاي است كه در آن‌ها نيست . اصل حديث را ترمذي نيز نقل كرده است.ابن حجر عسقلاني ، أحمد بن علي بن حجر (متوفاي852 هـ) المطالب العالية زوائد المسانيد الثمانية ، ج 16 ، ص142 ، ح3943 ، تحقيق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري ، ناشر : دار العاصمة/ دار الغيث - السعودية ، الطبعة : الأولى ، 1419هـ .
منبع: سنت

ترتیب آیات قرآن


بسم الله الرحمن الرحیم

سیوطی درنوع 62 از اتقان نیز درباره مناسبت آیات و سوره ها و اینکه ترتیب هر یک از آیه ها و سورها، به دستور خدای تعالی بوده چند قول دیگر آورده است.

می گویم: مطلب از طلوع صبح آشکارتر، و از خورشید فروزان در نیمروز نمایان تر است در اینکه آمیخته کردن سوره های این کتاب ارزنده الهی و ترتیب آن بر این طرز شگفت انگیز نمی باشد جز به فرمان خدای تعالی، و کسی که در قرآن غیر آنچه را ما ثابت کردیم بگوید، بر خدا دروغ بسته و سخن ناصواب گفته و بر کتاب او و پیامبرش دروغی ساخته است. و گروه کوچکی قائل شده اند که ترتیب سوره ها در دوران زندگی پیامبر خدا نبوده و در عهد ابوبکر مرتب شده است.

می گویم: بعد از چشم پوشی از دلیلی که به آن تمسک نموده اند و بر طبق آن استدلال کرده اند و به ظاهر آن گول خورده اند.

فصل الخطاب فی عدم تحریف کتاب رب الارباب ، ص 44

قرآن در زمان پیامبر اسلام جمع آوری و کتابت شد

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا قرآن تحریف شده؟

«... اگر کار جمع آوری و ترتیب سوره های قرآن در زمان پیغمبر صورت نگرفته باشد و چنانچه عده بسیار اندکی بدون دقت و رسیدن به کنه مطلب پنداشته اند بعد از درگذشت آن جناب، صحابه آن را بر اساس نظر خود مرتب کرده باشند، دیگر فرموده خداوند:

فأتوا بسورة  (یونس/39)  ، بعشر سور (نساء/85)  و مانند این دو آیه مفهومی ندارد.

سیوطی در اتقان، فصل نخست از نوع هیجدهم گوید: اجماع و روایات مترادف بر این دلالت دارند که ترتیب آیات توقیفی، مستند به تعیین پیغمبر اکرم صل الله علیه و اله در ترتیب نزول است و تردیدی در آن نیست و بسیاری از علماء آن را در آثار خود آورده اند از جمله زرکشی در البرهان ادعای اجماع کرده و ابوجعفر ابن الزبیر در کتاب مناسبات خود چنین گفته است:

ترتیب آیات و سوره های قرآن به توقیف و آگاهی خود پیغمبر و فرمان او انجام شد و در این مورد بین مسلمین خلافی نیست.»

فصل الخصاب فی عدم تحریف کتاب رب الارباب، ص 26 - 25

دشمن قسم خورده

عثمان الخمیس کیست؟
اصلی ترین تخصص و فعالیت الخمیس مناظره با شیعیان در فضاهای مختلف و بخصوص برنامه های ماهواره ای و اینترنت است. خمیس در ادعایی عجیب، ائمه دوازده گانه را ابوبكر، عمر، عثمان، علي ، معاويه، يزيد، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان و ... بیان می کند. وی معتقد است اكثر ائمه اموي هستند.
گروه گزارش ویژه مشرق - دکتر عثمان بن محمد بن حمد بن عبدالله بن صالح بن محمد الخميس ناصري تميمي که نسبش به قبيلة نواصر  از نسل مسور بن عمر بن عباد ابن حُصين تميمي آخرین امیر سني كويتي قبيلة بني تميم می رسد. وی متولد 16ژانویه 1956 در کویت است و در دانشگاه اسلامی محمد بن سعود رياض درس خوانده است.
 

عثمان خمیس؛ شیر وهابیت !!!

***پایان نامه ضدشیعی
موضوع پایان نامه او نقد کتاب شریف المراجعات سید شرف الدین عاملی بوده و اصلی ترین تخصص و فعالیت او هم مناظره با شیعیان در فضاهای مختلف و بخصوص برنامه های ماهواره ای و اینترنت است و از همین رو او را شیر(؟!!) وهابیان می خوانند. او یکی از چهار مدافع جدی جریان وهابیت (عثمان الخميس, عدنان العرعور, عبد الرحمن الدمشقية و د. عبد الرحيم البلوشي (ملقب بأبي المنتصر بلوشي)) است.

عدنان العرعور
 

استادان
استادان وی را چنین برشمرده اند:

•     عبد العزيز بن عبد الله بن باز.

•     محمد بن صالح العثيمين.

•     ناظم المسباح.

•     أبي عمر إبراهيم اللاحم.

•     أبي محمد ناصر حميد.

•     أبي إبراهيم علي اليحي.

•     أبي علي عبد الله الجعيثم.

•     أبي محمد صالح الميان.

•     أبي عبد الله علي الجمعة.

•     حمود العقلا.

•     محمد المرشد.

•     أبو سامى.
 
تالیفات
مهمترین کتابها و تالیفات وی در طول سالهای گذشته از این قرار است:

•    كتاب المراجعات دراسة حديثية: بررسی تازه کتاب المراجعات: پایان نامه دکتری وی

•    حقبة من التاريخ:دوره ای از تاریخ

•    كشف الجاني محمد التيجاني: این کتاب در رد کتاب آنگاه هدایت شده تيجاني نوشته شده است

•    من هو المهدي المنتظر: مهدی منتظر کیست؟ در رد انتظار امام زمان علیه السلام

•    سياحة في كتاب الكافي: گشت و گذار در کتاب کافی مرحوم کلینی

•    كتاب الكافي - عرض ونقد: بررسی و نقد کتاب کافی

•    شبهات وردود: شبهات و پاسخها

•    متى يشرق نورك ايها المنتظر ؟: ای منتظر کی نورت طلوع می کند؟ در رد انتظار امام زمان علیه السلام

•    من القلب إلى القلب: از قلب به قلب

•    الأحاديث الواردة في شأن السبطين: احادیث جعلی(؟؟)درباره امام حسن و امام حسین علیهماالسلام

•    كنوز السيرة: گنجهای سیره نبوی

•    الدعاء أحكام وآداب: احکام و آداب دعا

مرزبانان حریم تشیع
عثمان خمیس در لابه لای مناظرات و صحبتهای خود علیه شیعه اتهامات مختلفی را مطرح کرده و بی خبران را نیز بر ضد شیعه می شوراند. در اینجا برخی از موارد از ادعاهای باطل او را با هم مرور می کنیم. پیش از آن یادآور می شود مشهورترین شخصیتهای شیعی که پاسخ شبهات او را داده اند عبارتند از:
  • آیت الله العظمی جوادی آملی که علاوه بر جلسات مختلف کلاسها و سخنرانیهای خود به تالیف آثاری چند در رد او پرداخته اند. ظاهرا کتاب مهم و ارزنده امام مهدی علیه السلام موجود موعود این مرجع پرکار و توانای شیعه در رد کتاب عحیب ترین دروغ تاریخ این وهابی کویتی نوشته و منتشر شده است.
 
  • علامه علی کورانی: ایشان علاوه بر انجام مناظرات و سخنرانی در عرصه اینترنت و برنامه های ماهواره به تالیف آثاری در پاسخ به شبهات او اقدام کرده اند که از جمله آثار منتشر شده ایشان در این راستا می توان به مجموعه مفصل و چند جلدی شبهات و ردود(پاسخ به شبهات) ایشان اشاره کرد. جالب است بدانیم پاسخهای علامه کورانی برای مریدان همیس چنان دردناک بوده که در سایتها و وبلاگهای خود از این محقق فعال و خادم واقعی امام عصر علیه السلام با تعبیر زندیق یاد می کنند. یاد آور می شود آثار محققانه عصر ظهور، المعجم الموضوعی لاحادیث الامام المهدی علیه السلام و نیز ویرایش اول معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام که با همکاری جمعی از محققان و فضلای حوزه علمیه قم تالیف و منتشر شده بودند مهمترین آثار مهدوی این محقق لبنانی الاصل و عاشق دلباخته امام زمان علیه السلام هستند.
 

  • استاد حسینی قزوینی ایشان نیز علامه بر سخنرانی و مناظرهای متعدد به طور مستقل در سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام مغالطات و ایرادهای او را برشمرده و پاسخ داده اند.
  • استاد عصام العماد وهابی یمنی مستبصر و شیعه ای که مفصلترین مناظره ها را با عثمان خمیس انجام داده و بخشی از این مناظرات در کتاب900صفحه ای منتشر شده است.

متن کامل مناظرات را در این آدرس بخوانید:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=101

علاوه بر اساتید یاد شده محققان و پژوهشگران متعددی در قالب کتاب و سخنرانی و سایت و وبلاگهای متعدد به مطالب این دشمن فسم خورده امام عصر علیه السلام پرداخته اند.

ادعایی خنده دار
وی در یکی از برنامه های احدیه در ریاض و در گفتگو با محمد جبر رشید مدعی شده بود:
من توانسته ام بیساری از شیعیان را در مناطق مختلف دنیا وهابی کنم که برخی از آنها از این قرار است:

-    400 نفر در کویت

-    4000نفر در عربستان سعودی

-    700نفر در بحرین

-    100000(صدهزار) نفر از شیعیان عرب اهواز

-    هزاران نفر از شیعیان در تهران و صدها نفر در عراق

وی در ادامه مدعی می شود بی شک حداقل سه هزار(3000) نفر از شیعیان عربستان را وهابی کرده ام که از ترسشان نمی توانند وهابیت خود را اظهار کنند و البته نگفته در عربستان وهابی اینان از چه چیز و چه کس می ترسیده اند و بگویند وهابی اند؟!!! و علاوه بر آنان هم 400 نفر دیگر در کویت و 1200 نفر در بحرین و هزاران نفر دیگر در اهواز نیز از اظهار وهابیت خود هراسناکند.
 

جا دارد خوانندگان عزیز این مطلب تنها در تهران با جمعیت میلیونی اش بفرمایند تا پیش از خواندن این مطلب آیا از اسم این مدعی دروغگو و نه حتی ادعاها و اعتقاداتش چیزی به گوش و چشمشان خورد بوده یا نه و آیا اساسا تنها و تنها یک نفر در شهرها و کشورهایی که نام برده با تخیلات و اوهام او از فرهنگ شیعی دست برداشته و به آیین خشن و خونریز و بی رحم وهابی گرویده است؟ تنها یک نفر هم کافیست چه رسد به صدها هزار مورد ادعای او!!!   
 

درددلی با مسئولان و صاحبان ثروت و منصب
متاسفانه آثار دشمنان تشیع به راحتی ضمن سفر به عربستان، لابه لای صفحات مختلف اینترنت و حتی گاه در گوشه کنار شهرهای شیعی دنیا به پشتوانه سرمایه هنگفت نفتی عربستان به راحتی در دسترس همه قرار دارد و اکثر این آثار را می توان به دست آورد اما محققان شیعه به واسطه کمبود روحیه جهاد فرهنگی در تخصیص و اولویت بندی بودجه های دولتی و نهادهای خصوصی و حتی سرمایه داران شیعه هماره دچار مشکلند.به این خبر برای نمونه نگاه کنید:

خبرگزاری رسا(9/6/92)  «مهدی علیه السلام مهمترین حقیقت تاریخ» عنوان کتابی است از حجت الاسلام گودرزی از محققان پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی که در این کتاب به بررسی و نقد شبهات کتاب «عجیب ترین دروغ تاریخ» اثر عثمان محمد الخمیس پرداخته است.
حجت‌الاسلام گودرزی در رابطه با دلیل نگارش این کتاب خاطرنشان کرد: تقریبا دو سه سال پیش به سفر عمره رفته بودم. در مدینه دیدم مبلغین وهابی کتاب‌هایی بین زائران ایران بخش می‌کردند، یک کتاب را گرفتم دیدم کتاب با عنوان «عجیب‌ترین دروغ تاریخ» نوشته عثمان محمدالخمیس بود که از نویسندگان مشهور است و قبلا نیز کتابها و مطالبی درباره او شنیده بودم. تیراژی که از این کتاب منتشر کرده بودند نیز بسیار زیاد و در حدود 100 هزار جلد بود.به همین خاطر جرقه نگارش نقدی بر این کتاب و رفع ایرادهای وارده در ذهنم وارد شد. وی در مورد مطالب این کتاب نیز یادآور شد: ادعای کتاب عثمان الخمیس این است که مطالب شیعه درباره حضرت مهدی(عجل‌الله تعالی فرجه) افسانه و دروغ است و ساخته و پرداخته ذهن علمای شیعه است.

وی ادامه داد: برای پاسخ به شبهاتی که در این کتاب مطرح شده بود، این موضوع را در چند جا مطرح کردیم، از جمله پژوهشکده حج و زیارت، پژوهشکده مهدویت و مرکز تخصصی مهدویت، حتی طرحی نیز برای آن نوشته شد و محقق هم تعیین شد اما به علت کمبود بودجه کار متوقف شد. مؤلف کتاب «مهدی مهم‌ترین حقیقت تاریخ» اضافه کرد: این اثر به سفارش پژوهشکده حج‌وزیارت و با همکاری شاگردان خودم که پایه های 5 و 6 طلبگی را می‌خواندند نوشته شده است.

وی ادامه داد: سعی ما در این کتاب بر این بوده که یک نقد متوسط در حد متعارف و معمولی نوشته شود، چون مخاطب هدف این کتاب اشخاص عادی با سطح متوسط دبیرستان و چند سال اول دانشجویی بوده. از این رو سعی کردیم در نقد این کتاب در عین اینکه از منابع محکم و متقنی استفاده می‌شود خیلی روان و ساده و در حد متوسط باشد.
 حجت الاسلام و المسلمین گودرزی با انتقاد از انفعال پژوهشکده‌ها و پژوهشگران حوزه مهدویت، اظهار داشت: خلأی که در اینجا وجود دارد این است که هنوز یک نقد علمی تخصصی جدی با رویکرد حدیثی تاریخی دراین‌باره نوشته نشده و ما نیازمند نگارش یک نقد تخصصی هستیم که به همه زوایای این موضوع توجه کرده و جواب محکم و قابل قبولی ارائه دهد.
 

وی در مورد فصول کتاب نیز اظهار داشت: این کتاب را در قالب 13 فصل و براساس شبهات عثمان الخمیس دسته بندی کرده‌ایم. مثلا شبهات نام و نسب حضرت را در فصل 4 آورده‌ایم، دلایل وجود حضرت را در فصل سوم آورده‌ایم و شبهات ولادت ایشان را در فصل 6 پاسخ داده‌ایم. وی در مورد مشکلات و موانع نگارش نقدهای علمی درباره شبهات وارده به مباحث مهدویت نیز افزود:

 1. مرکز یا مؤسسه خاصی متولی این کار نیست، علت عمده آن هم مسائل بودجه است چون تحقیقات بنیادی را بیشتر می‌پسندند و به جواب شبهات توجه نمی‌شود.

 2. مدیریت کار و سرعت انجام کار کم است.

 3. مشکل دیگر سخت‌نویسی و فنی‌نویسی است. خیلی از شبهات را می‌توان ساده جواب داد اما نویسندگان ما می‌خواهند فنی جواب دهند، به همین دلیل خیلی طول می‌کشد و خود کتاب هم حجیم می‌شود و باید کتاب را خیلی کم حجم و ساده جواب داد.

وی در پایان اظهار داشت: این کتاب حدود یکسال طول کشید تا چاپ شد و در برخی مطالب آن دست‌کاری شده که انشاءالله در چاپ جدید اصلاح خواهد شد. نام کتاب نیز در ابتدا «بزرگترین حقیقت تاریخ» بود که نام آن را عوض کردند.

و اینجاست که باید گفت:
اللَّهُمَّ إِنّا نَشْکُو إِلَيْکَ فَقْدَ نَبِيِّنا وَغَيْبَةَ وَلِيِّنا وَشِدَّةَ الزَّمانِ عَلَيْنا وَوُقُوعَ الفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ الأَعْدآءِ عَلَيْنا وَکَثْرَةَ عَدُوِّنا وَقِلَّةَ عَدَدِنا.

برخی مواضع درباره حوادث روز
وی نیز همانند دیگر سلفیهای غیر مصری، بیداری اسلامی و قیام علیه حسنی مبارک را امری دنیاطلبانه و غیر دینی اعلام کرده بود.

جنبش مردم مصر دنیا طلبانه است (لینک)

عثمان خمیس نظام سوری را هم مرتد و دفاع از آن را حرام اعلام کرده بود.
ارتداد حکومت سوریه (لینک)

نام او هم در کنار نام افرادی مانند عریفی و عرعور و دمشقیه ، از مبلغین سرشناس وهابی در سایت‌های مختلف به عنوان مرجع اصلی فتوای شنیع و هوسرانانه جهاد نکاح دیده می شود!!
 

اعترافات وحشتناک زنان و مردانی که به جهاد نکاح تن داده اند(۱۸+)
(لینک)


تهاجم به تشیع و عوامفریبی
خمیس از سویی تلاش می کند خود و دیگر وهابیان را دوستداران واقعی اهل بیت علیه السلام و سپس قرآن نشان دهد و از سوی دیگر به بهانه غلو و ارائه اسلام راستین چشم بر حقایق مسلم قرآن و سنت می بندد. از جمله شبهات و اتهامات او به شیعه می توان به این موارد اشاره کرد:
  • اعتقاد شیعه به تحریف قرآن
وی به استناد چند روایت انگشت شمار ضعیف و جعلی در منابع شیعه همه شیعیان را متهم می کند که به تحریف قرآن باور دارند! این مفتی کویتی که فراموش کرده قرآن شیعیان همان قرآنیست که در عربستان و مصر و سوریه و لبنان منتشر می شود به نقل از ابن نیمیه بزرگ وهابیان می نویسد:
«اين از عقائد ثابت اماميه است كه قرآن موجود هم بسياري از آياتش حذف شده و هم اينكه بسياري از آيات بر آن اضافه شده است و در واقع اين كتاب موجود در بين مسلمانان آن قرآن منزَل بر پيغمبر نيست .»
 

حال آنکه شيخ صدوق (متوفاي380هـ ) در شرح باب حادي‌عشر ، ص93 مي‌گويد :

قرآني كه خدا بر پيغمبرش نازل كرده همين قرآن در اختيار مردم است ...
شيخ مفيد (متوفاي413هـ ) در كتاب اوائل المقالات ، ص54 تا56 مي‌گويد :
هيچ كلمه و آيه و سوره‌اي از قرآن كم نشده است ؛ بله ، ما معتقديم آنچه كه در قرآن اميرالمؤمنين بوده حذف شده كه عبارت بودند از مطالبي كه حضرت حقيقت تأويل و تفسير آيات را بيان فرموده بود كه مربوط به خود آيات نمي‌شد .
سيد مرتضي همين تعبير را دارد . شيخ طوسي در كتاب تبيان ، ج1، ص4 صراحت دارد بر اينكه اين قرآن موجود در ميان مسلمين همان قرآن منزَل بر رسول خدا صلي الله عليه و آله است . علامه حلّي در قرن هفتم و هشتم در كتاب أجوبة المسائل المعنائيه ، ص121، مسأله13 مي‌گويد :
... پناه مي‌بريم از أمتي كه معتقد به تحريف قرآن باشد .
مرحوم آیت الله خوئي در كتاب البيان ، ص295 مي‌فرمايد :
داستان تحريف قرآن داستاني خرافي و خيالي است و حقيقت ندارد .

مرحوم امام رضوان الله تعالي عليه در تهذيب الأصول ، ج2 ، ص165 مي‌فرمايد : « كتاب منزَل بر رسول خدا همان كتابي است كه در اختيار مردم است و هيچ عاقلي نظر و توجه نمي‌كند به روايتي كه مربوط به تحريف قرآن ». يعني تحريف قرآن عقيده مجانين و ديوانه‌ها است و توجه به اين روايت از صاحبان عقول قابل قبول نيست ؛ اين عقيده و سخنان بزرگان شيعه.
کاش می شد از اینان می پرسیدیم شیعه ای را که از نظر آنان چنین اعتقاداتی دارد در کجای دنیا یافته اند و چرا به جرم این اعتقاد بی معنقد، وهابیان حکم وجوب نسل کشی شیعیان را صادر می کنند و نه تنها شیعیان که با دوستان شیعیان نیز رفتارهای وحشیانه ای مانند آنچه در سوریه می بینیم انجام می دهند؟؟؟
 
  • خرافه بودن انتظار و اعتقاد به امام زمان علیه السلام
خمیس در ادعایی عجیب ضمن قبول و اعتراف به احادیث متواتر امامان دوازده جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله،  ائمه دوازده گانه را ابوبكر، عمر ،عثمان، علي ، معاويه، يزيد، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان و دوازدهمين امام مهدي بیان می کند. وی معتقد است اكثر ائمه اموي هستند.
تنها اختلاف میان شیعه و اهل سنت در تولد امام زمان در قرن سوم هجری(به اعتقاد شیعه و تعداد قابل توجهی از علمای اهل سنت که اسامی آنان در کتاب الامام المهدی علیه السلام عنداهل السنه نوشته استاد مهدی فقیه ایمانی به همراه تصویر دست نوشته و کتابشان آمده است ) یا پیش از ظهور(به اعتقاد بخشی از علمای اهل سنت و نه همه آنان) است.
به قدری شیعه و اهل سنت در این موضوع به هم نزدیکند که بزرگان شیعه مانند علامه سید بن طاووس، آیت الله العظمی سید صدرالدین صدر، آیت الله العظمی صافی گلپایگانی و... کتابهایی منتشر کرده اند که همه یا بخش قابل توجهی از آنها روایات مشترک شیعه و اهل سنت درباره امام زمان علیه السلام است. با این حال خمیس موضوع ولادت امام زمان علیه السلام، مادر ایشان سلام الله علیها و انتظار را ضمن چند کتاب و سخنرانی و برنامه های متعدد تلویزیونی و... بزرگترین دروغ و خرافه تاریخ خوانده و شیعیان را به سبب باور به ایشان به سخره می گیرد.  
 

  • باور مسخره آمیز!! رجعت
هرچند موضوع رجعت به صراحت در قرآن کریم آمده ولی شیعیان از این بابت مورد تمسخر عثمان خمیس هستند.
برای نمونه در سوره نمل ، آيه 83 مي‌فرمايد :
وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أمّةٍ فَوْجاً مِمّنْ يُكَذِّبُ بآياتِنا فَهُم يُوزَعُونَ
يعني روزي كه ما از هر ملتي يك دسته‌اي را محشور مي‌كنيم و برمي‌گردانيم ...
در حالی در روز قيامت است همه مردم حاضر مي‌شوند و در سوره كهف ، آيه47 مي‌فرمايد : وَ حَشَرناهُم فَلَن ‌نغادِر منهم أحداً يعني روز قيامت تمام مردم را محشور مي‌كنيم و يك نفر را هم جاي نمي‌گذاريم .  در این باره کتابهای متعددی درباره دلایل قرآنی و استدلالی و روایی متعددی توسط علمای بزرگ شیعه نوشته شده که جامعترین آنها را می توان کتاب الشیعه و الرجعه مرحوم آیت الله طبسی دانست و علاقه مندان می توان به آن اثر ارزنده مراجعه نمایند.
  • تحریف تاریخ و نفی فضائل اهل بیت علیهم السلام
عثمان الخمیس در برنامه خود در "شبکه ماهواره‏ای الصفا" به حدیث جعلی «نحن معاشر الانبیاء لانورّث ، ما ترکناه صدقة» استناد کرده و فدک را حق حضرت فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ ندانست. وی در این برنامه‏ها به زعم خود تلاش کرد تا با دلایل متعدد ثابت کند که منظور آیات قرآن از ارثی که انبیاء باقی گذاشتند تنها "علم و نبوت" است.
در پاسخ به این اظهارات بی‏پایه، مفسّر و متأله بزرگ معاصر، آیت‏الله عبدالله جوادی آملی با توضیح خطبه فدکیه حضرت زهرا و نیز وداع امیرالمؤمنین علی ـ علیهما السلام ـ با ایشان، به ایراد پاسخ پرداختند که در ضمن آن بر مظلومیت آن حضرت اشک ریختند. متن این مطلب را در سایت معظم له می توانید مطالعه نمایید.

وی به تعرض به مالک که می‌گوید و تصریح می‌کند که من هیچ شبی نخوابیدم مگر اینکه در عالم رویا با پیامبر هم سخن بودم، تمام فضائل نقل شده درباره اهل بیت علیهم السلام را غلو خوانده و صرفا امامان علیهم السلام را افرادی خوب و معمولی می خواند.
عثمان خمیس در برنامه ای ماهواره ای صراحتا می گوید محبت به علی و فاطمه علیهماالسلام ایمان است و منکر آنان کافر!!! و ما دوستداران واقعی ایشان هستیم. دخترم را فاطمه نامیدم تا با دختر رسول خدا صلی الله علیه (و آله) محشور شود و از سوی دیگر فضائل حضرت خدیجه سلام الله علیها را انکار کرده و به رغم آنچه در منابع مسلم تاریخ شیعه و اهل سنت آمده دیگر همسران رسول خدا صلی الله علیه را برتر از ایشان می خواند.
اشک تمساح: چرا دخترم را فاطمه نامیدم !!! (لینک)


  • شیعیان و ابن زیاد قاتل امام حسین علیه السلام و بی گناهی یزید
وی در خطبه ای مفصل مدعی می شود شیعیان، امام حسین علیه السلام را به کوفه دعوت کردند و سپس تحت فرمان ابن زیاد خبیث و به رغم عدم تمایل یزید! در حق امام حسین علیه السلام خیانت کردند و ایشان را به شهادت رساندند! وی که فراموش کرده در سپاه ابن زیاد تعداد زیادی از دعوت کنندگان امام حسین علیه السلام حضور داشتند و جتی یک شیعه امامی در سپاه او دیده نمی شد مدعی می شود ما وهابیان دوستداران واقعی امام حسین علیه السلام هستیم و قاتلان ایشان را همیشه لعن می کنیم.


صوت: نقل تاریخ عاشورا با تحلیل عثمان خمیس


سایتها و مجموعه های وهابی نیز این روزها جمله ای را منتشر کرده اند که متاسفانه به سبب ضعف مطالعات تاریخی عامه مردم، در ایام عزاداری سیدالشهدا علیه السلام به عنوان پیامکی عاشورایی بین مردم ما دست به دست می چرخد:  «منتظران بهوش حسین را منتظرانش کشتند»
غافل از اینکه میان منتظر و مدعی و دعوت کننده حالی به حالی از زمین تا آسمان فرق است. با مطالعه آثار متعدد تاریخی از منابع اهل سنت و شیعه به خوبی می توان دریافت که روز عاشورا تمام شیعیان یا در سپاه امام حسین علیه السلام بودند یا در زندان یزیدیان و بقیه مردم کوفه عثمانی مذهب بودند و در مقام مقایسه رهبری امام حسین علیه السلام را بهتر از یزید می دانستند. در میان اینان یهودی و خوارج و ناصبیها هم کم نبودند.
 به اینها اضافه کنید این مطلب را که ما همین الان به همه باورمندان شیعه به امام زمان علیه السلام منتظر نمی گوییم و مقام منتظران را مقام بالایی می دانیم که بهترین و نابترین و خالصترین شیعیان تاریخ را منتظر می خوانیم. حال جا دارد از خود بپرسیم آیا واقعا «حسین علیه السلام را منتظرانش کشتند»؟!!! یا اینکه صرفا جمعی مدعی غیر معتقد به ایشان؟
 


 
فهرست منابع اینترنتی

توضیح: کتابهای مورد استفاده در لابه لای متن معرفی شده اند.

http://www.rasanews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=182313

http://nasimonline.ir/Ar/NSite/FullStory/News/?Id=9294

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=101

http://www.q8yat.com/t689820.html

http://www.marefa.org/index.php/%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%85%D9%8A%D8%B3

http://www.lemonpress.ir/fa/news/122133

بزرگ زنان اهل بهشت

بسم الله الرحمن الرحیم

عایشه به فاطمه سلام الله گفت:

آیا چیزی راکه از پیامبر (صل الله علیه و اله) شنیدم، خوشحال نمی کند تو را . پیامبر(صل الله علیه و اله) می فرمود:

سروران زنهای بهشت چهار تن می باشند:

1- مریم دختر عمران

2- فاطمه دختر محمد (صل الله علیه و اله)

3- خدیجه دختر خویلد

4- آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون


چهل حدیث فضائل علی و فاطمه به نقل از : ابن صباغ المالکی المتوفی (855) فی فصول المهمة ص 145 و فی ط دار الأضواء: ص 138، نقلا عن العترة النبویة، مرفوعا الی عائشه.

قبور بزرگان اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

در اين جا مخاطب ما فقط وهّابيان تندرو هستند، زيرا زيارت قبور بزرگان اسلام را همه فرق مسلمين ـ جز اين گروه اندك ـ جايز مى شمرند، به هر حال گروهى از وهّابى ها به ما ايراد مى كنند كه چرا به زيارت پيشوايان دينى مى رويد؟ و ما را «قبوريّون» مى نامند!

در حالى كه در همه نقاط جهان براى آرامگاه هاى گذشتگان اهمّيّت قائل هستند و به زيارت آن مى روند.

مسلمين جهان نيز هميشه براى قبور بزرگان خود ارج قائل بوده و هستند و به زيارت آنها رفته و مى روند، تنها گروه كوچك وهّابيون هستند كه با آن مخالفت مى كنند و در واقع مدّعى تمام مسلمين دنيا مى باشند.

البتّه بعضى از علماى معروف وهّابى نيز تصريح كرده اند كه زيارت قبر پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)مستحب است، ولى به نيّت زيارت نبايد «شدّ رحال» كرد، يعنى به قصد زيارت مسجد النّبى و عبادت در آن يا انجام عمره به مدينه بيايند، در ضمن قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) را نيز زيارت كنند و به قصد زيارت بار سفر نبندند!

«بن باز» فقيه معروف وهّابى كه چندى پيش درگذشت طبق گفته جريده «الجزيره» مى گفت: «كسى كه مسجد پيامبر را زيارت كند مستحب است در روضه پيامبر دو ركعت نماز بگذارد، سپس بر پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) سلام بگويد و نيز مستحب است به قبرستان بقيع برود و به شهداى مدفون در آن سلام بگويد».(1)

فقهاى چهارگانه اهل سنّت ـ طبق نقل «الفقه على المذاهب الاربعه» ـ زيارت قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) را بدون اين قيود و شروط مستحب مى دانستند، در اين كتاب چنين مى خوانيم: «زيارت قبر پيامبر از بالاترين مستحبّات است و در مورد آن احاديث متعدّدى وارد شده است». سپس به نقل شش حديث مى پردازد.(2)

اين گروه از وهّابيون به طور كلّى در سه نقطه با ديگر مسلمانان جهان درگير بوده و مخالفت دارند:

1ـ بناى قبور.

2ـ شدّ رحال براى زيارت قبور.

3ـ زيارت زنان از قبور.

آنها به بعضى از روايات در هر سه موضوع تمسّك جسته اند كه يا سند درستى ندارد يا دلالت آن مردود است (و به زودى به خواست خدا شرح آن خواهد آمد).

به نظر مى رسد انگيزه ديگرى براى اين حركت نادرست دارند، آنها گرفتار وسوسه در مسأله توحيد و شركند و شايد چنين مى پندارند زيارت قبور به مفهوم پرستش آنهاست و لابد همه مسلمين غير از آنها مشرك و ملحدند!!

 

1. جريده الجزيره، شماره 6826 (22 ذى القعدة 1411).

2. الفقه على المذاهب الاربعة، جلد 1، صفحه 590.

منبع: شیعه پاسخ می گوید

اللهم صل علی محمد و آل محمد 

فایده مردگان

بسم الله الرحمن الرحیم

وهابیت مدعی ست که مردگان مفید بر فایده نیستند و این در حالی ست که در صحاح و مسانید اهل سنت آمده که رسول خدا صل الله علیه و اله فرمود:

« حیاتی خیر لکم و مماتی خیر لکم؛ یعنی حیات من برای شما یکپارچه خیر است و ممات من برای شما یکپارچه خیر است».  (مستدرک حاکم، ج 2 ص 421 .  شرح السنه بغوی ج 3 ص 197.   سنن دارمی ج 2 ص 317)

همچنین در سنن دارمی آمده است وقتی به عایشه مراجعه می شد و از گرفتاری ها گله می کردند به قبر پیامبر اساره می کرد و می گفت به صاحب این قبر  توسل کنید. ( سنن دارمی جلد 1 ص 43)

حالا باید از وهابی ها پرسید برای این دو سند که از کتب معتبر خود شماست چه جواب یا توجیهی دارید؟ 

"جهاد نکاح" تا کجا ادامه می یابد؟

بسم الله الرحمن الرحیم

نمونه ای دیگر از مزدوری وهابیت برای استکبار و دشمنان اسلام ، قرآن و سنت پیامبر اکرم صل الله علیه و اله که موجب شرم و ننگ جهان اسلام می باشد:

فتوای بی شرمانه درباره ازدواج با محارم !

ناصر العمر، شیخ وهابی که پیش گفته بود زنان شیعه را به اسارت ببرید و در میان رزمندگان به صورت عادلانه تقسیم کنید فتوای جهاد نکاح تروریست های سوری با خواهران و محارم خود را صادر کرد. 

 فتوای بی شرمانه درباره ازدواج با محارم !

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ ناصر العمر که یکی از شیوخ کینه توز وهابی است و همواره از جهاد نکاح در سوریه سخن گفته اینبار فتوای جهاد نکاح مجاهدان سوریه با خواهران خود را صادر کرد!

این شیخ وهابی که در شبکه سلفی "وصال" سخن می گفت اجازه داد که مجاهدین مسلح می توانند در غیاب زنان مجاهد نامحرم، با محارم خود عقد ازدواج بخوانند!!

وی افزود: از مجاهدین خستگی ناپذیری که بر ضد كفر و ظلم رژیم سوري ـ ايراني(!) می جنگند تشکر می کنم.

ناصر العمر به انتقاداتی که علیه فتاوای ضد انسانی و ضد اسلامی آنان می شو نیز اشاره کرد و گفت: "بعضی ها دائماً از فتاوایی که برای خدمت به برادران مجاهدمان در سوريه صادر می شود انتقاد می کنند؛ اما از جرم جنایت و کشتار زنان و کودکان حرفی نمی زنند".

ناصر العمر چندی پیش نیز گفته بود زنان شیعه را به اسارت ببرید و در میان رزمندگان به صورت عادلانه تقسیم کنید.

همچنین «شیخ محمد العریفی» كه فتوای جهاد نكاح را صادر كرده است، بعد از اینكه فتوای او در محافل عربی و اسلامی جنجال به پا كرد، حرفش را پس گرفت و در چندین تریبون مدعی شد كه وی چنین فتوایی را صادر نكرده است.

درحالی كه العریفی پس از جنجال به پا شده فتوای خود را پس گرفته، كسانی كه این فتوا موجب خرسندی آنان شده و به آن عمل می کنند، به حرام شدن آن متقاعد از افکار سلفی و وهابی نشدند و هنوز هم برخی از مفتی های کینه توز همچون ناصر العمر؛ افکار سلفی و وهابی خود را به تروریستهای سوریه القا می کنند. منبع: ابنا