X
تبلیغات
کتب اهل سنت و حقیقت
http://up.p30room.ir/uploads/139548703039761.jpg
حدیث انس بن مالک
93/02/01 ساعت 21:3 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم

ترمذی یکی از نویسندگان سنن چهارگانه، از انس بن مالک چنین نقل می کند:

« از پیامبر درخواست کردم که در روز قیامت درباره من شفاعت کند و وی پذیرفت و گفت: من این کار را انجام می دهم. به پیامبر گفتم:

شما را کجا جستجو کنم؟ فرمود:  در کنار صراط» 1

انس با الهام از فطرت خود که درخواست شفاعت جز درخواست دعا چیز دیگری نیست، از پیامبر گرامی صل الله علیه و اله درخواست شفاعت می کند، و پیامبر نیز به او قول مساعد می دهد و هرگز تصور نمیکند که درخواست شفاعت، نوعی شرک است، و نیز او را از این درخواست باز نمی دارد.

منبع: گزیده راهنمای حقیقت ص 61-60



1- سنن ترمذی، جلد 4 ص 621 حدیث 2433




توسل به رسول خدا
93/01/30 ساعت 0:22 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم

محیی الدین نووی که از محدثان برجسته اهل سنت و شارح صحیح مسلم است، می نویسد: زائر رو به رسول خدا کند و درباره خویش به او متوسل شود و به وسیله او به سوی خدا شفاعت جوید و از زیباترین چیزها همان است که ماوردی، قاضی ابوالطیب و دیگر اساتید ما از عتبی نقل کرده اند.

عتبی می گوید: روزی کنار قبر رسول خدا صل الله علیه و اله بودم، مردی از بیابان آمد و گفت:

السلام علیک یا رسول الله سمعت الله یقول: « ولو انهم اذظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما»  و قد چئتک مستغفرا من ذنبی مستشفعا بک الی ربی. (نووی، مجموع، شرح مهذب شیرازی و شرح بر صحیح مسلم، ج 8 ص 256، چاپ مکتبه الارشاد)

« سلام بر تو ای فرستاده خدا. شنیدم که خداوند می فرماید: « هرگاه آنان بر خویش ستم کنند و نزد تو بیایند و از خدا طلب آمرزش کنند و رسول خدا نیز برای آنان درخواست مغفرت کند، خدا را توبه پذیر و مهربان خواهند یافت. ای رسول خدا، اکنون به نزد تو آمدم، از گناهم استغفار می کنم و تو را شفیع به نزد پروردگارم قرار می دهم.»

منبع: گزیده راهنمای حقیقت ص 54-53



جانشین
93/01/29 ساعت 11:5 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم

آنگاه که پیامبر صل الله علیه و اله راهی نبرد با رومیان در سرزمین تبوک گردید، علی علیه السلام را همراه خود نبرد؛ زیرا وجود او در مدینه برای جلوگیری از فتنه گری منافقان، لازم و ضروری بود، ولی دشمنان به شایعه پردازی دست زدند و گفتند:

روابط پیامبر صل الله علیه و اله با علی علیه السلام به تیرگی گراییده، لذا او را به همراه خود نبرده است.  علی علیه السلام خود را به لشگرگاه اسلام رساند و این شایعه را بازگو نمود. پیامبر صل الله علیه و اله در پاسخ فرمود:

« آنان دروغ گفته اند. من تو را برای حفظ خانه و خانواده ام جانشین خویش ساخته ام. پس بازگرد و جانشین من در خانواده من و خانواده خودت باش. آیا خوش نداری برای من آن گونه باشی که هارون برای موسی بود، با یک تفاوت که پیامبری پس از من نیست؟» 1

این حدیث به روشنی بیانگر آن است که علی علیه السلام تمام صلاحیت و اختیارات هارون علیه السلام را جز نبوت دارا بوده است. یکی از مناصب هارون، وزارت او برای موسی علیه السلام بوده است، چنان که می فرماید:

« واجعل لی وزیرا من اهلی * هارون أخی» ( طه/29-30)

«هارون را که از خاندان من است، وزیر من قرار ده».

منبع: گزیده راهنمای حقیقت


1- صحیح بخاری، (غزوه تبوک)، ج6 ، ص 3، چاپ 1314؛ صحیح مسلم، باب فضائل علی ، ج7، ص 120؛ سنن ابن ماجه، (باب فضائل اصحاب پیامبر)، ج1 ، ص 55؛ سیره ابن هشام، ج 2 ، ص 519-520




وهابیت و تخریب چهره اسلام
93/01/25 ساعت 11:19 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

جهاد نکاح ، افسانه يا واقعيت؟+سند

در روزهاي اخير با اوج گرفتن پيروزي‌هاي دولت‌سوريه و جناح مقاومت بر ضد وهابيون و هم‌پيمانان اسرائيل در سوريه ، و پخش شدن خبر‌هايي در شبكه رسمي سوريه مبني بر جهاد نكاح ، وهابيون ايراني و فارسي زبان كه از اين قضيه در سردرگمي فرو رفته‌اند ، براي فرا فكني و منحرف كردن بحث ، ادعا كردند كه در يكي از شبكه‌هاي ماهواره‌اي شيعيان وابسته به مرجعيت ، به زنان بلوچ اهانت شده است ، و اين مطلب را به صورت گسترده در شبكه‌هاي ماهواره‌اي و سايت‌هاي خبري خود پخش كردند ؛ تا شايد كمي از قبح اخبار منتشر شده در مورد جهاد نكاح كم شود !

حتي كارشناس يكي از شبكه‌هاي وهابيت ، با بي‌شرمي دختران ايراني را متهم كرد كه براي تقويت روحي نيروهاي حزب الله لبنان و نيروهاي فلسطيني با آنها هم‌‌خوابه شده‌اند ! و در اين شبكه‌ها ادعا شد چيزي به نام جهاد نكاح وجود ندارد !

اين امر موجب شد گروهي از اهل سنت نيز از اين قضيه تحت تاثير قرار گرفته و به سخنراني در اين زمينه بپردازند ؛ ولي وقتي واقعيت امر بر آنان روشن شد ، از مواضع خود بازگشته و به حقيقت اعتراف كردند ، حقيقتي تلخ به نام جهاد نكاح!!!

براي روشن‌تر شدن مطلب به مداركي غير قابل خدشه ، از اعترافات علماي اهل سنت و روزنامه‌هاي معتبر ، اشاره مي‌كنيم :
1. اعتراف شيخ عثمان بطيخ مفتي اعظم تونس:

اعتراف وي  به جهاد نكاح 16 دختر تونسي در سوريه

در سخنان وي كه در 19 آوريل سال گذشته در تلوزيون رسمي تونس مطرح شد گفت : «16 دختر بچه را برده‌اند براي جهاد نكاح ؛ اين چيست ؟!اين زنا است ؛ اين فساد اخلاقي است»

لينك خبر در خبرگزاري رويترز:



2. شبكه العربيه و نقل خبر جهاد نكاح دختران تونس در سوريه به نقل از الوطن

شبكه وهابي العربية به نقل از روزنامه با نقل خبر از روزنامه الوطن كويتي ، در مورد سفر دختران نوجوان تونسي براي جهاد نكاح در سوريه اين مطلب را تاييد مي‌كند .

لينك فيلم مربوط به اعترافات مفتي اعظم تونس و شبكه العربية عربستان:


 
3. خبر دستگيري گروه جهاد نكاح در تونس

خبر مرتبط به دست‌گيري يك گروهك كه وظيفه انتقال دختران براي جهاد نكاح در سوريه داشت ، توسط مسئولين رسمي تونس اعلام شد  .

لينك خبر در خبرگزاري معتبر المصري اليوم :


لينك خبر در خبرگزاري فرانس 24:


4. روزنامه الدستور و اعتراف به حصول جهاد نكاح در مصر

روزنامه الدستور مصري و تاكيد حصول جهاد نكاح در ميدان الرابعة العدوية مصر توسط جنبش اخوان المسلمين و وهابيون مصر :

لينك خبر در خبرگزاري الدستور مصر :


5. القدس العربي : برادر تونسي خواهر خود را به جهاد نكاح برد

روزنامه مشهور القدس العربي ، خبري را در خبرگزاري خود گذاشت كه موجب بهت و حيرت همگان شد :

برادر تونسي خواهر خود را براي جهاد نكاح به تونس برد !

شوهري زن خود را براي فراهم شدن مقدمات جهاد نكاح طلاق داد !

لينك خبر در روزنامه القدس العربي :


همچنين اخبار ديگري نيز در شبكه‌هاي رسمي كشورهاي مختلف پخش شد كه تاكيد بر حصول جهاد نكاح داشت ، از جمله :

مصاحبه شبكه رسمي تونس با يكي از دختران جهاد نكاحي

شبكه تونس ، با يكي از دختراني كه در دام جهاد نكاح افتاده بود ، مصاحبه‌اي رسمي كرده و اعتراف به گمراه شدن زنان تونسي توسط وهابيون مي‌كند

لينك مصاحبه :


مصاحبه با خبرنگار مصري كه به زور به جهاد نكاح برده شد

آية حسن شعبان خبرنگار مصري نيز بعد از آزاد شدن از دست نيروهاي اخوان در ميدان الرابعة العدوية اعتراف كرد كه از او درخواست جهاد نكاح كرده بودند
...


جبرتي تاريخ‌نويس مشهور مصري در كتاب عجائب الآثار مي‌نويسد :
وفيه سافر أيضا حسن باشا طاهر وفيه نزل الدالاتية إلى بولاق وكذلك الكثير من العسكر وحصل منهم الازعاج في اخذ الحمير والجمال قهرا من أصحابها ... ثم انتقلوا إلى ناحية منية السيرج وشبرا والزاوية الحمراء والمطرية والأميرية فأكلوا زروعات الجميع وخطفوا مواشيهم وفجروا بالنساء وافتضوا الأبكار ولاطوا بالغلمان واخذوهم وباعوهم فيما بينهم حتى باعوا البعض بسوق مسكة وغيره وهكذا تفعل المجاهدون (الكتاب: تاريخ عجائب الآثار في التراجم والأخبار ،ج 3 ص 190المؤلف: عبد الرحمن بن حسن الجبرتي المؤرخ (المتوفى: 1237هـ)،الناشر: دار الجيل بيروت،عدد الأجزاء: 3 )

در اين سال ، حسن باشا طاهر به مسافرت رفت و به نزديكي دالاتيه بولاق رفت و همچنين گروه زيادي از لشكر با او همراه شدند و مشكلات زيادي را در گرفتن الاغ و شتر به زور از مردم ايجاد كردند ... سپس به منطقه منية سيرج و شبرا و زاويه حمرا و مطريه و اميريه رفتند و محصولات همه را خوردند و چهارپايان آنها را دزديدند و با زنان زنا كردند و دختران باكره را بي آبرو ساختند و با پسران لواط كردند و آنها را گرفته و در بين خود فروختند ؛ و حتي بعضي از آنان را در بازار مسكه فروختند ! و مجاهدين اين‌چنين مي‌كنند !


جالب است كه نگارنده اين كتاب تاريخي انجام دهنده اين جنايات را «مجاهد» معرفي كرده و اين عمل را سيره هميشگي آنان مي‌داند و مي‌گويد «و مجاهدين اين‌چنين مي كنند»!

چه كساني فتوا به جهاد نكاح داده‌اند ؟

از قرائن و شواهد چنين به‌دست مي‌آيد كه :

1. اين شخص شخص معتمد در نزد شورشيان سوريه است ؛ زيرا دختران تونسي كه براي جهاد نكاح به سوريه رفتند ، مرتكب اين عمل شدند ؛ يعني شورشيان سوريه اين كار را جايز مي‌دانستند ! و اين شخص هر كه هست از مفتيان نزد شورشيان سوريه است .

2. اين شخص ارتباطات بين المللي دارد ؛‌زيرا توانسته در كشورهاي مختلف گروهك‌هايي براي جذب و تبليغ دختران تهيه كند و از كشورهاي مختلف آنها را به سوريه ببرد كه لازمه اين مطلب ، داشتن پول و ارتباطات و نفوذ بسيار است و از كسي جز علماي سرشناس وهابي بر نمي‌آيد. و بي‌جهت نيست كه نام افرادي مانند عريفي و يا عرعور و دمشقيه و عثمان الخميس ، از مبلغين سرشناس وهابي در سايت‌هاي مختلف به عنوان مرجع اصلي اين فتوا مشخص شده است ؛ زيرا اين افراد تا كنون فتاواي خلاف شرع و عقل زيادي صادر كرده‌اند !

 اعترافات وحشتناک زنان و مردانی که به جهاد نکاح تن داده اند18+


  حال شما قضاوت کنيد

آيا نگرانی مراجع و علمای شيعه از جمله آيت الله قزوينی در خصوص خطر جهاد نکاح برای دختران اهل سنت ايرانی بجا نيست؟آيا وهابيت با اينگونه اعمال به دنبال تخريب چهره ی اسلام و مسلمانان نيست؟آيا هياهوی رسانه ای وهابيت در روزهای اخير با ادعای توهين به زنان و دختران بلوچ برای پنهان کردن اين حقيقت درد آور نيست؟  
  منبع: سنت



نقش معاويه در قتل عثمان+سند
93/01/18 ساعت 14:26 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم


در رابطه با نقش معاويه در قتل عثمان، ابن قتيبه دينوري در کتاب الإمامة و السياسة مي‌نويسد:
و كتب إلى أهل الشام عامة و إلى معاوية و أهل دمشق خاصة: ... فيا غوثاه يا غوثاه و لا أمير عليكم دوني، فالعجل العجل يا معاوية و أدرك ثم أدرك و ما أراك تدرك.عثمان، نامه نوشت به مردم شام و معاويه و اهل دمشق: ... ، به فرياد من برسيد که مردم مدينه، تصميم به قتل من گرفته‌اند. بشتاب بشتاب اي معاويه، به داد من برس، به داد من برس، گمان نمي‌کنم که به داد من برسي.(الإمامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الشيري، ج1، ص54)


در تاريخ يعقوبي، جلد2، صفحه 175 آمده است:معاويه با 12 هزار نيرو براي ياري عثمان از شام به طرف مدينه حرکت کرد. در 30 کيلومتري مدينه، لشکر را در آنجا نگه‌داشت تا خودش بيايد به مدينه و خبر بگيرد. وقتي به مدينه آمد، عثمان از او سوال کرد: اي معاويه، پس نيروهايت کجايند؟ معاويه گفت: آمده‌ام خبر بگيرم تا ببينم در مدينه چه خبر است. عثمان گفت: من که نامه نوشتم و قضايا را مطرح کردم. ... . بعد از مشاجراتي، عثمان گفت:لا والله و لكنك أردت أن أقتل فتقول: أنا ولي الثأر. إرجع، فجئني بالناس! فرجع، فلم يعد إليه حتى قتل.به خدا سوگند! تو مي‌خواهي من کشته شوم تا به بهانه خون‌خواهي من، قيام کني. برو و با نيروهايت بيا. معاويه رفت و برنگشت تا اين که عثمان کشته شد.


بلاذري در کتاب أنساب الأشراف، جلد6، صفحه 188 و ابن شبة در تاريخ مدينه، جلد4، صفحه 1289 از قول يزيد بن اسد صراحت دارد:

معاويه، نيروهاي کمکي را که از شام آورده بود، به مدينه نياورد و در وسط راه، معطل کرد؛ زيرا:و إنما صنع ذلك معاوية ليقتل عثمان، فيدعو إلى نفسه.معاويه مي‌خواست که عثمان کشته شود تا مردم را به بيعت خودش فرا بخواند.طبري در تاريخش از شبث بن ربعي نقل مي‌کند و صراحت دارد:به معاويه مي‌گويند:و قد علمنا أن قد أبطأت عنه بالنصر و أحببت له القتل لهذه المنزلة التي أصبحت تطلب.ما مي‌دانيم که تو در ياري عثمان، کوتاهي کردي و مي‌خواستي که او کشته شود تا بعد از او، خلافت را براي خودت قرار بدهي.(تاريخ الطبري، ج3، ص570 ـ کامل لإبن الأثير، ج3، ص286)


ابو الطفيل از صحابه پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است و با معاويه، گفتگويي دارد و معاويه به او مي‌گويد:چرا شما عثمان را ياري نکرديد؟ ابو الطفيل مي‌گويد:ما منعك من نصره أو تربصت به ريب المنون و كنت في أهل الشام و كلهم تابع لك فيما تريد؟ قال معاوية: أو ما ترى طلبي بدمه؟ قال: بلى، و لكنك كما قال أخو جعفي:

لا ألفينك بعد الموت تندبني                  و فى حياتي ما زودتني زادي

تو چرا ياري نکردي؟ تو که در شام بودي و همه، پيرو تو بودند. معاويه گفت: نمي‌بيني که من براي خونخواهي عثمان قيام کرده‌ام؟ ابو الطفيل گفت: بله، مي‌بينيم، ولي به قول شاعر:

شما در زمان حيات من، يک بار هم به ديدار من نيامدي،ولي بعد از مرگ من، ناله و سر و صدا مي‌کني و به سينه مي‌زني؟!(أسد الغابة لإبن الأثير، ج5، ص234 ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج4، ص1697 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج26، ص116 ـ الامامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الشيري، ج1، ص215)

يعني اين که در زمان حيات عثمان، عکس‌العملي نشان ندادي، ولي امروز براي او، فرياد مي‌زني وا مظلوما؟!

مانند همين درگيري، ميان عمرو بن عاص و معاويه بود و عمرو بن عاص به معاويه گفت:قاتل حقيقي عثمان، تو بودي.(أنساب الأشراف للبلاذري، ص288 ـ الإمامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج1، ص88)

اميرالمؤمنين (عليه السلام) در نهج‌البلاغه در چند جا صراحت دارد که اي معاويه! قاتل واقعي عثمان، تو بودي و بس.فأما إكثارك الحجاج في عثمان و قتلته، فإنك إنما نصرت عثمان حيث كان النصر لك و خذلته حيث كان النصر له.روزي که ياري تو براي عثمان به درد مي‌خورد، ياري نکردي.(نهج‌البلاغه، نامه37)

در جاي ديگر آمده است که اميرالمؤمنين (عليه السلام) به معاويه نامه نوشت:فوالله ما قتل ابن عمك غيرك.

غير از تو، کسي قاتل عثمان نبود.(العقد الفريد، ج3، ص333)اميرالمؤمنين (عليه السلام) در نهج‌البلاغه مي‌گويد:و لعمري! ما قتله غيرک.قسم به جان خودم! غير از تو، کسي عثمان را نکشت.(نهج‌البلاغه، نامه10 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج15، ص84)

يعني شما آمديد کوتاهي کرديد و مردم آمدند عثمان را به قتل رساندند.
منبع: سنت



كشتن کودکان هم نام علي +سند
93/01/14 ساعت 23:12 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم

دشمني با امير المؤمنين عليه السلام تا جايي ادامه يافت كه نامگذاري به نام آن حضرت در جامعه ممنوع شد و هر كس نامش علي بود ، كشته مي‌شد . مزي در تهذيب الكمال و ذهبي در سير اعلام النبلاء مي‌نويسند : وقال سلمة بن شبيب سمعت أبا عبد الرحمن المقرئ يقول كانت بنو أمية إذا سمعوا بمولود اسمه علي قتلوه فبلغ ذلك رباحا فقال هو علي وكان يغضب من علي ويجرح على من سماه به . تهذيب الكمال ، ج20 ،‌ص 429 ، ترجمة علي بن رباح و سير أعلام النبلاء ، ج5 ، ص102 و ج7 ، ص412 .

بنی امیه وقتی می شنیدند که نوزادی نامش علی است او را می کشتند ؛ این خبر به رباح رسید ؛ كه نام او علی بود ؛ اما از نام علی بدش می آمد و کسی را که او را به این نام صدا می زد زخمی می کرد .


اين سنت زشت تا جايي ادامه يافت كه هر كس نامش «علي» بود ، از نامش خجالت مي‌كشيد .

ابن حجر عسقلاني در لسان الميزان مي‌نويسد :
علي بن الجهم السلمي: ... مشهوراً بالنصب كثيراً الحط على علي وأهل البيت وقيل أنهد لم سماه علياً . لسان الميزان ، ج4 ، ص 210 .

علي بن جهم سلمي : ... مشهور به دشمنی با اهل بیت است ؛ و بسیار بر علی و اهل بیت خورده می گرفت ؛ و پدر خودش را نفرین می کرد که چرا او را علی نامگذاری کرده است .


این هم از محبت های خال المومنین به اهل بیت (علیه السلام) است! 
منبع: سنت



گواهی دهندگان به حدیث غدیر
93/01/11 ساعت 14:19 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم

عبيد بن عازب انصارى "برادر براء بن عازب"، نامبرده از كسانى است كه در روز مناشده در رحبه براى على عليه السلام بحديث غدير گواهى دادند "در داستان رحبه خواهد آمد"

- ابو طريف عدى بن حاتم "در سال 68 در سن يكصد سالگى وفات يافته" حافظ ابن عقده در كتاب " حديث الولايه " از طريق محمد بن كثير از فطر و ابن جارود از ابى الطفيل با ذكر سند آورده كه نامبرده از آنهائى است كه در روز مناشده در رحبه براى على عليه السلام بحديث غدير شهادت دادند، و سيد نور الدين سمهودى در " جواهر العقدين " آنرا ذكر نموده و قندوزى در " ينابيع الموده " ص 38 از سمهودى نقل كرده و شيخ احمد مكى شافعى در " وسيله المال فى مناقب الال " از او روايت نموده و در تاريخ آل محمد صلى الله عليه و آله ص 67 در شمار راويان حديث غدير ثبت گرديده است

- عطيه بن بسر - ابن عقده در " حديث الولايه " واقعه غدير را با ذكر سند از او روايت نموده.

- عقبه بن عامر جهنى "از طرف معاويه بولايت مصر منصوب شد و سه سال در اين سمت باقى بوده و نزديك سال 60 وفات يافته" حافظ ابن عقده ضمن حديثى كه در مورد شهادت عدى بن حاتم باو نسبت داديم شهادت نامبرده را براى على عليه السلام بحديث غدير در روز رحبه روايت نموده، و قاضى در تاريخ آل محمد صلى الله عليه و آله ص 67 او را در شمار راويان حديث غدير ثبت نموده.

- اميرالمومنين على بن ابى طالب صلوات الله عليه - شعر آنجناب در غدير مشهور است و راويان مورد وثوق و اعتماد، آنرا ذكر نموده اند، در شعراى الغدير در قرن اول با ذكر راويان آن خواهد آمد، و داستان احتجاج آنجناب در روزهاى شورى و و جميل بحديث غدير و استنشاد آنحضرت "سوگند دادنش" به حديث غدير در روز رحبه - خواهد آمد. و پيشواى حنبليان "احمد بن حنبل" در جلد 1 مسند خود صفحه 152 از حجاج شاعر از شبابه از نعيم بن حكيم با ذكر سند روايت نموده كه ابو مريم و مردى از همنشينان على عليه السلام شنيدم، از آنجناب نقل نمودند كه : رسول خدا صلى الله عليه و آله روز غديرخم فرمود : هر كس كه من مولاى اويم على عليه السلام مولاى او است، و ابن كثير در جلد 2 " البدايه و النهايه " ص 348 آنرا از او روايت نموده و سپس گفته كه : اين حديث از طرق متعدد. از على عليه السلام روايت شده و هيثمى در جلد 9 " مجمع الزايد " ص 107 از طريق احمد آنرا روايت نموده و گفته : رجال آن مورد اعتماد و وثوق هستند و سيوطى در " جمع الجوامع " و در " تاريخ الخلفاء " ص 114 بطريق احمد و ابن حجر در جلد 7 " تهذيب التهذيب " ص 337 و بدخشانى در كتاب " نزل الابرار " ص 20 از طريق احمد و حاكم، و در " مفتاح النجا " نيز بطريق آندو، حديث مزبور را ذكر نموده اند. و حافظ طحاوى در جلد 2 " مشكل الاثار " ص 307 از يزيد بن كثير از محمد بن عمر على "اميرالمومنين عليه السلام" از پدرش از على عليه السلام با ذكر سند روايت كرده كه پيغمبر صلى الله عليه و آله در خم زير درخت "پس از آنكه در آنجا ورود فرمود" از قرارگاه خود در حاليكه دست على عليه السلام را گرفته بود بيرون آمد و خطاب بمردم فرمود : آيا شما نيستيد كه شهادت ميدهيد باينكه خداوند پروردگار شما است ؟ گفتند. بلى.

فرمود : آيا شما نيستيد كه شهادت ميدهيد باينكه خدا و رسولش اولى هستند بشما از خود شما ؟ و اينكه خدا و رسولش مولاى شما هستند ؟ گفتند. بلى فرمود : هر كس كه من مولاى او هستم پس على عليه السلام مولاى او است - همانا من واگذاردم در ميان شما چيزى را كه اگر آنرا بگيريد و از دست ندهيد هرگز بعد از من گمراه نشويد، كتاب خدا كه در دست شما است و اهل بيت من. و ابن كثير اين روايت را در جلد 5 " البدايه و النهايه " ص 211 بطريق ابن جرير و ابن ابى عاصم باسناد آندو از كثير بن زيد از محمد بن عمر بن على از پدرش از على عليه السلام روايت نموده و متقى هندى در جلد 6 " كنز العمال " ص 154 از مستدرك حاكم و احمد، و از طبرانى "در المعجم الكبير" و ضياء مقدسى و در همان جلد ص 397 نقل از ابن ابى عاصم و در ص 406 از ابن راهويه و ابن جرير و در ص 399 از ابن جرير و ابن ابى عاصم و از محاملى "در امالى او" روايت نموده و صحت آنرا احراز كرده است. و در لفظ آنها اين جمله مذكور است : پس هر كس خدا و رسولش مولاى او هستند اين، على عليه السلام مولاى او است. و اين روايت را وصابى در " الاكتفا " نقل از سنن ابن ابى عاصم و سنن سعيد بن منصور "ابن شعبه نسائى" ثبت نموده است. و ذهبى در جلد 2 " ميزان الاعتدال " ص 303 از مخول بن ابراهيم از جابر ابن حر از ابى اسحاف - عمرو ذى مر از اميرالمومنين عليه السلام با ذكر سند روايت نموده و سپس گفته : و اين روايت باسنادى بهتر از اين نيز رسيده و حموينى در " فرايد السمطين " از عمرو ذى مر از اميرالمومنين عليه السلام و همچنين از ابى راشد حرانى از آنجناب روايت مزبور را آورده است. و در " حليه الاولياء " تاليف ابى نعيم اصفهانى در جلد 9 ص 64 از عبد الله بن جعفر از احمد بن يونس ضبى از عمار بن نصر از ابراهيم بن يسع مكى از جعفر بن محمد از پدرش از جدش از على "اميرالمومنين عليه السلام" مذكور است كه : رسول خدا صلى الله عليه و آله در جحفه خطبه خواند تا آخر حديث و حديث ديگر خواهد آمد كه آنرا حافظ عاصمى در مفاد حديث غدير از آنجناب با ذكر سند روايت نموده. 87 - ابو اليقظان عمار بن ياسر عنسى "در سال 37 در صفين شهادت يافته" احتجاج نامبرده بر عمرو بن عاص بحديث غدير قريبا از كتاب صفين تاليف نصر بن مزاحم ص 186 ذكر خواهد شد و در شرح نهج البلاغه جلد 2 ص 273 نيز مندرج است، و حموينى باسنادش در " فرايد السمطين " در باب چهلم و باب پنجاه و هشتم حديث غدير را بطريق خود از او روايت نموده و خوارزمى و شمس الدين جزرى در " اسنى المطالب " ص 4 او را در شمار راويان حديث غدير از صحابه ذكر نموده اند و او "عمار" از ركبان است كه براى على عليه السلام بحديث غدير شهادت دادند، در حديثى كه خواهد آمد.

منبع: الغدیر ج 1



کشتی نجات
93/01/08 ساعت 23:46 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم

((قال رسول صلى الله علیه و اله : لما خلق الله تعالى آدم اباالبشر و نفخ فیه من روحه ، التفت آدم یمنه العرش فاذا فى النور خمسة اشباح سجدا و رکعا، قال آدم : (على نبینا و آله و علیه السلام ) هل خلقت احدا من طین قبلى ؟ قال : لا یا آدم ! قال : فمن هولاء الخمسه الاشباح الذین اراهم فى هیئتى و صورتى ؟ قال : هولاء خمسة من ولدک ، لولا هم ما خلقتک ، هولاء خمسه شققت لهم خمسة اسماء من اسمائى لولا هم ما خلقت الجنة و النار، و لا العرش ، ولا الکرسى ، ولا السماء و لا الارض و لا الملائکة ، و لا الانس ، و لا الجن .
فانا المحمود، و هذا محمد، و اناالعالى و هذا على ، و انا الفاطر وهذه فاطمة .
و انا الاحسان و هذالحسن ، و اناالمحسن و هذالحسن ...
الیت بعزتى ان لا یاتینى احد مثقال ذرة من خردل من بغض احدهم الا ادخله نارى ، ولا ابالى یا آدم ، هولاء صفوتى بهم انجیهم و بهم اهلکهم فاذا کان للک الى حاجة فبهولاء توسل ))
((رسول خدا(ص ) فرمود: هنگامى که خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر را آفرید و از روح خود در او بدمید، آدم (ع ) به جانب راست عرش نظر افکند، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و رکوع مشاهده کرد، عرض کرد:
خدایا قبل از آفریدن من ، کسى را از خاک خلق کرده اى ؟ خطاب آمد: نه ، نیافریده ام . عرض کرد: پس این پنج شبح که آنها را در هیئت و صورت همانند خود مى بینم چه کسانى هستند؟ خداى تعالى فرمود:
این پنج تن : از نسل تو هستند، اگر آنها نبودند، ترا نمى آفریدم ، نامهاى آنان را از اسامى خود مشتق کرده ام (یعنى من خود، آنها را نامگذارى کرده ام ) اگر این پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را مى آفریدم ، نه عرش و کرسى ، نه آسمان و زمین را خلق مى کردم ، و نه فرشتگان و انس و جن را...
منم ((محمود)) و این ((محمد)) است ، منم ((عالى )) و این ((على )) است ، منم ((فاطر)) و این ((فاطمه )) است ، منم ((احسان )) و این ((حسن )) است ، و منم ((محسن )) و این ((حسین )) است .
به عزتم سوگند، هر بشرى به مقدار ذره بسیار کوچکى ، کینه و دشمنى آنها را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ مى افکنم ، یا آدم ،... این پنج تن ، برگزیدگان منند، و نجات و هلاک هر کس وابسته به حب و بغضى است که نسبت به آنها دارد. یا آدم ، هر وقت از من حاجتى مى خواهى ، به آنان توسل کن .
ابو هریره مى گوید، پیامبر اکرم (ص ) در ادامه سخن فرمود:
((نحن سفینه النجاة ، من تعلق بها نجى ، و من حاد عنها هللک ، فمن کان له الى الله حاجت فلیسئل بنا اهل البیت ))
((ما (پنج تن ) کشتى نجاتیم ، هر کس با ما باشد، نجات یابد، و هر کس که از ما روگردان شود، هلاک گردد. پس هر کس حاجتى از خدا مى خواهد پس به وسیله ما اهل بیت از حضرت حق تبارک و تعالى مسئلت نماید)).
این روایت را ((شیخ الاسلام حموینى )) در ((فرائد)) - ((حافظ خوارزمى )) در ((مناقب )) - و چند تن دیگر از دانشمندان اهل سنت نقل کرده اند، همچنین دانشمندان بزرگ شیعه این حدیث شریف را روایت نموده اند

منبع: فاطمة الزهرا



صحت غدیر
93/01/05 ساعت 0:32 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )
بسم الله الرحمن الرحیم

اعتراف به صحت حديث غدير

ترمذي از أبو طفيل


أبي سريحه و يا زيد بن أرقم (ترديد از شعبه است) از رسول خدا نقل كرده‌اند كه آن حضرت فرمود : «هركس من مولاي او هستم ، پس علي مولاي او است» .اين حديث حسن و صحيح است ، شعبه اين روايت را از ميمون بن عبد الله از زيد بن أرقم از رسول خدا صلي الله عليه واله نقل كرده است . أبو سريحه همان حذيفة بن أسيد غفاري صحابي رسول خدا است .الترمذي ، محمد بن عيسى أبو عيسى السلمي (متوفاي279هـ) ، سنن الترمذي ، ج 5 ، ص 633 ، ح3713 ، بَاب مَنَاقِبِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه ، تحقيق : أحمد محمد شاكر وآخرون ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت .

محمد ناصر الباني بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :

أخرجه الترمذي و قال : «حديث حسن صحيح» .قلت : وإسناده صحيح على شرط الشيخين .

ترمذي آن را نقل كرده و گفته است كه اين روايت حسن و صحيح است و من مي‌گويم كه سند آن با شرائطي كه بخاري و مسلم براي صحت روايت قائل هستند ، صحيح است .الألباني ، محمد ناصر ، سلسلة الأحاديث الصحيحة ، ج4 ، ص331ـ 332 ، ناشر : مكتبة المعارف ـ الرياض .


ابن ماجه قزويني از سعد بن أبي وقاص

عبد الرحمن ، معروف به ابن سابط ، از سعد بن ابى وقّاص نقل كرده است كه در يكى از سال‌هاى حج كه معاوية به مكّه رفته بود ، سعد بن ابى وقّاص به ملاقات او رفت . در اين هنگام ، حاضران براى خوشحال كردن ، معاويه ، از حضرت على عليه السّلام بدگويي مىكردند .

سعد ، از شنيدن نكوهش آنان ، خشمناك شد و گفت : چنين سخنان نابجا و نابخردانه را درباره بزرگوارى مىگوئيد كه خود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم فرمود :

«من كنت مولاه فعلىّ مولاه» .

و شنيدم خطاب به حضرت على عليه السّلام، مىفرمود:

«انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا أنّه لا نبىّ بعدى»

و شنيدم كه فرمود:«لاعطينّ الرّاية رجلا يحبّ اللّه و رسوله ؛ همانا پرچم جنگ را به مردى مىسپارم كه خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را دوست مىدارد.

ابن ماجه القزويني ، محمد بن يزيد (متوفاي275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 45 ، ح121 ، باب فَضْلِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، ناشر : دار الفكر - بيروت .

محمد ناصر الباني نيز بعد از نقل روايت مي‌گويد :

أخرجه ابن ماجة ( 121 ) . قلت : و إسناده صحيح (ألباني، محمّد ناصر ، سلسة الأحاديث الصحيحة‌ ، ج 4 ، ص 249 ،)


ابن ماجه قزويني از براء بن عازب

عدي بن ثابت از براء بن عازب نقل كرده است كه در «حجة الوداع» كه افتخار همراهى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را داشتيم ، در بازگشت ، در يكى از مسيرها دستور داد براى نماز جمع شويم و در آنجا دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود :

«ألست أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ ؛ آيا من سزاوارتر نيستم به مؤمنان از خود آنها؟ » همگى تصديق كرده و بله گفتند . باز فرمود :

«ألست أولى بكلّ مؤمن من نفسه ؛ آيا من نسبت به تك تك مؤمنان از خود آن‌ها سزاوارتر نيستم ؟ » .

باز هم تصديق كرده و بله گفتند . سپس اشاره به حضرت على عليه السّلام كرده و فرمود:«فهذا ولىّ من أنا مولاه» ؛ اكنون كه فرموده مرا تصديق كرديد ، بدانيد كه على به هر مؤمنى همان مقام اولويت را دارد كه من نسبت به آن مؤمن دارم.

سپس فرمود : « پروردگارا! دوست على عليه السّلام را دوست بدار ، و دشمن او را خوار و ذليل فرما » .

ابن ماجه القزويني ، محمد بن يزيد (متوفاي275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 43 ، ح116 ، فَضْلِ عَلِيِّ بن أبي طَالِبٍ رضي الله عنه ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ، ناشر : دار الفكر - بيروت .

الباني بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :صحيح .

محمّد ناصر الألباني ، صحيح ابن ماجة ، ج 1 ، ص 26 ، ح113 ، طبق برنامه المكتبة‌ الشاملة


ابن حجر عسقلاني از امير مؤمنان عليه السلام

حضرت على عليه السّلام فرموده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زير درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نكشيد از زير درخت بيرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه اين است كه گواهى مي‌دهيد ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود :مگر نه اين‌ است كه گواهى ميدهيد ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او مولاى شمايند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر اين ، كسى كه خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى اين شخص (على عليه السّلام) مولاى اوست. اينك ، در ميان شما دو اثر ارزنده و گرانبها مىگذارم كه هرگاه به آن‌ها تمسك كنيد ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهيد شد : يكى ، كتاب خدا است كه ريسمان استوار ميان شما و خدا مىباشد كه يك طرف آن در دست حق تعالى است و طرف ديگرش در اختيار شماست و ديگرى ، اهل بيت من است .

ابن حجر بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :سند اين روايت صحيح است . حديث غدير خم را نسائي از طريق أبو طفيل از زيد بن أرقم و نيز از علي عليه السلام و گروهي از صحابه نقل كرده‌ است . در اين روايت چيزهاي است كه در آن‌ها نيست . اصل حديث را ترمذي نيز نقل كرده است .

ابن حجر عسقلاني ، أحمد بن علي بن حجر (متوفاي852 هـ) ، المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية ، ج 16 ، ص142 ، ح3943 ، تحقيق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري ، ناشر : دار العاصمة/ دار الغيث - السعودية ، الطبعة : الأولى ، 1419هـ


 بزار از زيد بن يثيع

ابو اسحاق از عمرو بن ذى مرّ ، سعيد بن وهب و زيد بن يثيع به اتفاق همگان روايت كرده اند كه از حضرت على عليه السّلام شنيديم ، سوگند مىداد كه اگر كسى از شما از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خم آن چه را درباره من فرموده ، شنيده است ، شهادت خود را اعلام نمايد . سيزده تن از حاضران از جاي برخواستند و شهادت دادند كه از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شنيديم ، فرمود : مگر نه اين كه من از جان مؤمنان سزاوارتر از خود آن ها هستم ؟ مردم فرموده آن حضرت را تصديق كردند . در اين هنگام دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود :

«من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله» .

البزار ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي292 هـ) ، البحر الزخار (مسند البزار) ج 3 ، ص 35 ، ح786 ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مكتبة العلوم والحكم - بيروت ، المدينة الطبعة : الأولى ، 1409هـ .

هيثمي بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :رواه البزار ورجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة وهو ثقة .اين روايت را بزار نقل كرده و راويان آن راويان صحيح بخاري هستند ، غير از فطر بن خليفه كه او نيز مورد اعتماد است

الهيثمي ، علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ) ، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 105 ، ناشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة ، بيروت – 1407هـ .

 


 بزار از سعد بن أبي وقاص

عائشه دختر سعد از پدرش نقل كرده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله دست علي عليه السلام را گرفت و فرمود : آيا من از مؤمنين نسبت به خودشان سزاوارتر نيستم ؟ هر كس كه من مولاي او هستم ، علي مولاي او است .

البزار ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي292 هـ) ، البحر الزخار (مسند البزار) ج 4 ، ص 41 ، ح1203 ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مكتبة العلوم والحكم - بيروت ، المدينة الطبعة : الأولى ، 1409 هـ .

هيثمي بعد از نقل روايت مي‌گويد :

رواه البزار ورجاله ثقات .اين روايت را بزار نقل كرده و راويان آن مورد اعتماد هستند .مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 107 ، اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، ناشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة ، بيروت – 1407 .


 طبراني از زيد بن أرقم

يحيي بن جعده از زيد بن ارقم روايت كرده است كه همراه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به راه خويش ادامه مىداديم تا به غدير خم رسيديم . در آن جا درختى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به آن درخت اشاره كرد و اصحاب زير آن درخت را تميز و مرتب ساختند و آن روز به اندازهاى هوا گرم بود كه ما روز گرم و پر حرارتى را مانند آن روز نديده بوديم .در آنجا بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ايراد خطابه پرداخت . پس از حمد و ثناى الهى ، خطاب به مردم فرمود : هيچ پيغمبرى مبعوث نمىشود مگر آنكه نيمى از مقدار زندگى پيغمبر پيشين خود را عهدهدار مىشود ؛ طولى نمىكشد ، دعوت الهى را اجابت مىكنم و دو اثر گران بار (يا گرانبها) در ميان شما به جاى مىگذارم كه اگر از خواسته و رويه آنان پيروى نماييد ، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهيد شد: يكى كتاب خداست و ديگرى عترت من است .سپس دست على عليه السّلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم ! چه كسى از جان و مال شما ، از خود شما سزاوارتر است ؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داناتر و اوليتر به جان و مال است آنگاه فرمود :«من كنت مولاه فعلىّ مولاه» .

المعجم الكبير ، ج 5 ، ص 171 ، اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360 ، ناشر : مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي .الباني بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :أخرجه الطبراني ( 4986 ) و رجاله ثقات .طبراني آن را نقل كرده و روايان آن مورد اعتماد هستند .

الباني ، محمد ناصر ، السلسلة الصحيحة ، ج 4 ، ص 249 ، طبق برنامه المكتبة‌ الشاملة .

 



گزارش فتواهای تکان دهنده تکفیری‌ها
93/01/02 ساعت 14:55 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم

شیعیان و اهل سنت دیگر به خوبی آگاه اند که وهابیون تکفیری جز مزدوری استکبار جهانی و بدنام کردن اسلام هدف دیگری در سر ندارند و انشاءالله نابودیشان نزدیک است. با هم فتاوای وهابیت تکفیری را مرور می کنیم تا بیشتر به نیات پلیدشان پی ببریم:

همزمان با آغاز جنگ در سوریه، تروریست‌های خارجی علیه دولت بشار اسد به پا خاستند و تاکنون اقدامات شنیع و غیر قابل باوری انجام داده‌اند، به‌گونه‌ای که اگر رفتارهای محیرالعقول و اقدامات وحشیانه تروریست‌های تکفیری در واقعیت سوریه رخ نمی‌داد، کمتر کسی حوادث رخ داده در سوریه را باور می‌کرد.
به گزارش مشرق، از آغاز بحران سوریه و جنگ چند ملیتی در این کشور چهار سال می‌گذارد. در طول چهار سال جنگ، علاوه بر کشتارها، ویرانی‌ها و خساراتی که به ملت و دولت سوریه وارد شده است، بعد دیگری از افراطی‌گری و بازگشت به دوران جاهلیت نمایان شده است، رفتارهایی مانند بریدن سر انسان‌های بی‌گناه و تبدیل سر آن‌ها به توپ فوتبال، خوردن گوشت قربانیان، تجاوز گسترده به زن‌های سوریه و صدور فتواهای عجیب توسط مفتی‌های وهابی.

با این رفتارهای غیر انسانی تروریست‌ها در بحران سوریه، چهره واقعی تکفیری‌ها بیش از پیش برای دنیای اسلام مشخص شد.

همزمان با آغاز جنگ و بحران سوریه، تروریست‌های خارجی با عنوان جهادگر(!) علیه دولت بشار اسد به پا خاستند و تاکنون اقدامات شنیع و غیر قابل باوری انجام داده‌اند، اقداماتی که تصور آن‌ها در قرن بیست و یکم بسیار سخت است. به‌گونه‌ای که اگر رفتارهای محیرالعقول و اقدامات وحشیانه تروریست‌های تکفیری در واقعیت سوریه رخ نمی‌داد، کمتر کسی حوادث رخ داده در سوریه را باور می‌کرد.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

تروریست‌های تکفیری "داعش" و "جبهه النصره" که با پول چند کشور مرتجع منطقه و حمایت گسترده رسانه‌ها و دولت‌های غربی در سوریه مشغول به قتل عام مردم بوده و حتی گستره خود را به تازگی به عراق هم کشانده‌اند، چنان رفتارهای وحشیانه‌ای انجام داده‌اند که حامیان خود از جمله عربستان، ترکیه، قطر و کشورهای غربی را مجبور به تجدید نظر درباره اوضاع سوریه کرده‌اند.

بسیاری از کارشناسان غربی در حال حاضر تمایل به بقای حکومت بشار اسد دارند تا سقوط آن.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

تروریست‌های تکفیری چگونه تحریک می‌شوند؟/ تحریک افراطیون توسط مبلغین تکفیری

اما سوالی که مطرح می‌شود، این است که تروریست‌ها با چه انگیزه‌ای و چه قوه محرکی هزاران کیلومتر را جهت سقوط دولت اسد طی می‌کنند؟

در دی ماه سال 1392، دفتر نمایندگی سوریه در سازمان ملل در یادداشت اعتراض آمیز خود به دبیرکل این سازمان از نقش مخرب مفتی‌ها و مبلغان تندروی سعودی در سوریه و اقدامات آنها در تحریک تروریست‌ها به کشتار ملت این کشور خبر داد.

تکفیری‌ها تنها از کشورهای عربی منطقه مانند عراق‌ و عربستان و اردن و لیبی و غیره وارد سوریه نمی‌شوند، بلکه براساس تصاویر و اخبار منتشره و آمارهای موثق، تروریست‌های بسیاری از کشورهای اروپایی مانند انگلیس، آلمان و بویژه فرانسه نیز به سوریه آمده‌اند.

در یادداشت اعتراضی دفتر نمایندگی سوریه در سازمان ملل، مبلغان سعودی به تحریک تروریست‌ها جهت ارتکاب اقدامات خشونت‌آمیز و قتل و کشتار در سوریه متهم شده‌اند.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

دفتر نمایندگی سوریه در سازمان ملل متحد با ارائه فهرست اسامی مبلغان سعودی تصریح کرد: این مبلغان از طریق ایراد خطبه در مساجد عربستان، تروریست‌های کوردل را به کشتن طرفداران مذاهب مختلف اسلامی تحریک و ترغیب می‌کنند.

تکفیری‌ها، چهارپایانی را در قالب انسان به سوریه فرستاده‌اندولید معلم وزیر خارجه سوریه که در کنفرانس ژنو دو جهت مذاکره با مخالفان سوریه شرکت کرده بود، در سخنانی صریح و شفاف به انتقاد از برخی رفتارها و سیاست‌ها پرداخت.

ولید معلم اظهار داشت: متاسفم که کنفرانس ژنو 2 با حضور کسانی برگزار می‌شود که دستشان به خون ملت سوریه آلوده است، تکفیری‌ها، چهارپایانی در قالب انسان به سوریه فرستاده‌اند. برخی از همسایه‌های سوریه در این بحران چون چاقو در بدن ملت سوریه بودند چگونه می‌توان از بیگانگان انتظار داشت که درخواست‌های ملت ما را اجابت کند.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

وی افزود: یک تروریست چچنی، سعودی و یا ترکیه‌ای چگونه می‌تواند درخواست ملت سوریه را جامه عمل بپوشاند در حالی که در کشور ما، مردان روبروی فرزندانشان تحت عنوان انقلاب، سر بریده می‌شوند. تحت عنوان انقلاب بزرگ، سازمان‌ها منفجر و زنان حلال می‌شوند، نبش قبر می‌کنند، سرها قطع و مردم ذبح می‌شوند.

معلم به عنوان نمونه به جنایت منطقه "عدرا العمالیه" اشاره می‌کند و می‌گوید: بله ای آقایانی که اغلب شما پدر هستید، چگونه کسی می‌تواند تصور کند که با شعار آزادی یک سری انسان‌نما، پدری ترجیح دهد برای حمایت خانواده‌اش از شر این وحشی‌ها، خود زن و فرزندانش را پیشاپیش بکشد. این اتفاقی است که در عدرا افتاد، عدرایی که بیشتر شما از آن چیزی نشنیدید، بیگانگان آن را اشغال کردند، کشتند، سر بریدند، تجاوز و غارت کردند... این همان اتفاقی است که در بسیاری مکان‌های دیگر اتفاق افتاد و انگشت اتهام به سوی دولت سوریه نشانه رفت. هیچ  وقت در اینچنین موقعیت دشواری در قبال ملت سوریه قرار نگرفته بودم، حال نمی‌خواهم این فرصتی که نصیب من شده را از دست بدهم.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

در گزارش زیر، مقدمه‌ای بر تکفیری‌ها به‌طور کلی و برخی از فتاوی مضحک و قابل تامل آن نگاشته شده است.

در ادامه به اقدامات بعضا عجیب و فتاوی مفتی‌های وهابی در سوریه پرداخته خواهد شد.

فرقه ضاله وهابیت

"فرقه ضاله وهابيت" از جمله فرقه‌های نوپديدی است که در حال حاضر پايگاه اصلي آن‌ها در عربستان مي‌باشد و به گونه‌اي سيطره و جايگاه محکمي دارند که می‌توان ادعا کرد حکومت آن کشور را کاملا در دست دارند و از اين رهگذر و بهره‌مندی از امکانات و ثروت فراوان آنجا براي گسترش تفکر وانديشه وهابيت، فعاليت‌های شديد و گسترده‌ای را داشته و دارند.

وهابیان، اکثر مسلمانان غیر خود را مشرِک و کافر قلم داد نموده و حتى آن‌ها را واجب‌القتل می‌دانند و مبارزه با مسلمانانِ مشرک و کافر! را به عنوان "جهاد در راه خدا" و در واقع نوعى اعلام جنگ به سرتاسر جهان اسلام و پیروان مذاهب اسلامى نمودند!
عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

برخی از فتواهای مفتی‌های وهابی به شرح زیر است؛

پوشیدن کمربند ایمنی حرام است! زیرا مانع قضا و قدر می‌شود!!

پوشیدن کمربند ایمنی حرام است! زیرا مانع قضا و قدر می‌شود

همبستر شدن با همسر مرده حلال است

فتوای جنجال برانگیز دیگری که شیخ عبد الباری الزمزمی، رئیس انجمن مطالعات و تحقیقات در مغرب صادر کرد، این است که هم بستری مرد با همسرش که تازه فوت کرده است، مجاز است!

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

خوردن سمبوسه حرام است

جنبش الشباب‌المجاهدین (جوانان مبارز) در سومالی با صدور فتوایی اعلام کرد خوردن سمبوسه به علت شکل سه ضلعی آنکه مشابه ثالوث مقدس مسیحیان است، حرام است.

خوردن گوشت جن جایز است؛

"محمد الزغبی" مبلغ مصری با صدور فتوایی، خوردن گوشت جن را درصورت دسترسی به آن مجاز دانست.

 عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

کسی که به علت بیماری ایدز بمیرد، شهید است

شیخ احمد ابویوسف، رییس مرکز ارشاد مذهبی در وزارت دیانت مصر، در پاسخ به استفتای مردی که پرسیده بود، نظر اسلام در مورد مرد مسلمانی که بر اثر ایدز بمیرد چیست؟ پاسخ داد: هرکسی که به علت بیماری ایدز بمیرد، از نظر اسلام شهید به حساب می‌آید!

خطر شیعیان نسبت به اسلام بیشتر از یهود و نصاری است

به تازگی بر روی شبکه‌های اینترنتی اجتماعی متن فتوای یکی از مفتیان کینه توز وهابی به نام "ناصر العمر" در مورد شیعیان پخش شده است، این مفتی در سوالی با این مضمون" خطر شیعیان نسبت به اسلام بیشتر از یهود و نصاری است، برای نجات امت اسلام چگونه این طایفه را ریشه کن کنیم؟" این چنین پاسخ می‌دهد:

در ابتدا باید بدانیم که شیعیان جز با یک حکومت اسلامی جهادی ریشه کن نمی‌شوند، شیعیان بعد از برپایی حکومت اسلامی مذکور دو راه دارند :یا اینکه اسلام را بپذیرند! یا اینکه سر بریده شوند، اگر اصرار کردند بر مذهب خود باقی بمانند با آنها باید این چنین برخورد کنید:

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

اول: همه شیعیان را چون سر بریدن گوسفند، سر ببرید تا خون سر تا پای آنها را فرا بگیرد، و چه منظره  بدیعی است زمانی که تو می‌بینی اجساد شیعیان در دریایی از خون شناورند و صدای امواج خون رافضی گوش‌هایت را نوازش می‌دهد و جنازه‌هایشان، چشم‌هایت را به وجد می‌آورد.

دوم: زنان آن‌ها را به اسارت ببرید و در میان رزمندگان به صورت عادلانه تقسیم کنید.

سوم: کودکان شیعه را به فراگیری تعلیمات اسلامی صحیح وا دارید و توحید و عقیده را به آنها آموزش دهید، و به آنها آموزش‌های نظامی دهید تا در فتوحات اسلامی از آنها استفاده شود.

چهارم: معابد و ضریح‌های شرک آلود شیعه را نابود و ویران کنید.

پنجم: خانه‌های آن‌ها را تفتیش کنید و کتاب‌های شرک آلود آن‌ها را از بین ببرید.

ششم: روز عاشورا را جشن بگیرید و شیعیان را مجبور کنید درآن شرکت کنند.

هفتم: آن‌ها را مجبور کنید کودکان خود را با اسمائی مانند معاویه، یزید و... نامگذاری کنند.

فتوای مفتی‌های وهابی در سوریه

پس از ورود تروریست‌های تکفیری به سوریه، مفتی‌های تکفیری که میدان را برای القای تفکرات منحط و غیر عقلانی خود باز می‌دید، جانی دوباره گرفته و صدور فتواهای عجیب و غریب خود را این بار با موضوع سوریه را آغاز کردند.

یکی از جنجال‌برانگیزترین، فتواهای مفتی‌های تکفیری "فتوای "جهاد نکاح" بوده است. فتوایی که توسط محمد عریفی مفتی سعودی صادر شد و باعث گسیل بسیاری از زنان و دختران عربی و حتی اروپایی به سوریه شد.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

براساس این فتوا که آن را به مفتی تندرو "محمد العریفی” نسبت می‌دهند، دختران 14تا 16 ساله و یا "زنان مطلقه”، اگر برای رفع نیازهای شورشیان سوری به این کشور سفرکنند، ثواب آن‌ها بهشت است.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

زنان آواره سوریه را به کنیزی بگیرد

بر اساس ویدیویی که در سایت‌های اجتماعی از جمله یوتیوب منتشر شده، یک شیخ اردنی به نام یاسر العجلونی مدعی شد بر اساس یک "فتوای شرعی" به کنیزی گرفتن زنان سوری که در جریان نبردهای جاری در این کشور به اردن پناهده شده‌اند جایز می‌باشد و هرگونه بهره‌برداری جنسی از آن‌ها جایز است.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

العجلونی در توجیه صدور این فتوای خود گفته است: به خاطر کثرت زنان پناهنده اهل سوریه و کم بودن مردان در اردن باید راه چاره‌ای برای این معزل پیدا کرد و آن ازدواج به صورت ملک یمین است.

براساس این فتوا، هرمرد می‌تواند با بیش از 50 زن ازدواج کند ولی ازدواج بیش از چهار زن را مشروط به ازدواج با پناهدگان زن سوری دانسته است.

فتواهای شیخ دلقک برای براندازی نظام سوریه

شیخ عرعور در میان کسانی که هوادار او هستند و منتسب به جریان‌های دینی مانند اخوان المسلمین [سوریه] هستند، دارای القابی مانند شیخ انقلاب یا فرمانده میدانی است. این‌ها، شیخ را رکن اساسی ارکان انقلاب می‌دانند و دستورات اوست که اتفاقات را ایجاد می‌کند و به عقیده خودشان سبب جریان آن در مسیر درست می‌شود.

آراء و نظرها درباره تاثیر شیخ عرعور هر چه که باشد، معروف است که الله اکبر گفتن برای براندازی نظام سوریه، از ساخته‌های اوست. به طوری که از هواداران خود خواست تا نیمه‌شب هر شب الله اکبر بگویند و به مدت 40 شب مداومت کنند تا نظام سوریه سقوط کند.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

مخالفان به این نسخه عمل کردند و 40 شب را هم اجرا کردند ولی نظام سقوط نکرد تا اینکه این نسخه یکی از ویژگی‌های مخالفان سوریه شد و فرق نمی‌کرد که گرایش‌ آنان به سوی لیبرال‌هاست یا دین‌گراها یا لائیک‌ها.

پس از نسخه الله اکبر،‌ شیخ عرعور نسخه قابلمه‌ کوبی تجویز کرد و از هواداران خود خواست تا در اوایل بحران در سوریه، در بالکن‌های منازل خود یا در خیابان‌ها بر پشت قابلمه‌ها بکوبند و بیشترین سر و صدا را تولید کنند و به آنان وعده کرد که این سر و صدا در سرنگونی نظام سوریه تأثیر خواهد داشت.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

عرعور: شیعیان کشته و جسد آنها جلوی سگ‌ها انداخته شود

به گزارش شیعه نیوز، "عدنان عرعور" که نماد فرقه ضاله وهابیت به شمار می‌رود و در برخی شبکه‌های ماهواره‌ای به شدت به  تشیع اهانت می‌کند، در اظهارات خود در یک نوار ویدئوئی شیعیان سوریه را تهدید به قتل عامی وحشتناک می‌کند.

وی در تهدید خود می‌گوید: باید شیعیان کشته و جسد آنها جلوی سگ‌ها انداخته شود تا آ‌ن‌ها را بدرند
.
عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

عرعور در میان معارضان سوریه

نان‌های فانتزی کروسانت حرام هستند

هیئت شرعی شهر حلب در سوریه به حرمت خوردن نان‌های فانتزی "کروسانت" فرانسوی و اروپایی فتوا داد به خاطر اینکه این نان‌ها دلالت بر استعمار می‌کنند و از طعام کفار هستند.

هیئت شرعی شهر حلب این فتوا را به فتوای علمای وهابی به نام‌های "عبدالمجید حسین" و "علی بن نایف" استناد می‌کنند که این دو می‌گویند کروسانت به معنای هلال در لغت فرانسوی است. چون پرچم مسلمانان هلال ماه بود این نان زمانی اختراع شد که عثمانی‌ها در فتح وین، شکست خوردند و اروپایی‌ها برای شادی در شکست عثمانی‌ها این نان که به شکل هلال است را ابداع کردند و چون به شکل هلال که شعار اسلامی و پرچم اسلام بود درست می‌شود خوردن آن حرام است و این نان زمانی پخت می‌شود که اروپایی‌ها برای پیروزی بر مسلمانان شادی کنند.

هیئت شرعی حلب در فتوای خود آورده است که از طعام کفار و تشبه به کفار در خوراک باید پرهیز گردد و نان فانتزی (کروسانت) را با نان‌های عربی باید تغییر داد.

يکي از اقدامات شنيعي که وهابيون عليه شيعيان مقدسات انجام مي‌دهند تخريب قبور مقدس و زيارتگاه‌هاي شيعي است.

برای مثال تروريست‌های تکفيری در سوريه قبر عمار ياسر و اويس قرنی دو صحابی بزرگوار پيامبر(صلی الله علیه واله) و اميرالمؤمنين (علیه السلام)، صحن آن را تخريب کرده و با شليک‌های پياپی موشک به ديوارهای حرم، بخش‌های زيادی از آن را منهدم کردند.

عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

تروریست‌های سوریه در هر منطقه‌ای که پا می‌گذارند هر نماد شیعی را که توجه آن‌ها را جلب می‌کند از بین می‌برند. در همین راستا اماکن متبرک شخصيت‌های جهان تشیع مثل "حجر ابن عدی" را در تیررس حملات خمپاره‌ای و موشکی خود قرار دادند.

داعش از مسیحی‌ها جزیه می‌گیرد

تروریست‌های گروهک داعش با پخش اعلامیه‌هایی در مناطق مسیحی‌نشین شمال شهر استان رقه سوریه، با تمام مسیحیان اقلیت‌های دینی این منطقه اتمام حجت کرده و شروط داعش برای در امان ماندن آن‌ها از ذبح شدن را اعلام کردند.

همزمان با انتشار امان‌نامه تروریست‌ها، سخت‌گیری‌های مذهبی و تحت تعقیب قرار گرفتن مردم بدلیل اعتقاداتشان شدت گرفته است.

پیشنهاد بی‌شرمانه داعش به زنان مسیحی

گروه تروریستی دولت اسلامی در عراق و شام شرط عجیب برای مسیحیانی که نمی‌خواهند مسلمان شوند، اعلام کرد. گروه تروریستی موسوم به دولت اسلامی در عراق و شام (داعش) که در حال حاضر تسلط برخی مناطق شهر "رقه" سوریه را به دست گرفته است؛ خطاب به مسیحیان این شهر اعلام کرد که باید مسلمان شوند.
این گروه تروریستی خاطرنشان کرد: اگر اسلام آوردید که هیچ ولی اگر بر کفر خود اصرار ورزید با سه گزینه روبرو خواهید شد.

یا باید "مالیات سنگین پرداخت کنید"

یا "ذبح شوید"

و یا اینکه "یکی از فرماندهان داعش در منازل شما و در کنار همسرانتان به مدت یک هفته زندگی کند"(!).

"قوانین شرعی" داعش استان رقه سوریه

به گزارش روسیه الیوم، قوانین جدید اعلام شده از سوی گروه دولت اسلامی عراق و شام موسوم به داعش، ممنوعیت شنیدن و خرید و فروش موسیقی و آلات آن، استعمال سیگار است و خاطیان بر اساس آنچه که "قوانین شرع" اعلام شده مجازات خواهند شد.

زنان باید روبنده و دستکش داشته باشند

زنان اجازه ندارند بدون همراهی با یکی از محارم مرد خود در انظار عمومی ظاهر شوند و حضور در خیابان‌ها در شب برای زنان ممنوع است.

به گفته دیده‌بان حقوق بشر سوریه در بیانیه داعش همچنین آمده است: هر زنی که به دستورات اخلاقی عمل نکند بر اساس قوانین شریعت مجازات شده و مرد محرم وی نیز به تناسب مجازات خواهد شد.

برخی دیگر از قوانین گروه تروریستی داعش از این قرار است که در بنرهایی در سطح‌ شهرهای اشغال شده آمده است:

نشستن زنان روی صندلی ممنوع است

 پوشیدن هرگونه شلوار جین و تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع

 همچنین کشیدن سیگار و قلیان ممنوع بوده و کسی که مرتکب آن شود، به قطع دو انگشت سبابه و وسط محکوم شده و در صورت تکرار، به ۸۰ ضربه شلاق محکوم و با ادامه آن اعدام خواهد شد.

آرایشگاه‌های مردانه باید بسته شود.
   

فوتبال با سر مردم سوریه

گروه‌های تروریستی فعال در سوریه تصویری را در صفحه توئیتر خود منتشر کردند که نشان می‌دهد اعضای این گروه‌ تا چه حد از اصول اولیه انسانیت دور شده‌اند.
عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)
در این تصویر، اعضای گروه داعش در حال فوتبال بازی کردن با سرهای بریده شده چند نفر از شیعیان سوری هستند.
عاشورا را جشن بگیرید/ پوشیدن شلوار جین، تی‌شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع(+تصاویر18)

خدمات شرکت آدم‌سازی مصنوعی به تروریست‌ها

یک شرکت آدم‌سازی مصنوعی فرانسوی که زنان مصنوعی شبه انسان تولید می‌کند رسما اعلام کرده است جهت کمک به تخلیه روحیات و شهوات جنسی تروریست‌های سوریه زنان مصنوعی را رایگان در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد.

این شرکت فرانسوی اعلام کرده است که در راستای حمایت از مخالفان رژیم بشار اسد زنان مصنوعی را برای تخلیه شهوات انسانی سربازان ارتش آزاد سوریه بصورت رایگان در اختیار آنها قرار می‌دهد و در گزارشی مفصل که یک مجله هرزه نگار فرانسوی آن را منتشر کرده است این اقدامش را علنی کرده است.

این شرکت همچنین اعلام کرده است که هیچ محدودیتی برای ارسال زنان مصنوعی ندارد و هر تعدادی که فرماندهان ارتش آزاد سوریه بخواهند در اختیار آنها قرار مید هند .

بر اساس گزارش‌های منتشر شده صاحب این شرکت فرانسوی یکی از شیخ‌نشیان قطری است.
منبع: مشرق نیوز



اهل سنت و حضرت فاطمه سلام الله علیها
92/12/23 ساعت 13:22 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم

فاطمه سلام الله از زبان اهل سنت:

محمد بن یزید بن عبدالأکبر بغدادى (210- 285) ادیب و نویسنده معروف اهل سنت- که آثار گران‏سنگى از او به یادگار مانده است- در کتاب «الکامل» خود، داستان آرزوهاى خلیفه‏ ى اول را به نقل از عبدالرحمان بن عوف آورده و یادآور مى‏شود:

«وددت أنی لم أکن کشفت عن بیت فاطمة و ترکته ولو أغلق على الحرب

«آرزو مى‏کردم اى کاش بیت فاطمه را هتک حرمت نمى‏کردم و آن را رها مى‏نمودم هر چند براى جنگ بسته شده باشد».

----------------------------------------------------------------------------

ابوالفرج مسعودى (متوفاى 345) در مروج‏الذهب مى‏نويسد: ابوبكر در حال احتضار چنين گفت:

من سه چيز انجام دادم و آرزو داشتم كه كاش آنها را انجام نمى‏دادم، يكى از آن سه چيز اين بود كه:

«فوددت انّي لم أكن فتشت بيت فاطمة و ذكر في ذلك كلاماً كثيراً». « آرزو مى‏كردم كاش حرمت خانه‏ى زهرا را زير پا نمى‏نهادم و در اين مورد سخن زيادى گفت ».

مسعودى، با اينكه نسبت به اهل‏بيت پيامبر، گرايش‏هاى سالمى دارد، ولى باز به ملاحظاتى كه بر آگاهان به تاريخ پوشيده نيست، از بازگويى سخن خليفه خود دارى كرده و با كنايه رد شده است و تنها به اين اكتفا نموده كه خليفه سخن زيادى در اين مورد گفت. حالا اين سخن زياد چه بوده است خدا مى‏داند؟!
منبع: وبسایت آوینی

موضوعات مرتبط: حضرت فاطمه سلام الله


جانشین رسول الله کیست؟
92/12/19 ساعت 21:37 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم

تعدادی دیگر از راویان حدیث غدیر در منابع معتبر اهل سنت:

عبد الله بن ابى اوفى علقمه اسلمى "در سال 86 و 87 درگذشته" حافظ ابن عقده در " حديث الولايه " حديث غدير را از او با ذكر سند روايت نموده.

- ابو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن خطاب عدوى "در سال 72 و 73 در گذشته" حافظ هيثمى در جلد 9 " مجمع الزوايد " ص 106 از طريق طبرانى با ذكر سند از عبد الله بن عمر روايت نموده كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هر كس من مولاى او هستم على عليه السلام مولاى او است. بار خدايا دوست دار آنكه را كه او را دوست دارد و شمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد، و حافظ ابن ابى شيبه در سنن خود روايت او را با ذكر سند آورده و وصابى شافعى در " الاكتفاء " از او روايت مزبور را نقل نموده و سيوطى ر در جمع الجوامع " و در " تاريخ الخلفاء " ص 114 نقل از طبرانى آنرا روايت نموده و متقى هندى در جلد 6 كتاب " كنز العمال " ص 154 بطريق طبرانى در " المعجم الكبير " آنرا ذكر نموده و بدخشانى نيز بهمين طريق در " نزل الابرار " ص 20 و در " مفتاح النجا " روايت نموده و خطيب خوارزمى در فصل چهارم از مقتلش و همچنين جزرى در " اسنى المطالب " ص 4 نامبرده را از جمله راويان حديث غدير از صحابه بشمار آورده اند.

- ابو عبد الرحمن عبد الله بن مسعود هذلى "در سال 32 و 33 در گذشته و در بقيع مدفون است" حافظ ابن مردويه باسنادش نزول آيه تبليغ را درباره على عليه السلام در روز غدير با ذكر سند از او روايت نموده و سيوطى در جلد " الدر المنثور " ص 298 و قاضى شوكانى در جلد 2 تفسيرش ص 57 و آلوسى بغدادى از سيوطى از ابن مردويه در جلد 2 " روح المعانى " ص 348 آنرا از او روايت نموده اند و خوارزمى و شمس الدين جزرى " اسنى المطالب " ص 4 او را از جمله راويان حديث غدير از صحابه بشمار آورده اند.

- عبد الله بن ياميل حافظ ابن عقده در كتاب " المفرد فى الحديث " بسندى كه منتهى بابراهيم بن محمد نموده از جعفر بن محمد از پدرش و ايمن بن نابل بن عبد الله بن ياميل با ذكر سند از او روايت نموده كه گفت : شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمود : هر كس من مولاى اويم پس على عليه السلام مولاى او است.. تا آخر حديث مزبور، ابن اثير در جلد 3 " اسد الغابه " ص 274 بطريق حافظ ابو موسى مدينى و ابن حجر در جلد 2 " الاصابه " صفحه 382 از طريق حافظ ابن عقده و حافظ ابو موسى - و قندوزى حنفى در ينابيع ص 34 آنرا از او روايت نموده اند.

- عثمان بن عفان "در سال 35 درگذشته" حافظ ابن عقده در " حديث الولايه " باسناد خود و منصور رازى در " كتاب الغدير " با ذكر سند از او روايت نموده اند و او يكى از عشيره مبشره است كه ابن المغازلى بطرق خود آنها را از جمله يكصد تن راويان حديث غدير بشمار آورده است.

منبع: الغدیر



خادمان و سربازان دشمنان اسلام
92/12/15 ساعت 0:26 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )
وهابیت در خدمت دشمنان اسلام

عصام العماد

عصام العماد در گفت‌وگو با تسنیم:

فاجعه کشتار چندهزار امام جماعت اهل تسنن را «حماسه محمدبن عبدالوهاب» می‌خوانند

خبرگزاری تسنیم: عصام العماد گفت: در زمان تحصیلم در عربستان با عنوان «حماسه محمد عبدالوهاب» به ما می‌گفتند که وی چندهزار امام جماعت اهل‌سنت را با شمشیر خود کشته است. وهابیت هنوز با افتخار از این حرکت یاد می‌کنند و آن را در کتب درسی خود قرار داده‎اند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر عصام علی العماد الیمنی، شیعه‌شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) و فارغ‌التحصیل مدرسه امام محمد سعود عربستان سعودی است. وی که خود زمانی پیرو وهابیت بوده و به مذهب تشیع گرویده، در گفت‌وگو با تسنیم به بررسی مهم‌ترین چالش‌های پیشِ‌روی گفتمان تقریب در جهان اسلام پرداخته و معتقد است وهابیت و جریان تکفیری مهم‌ترین مانع وحدت اسلامی است که همواره و به‌ویژه طی دو سه دهه اخیر کوشیده است تا با انواع شگردها بین مذاهب اسلامی اختلاف‌انگیزی کند.

دشمنی وهابیت با سیدجمال، محمد عبده و سیدقطب از زبان عصام‌العماد
«توحید» وهابی، ریشه همه فتنه‌ها/ برای تکفیر شیعه حتی ابن‌تیمیه را هم تحریف کردند
اگر بزرگان اهل‌تسنن زنده شوند، وهابیون آنان را به‌جرم شرک و ارتداد می‌کشند
وهابیون حوزه‌های اهل‌تسنن را تضعیف کردند/ نامه‌‌های سعودی‌ به وهابی‌های اعزامی به افغانستان
یک فریب و تحریف بزرگ: «وهابی»ها خود را «سلفی» جا زدند
سیدقطب جامعه وهابیت را به هم ریخته است

به‌عقیده عصام العماد وهابیت، امروز به وهابیت‌ها تبدیل شده و ما در واقع امروز با پدیده تعدد وهابیت روبه‌رو هستیم. از زمان محمد عبدالوهاب تا اوایل قرن 20 یک وهابیت داشتیم و از حدود دو دهه قبل به این سو به‌علت انقلاب رسانه‌ای که در جهان اتفاق افتاده، امروز با چندین وهابیت مواجه هستیم و هرچند دولت عربستان سعی دارد با بستن فضا مانع رواج اندیشه‌های جدید شود، اما جوانان این کشور دیگر مانند گذشته نیستند. بنابراین امروز ما نه «القاعده» بلکه «القواعد» و نه یک وهابیت، بلکه صدها وهابیت داریم، برای نمونه شاید عجیب به نظر بیاید که وهابیتی که در طول تاریخ همواره هم‌ساز و موافق انگلستان و آمریکا بوده، حالا فرقه‌های ضدآمریکایی دارد و این به‌اعتقاد من، به‌برکت کتب سیدقطب است.

وقتی بن‌لادن سیدقطب می‌خواند

عصام العماد می‌گوید: شیوخ وهابی معتقدند تا پیش از آشنایی عربستانی‌ها با سیدقطب و ورود اندیشه‌های او به آن دیار، کسی با اسلام آمریکایی مشکلی نداشت و وهابیت کلاسیک به سفارت‌های غربی احترام می‌گزارد، اما با ورود آثار و تفکرات سیدقطب به عربستان کم‌کم این سفارت‌خانه‌ها در مناطق وهابی‌نشین مورد هجمه قرار گرفتند. شیخ ربیع المدخلی از تندروهای وهابی معتقد بود سیدقطب همه جامعه عربستان را به هم ریخت و «اگر وهابیت نابود شود، به‌علت تفکرات سیدقطب ملعون است»؛ کسانی چون بن‌لادن (که شاگرد بن‌باز بوده) تا پیش از آسنایی با سیدقطب علیه آمریکا نبودند و همیشه با آمریکا همکاری می‌کردند تا روزی که کتاب درس‌های قرآن سیدقطب را خواند و علیه آمریکا قیام کرد. از همین رو آمریکا وهابی‌های سیدقطبی را دشمن خود می‌داند نه وهابی‌های محمد عبدالوهابی را.

چرا آمریکا بن‌لادن را پرورد و چرا حذف کرد؟

این اسلام‌شناس یمنی تراز ساده‌ای درباره شناخت وهابی‌ها معرفی می‌کند:‌ تراز شناخت نوع اندیشه یک وهابی، نظر وی درباره سیدقطب است. اگر گفت کافر است، پس بدون شک او وهابی شیعه‌کش است و اگر سیدقطب را مسلمان می‌دانست، بی‌شک او برای شیعیان کم‌خطر است. همه کسانی که علیه شیعه کتاب نوشته‌اند همه از وهابی‌های غیر سیدقطبی هستند. بن‌لادن به این نتیجه رسیده بود که دشمن اصلی دنیای اسلام، نه شیعه، بلکه آمریکا و غرب است و به‌عقیده من یکی از دلایل کشتن بن‌لادن توسط آمریکا هم همین مسئله بود و آنان در واقع سعی کردند تا این خط وهابیت سیدقطبی را از میان بردارند.

«حماسه‌ای از محمد عبدالوهاب» که جهانی نشد

عصام العماد می‌گوید: وقایعی که امروز در سوریه و عراق و... در حال رخ دادن است، چهره وهابیت را به اهل‌سنت نشان داده و سبب شده بسیاری از برادران سنی دریابند که وهابیت مکتبی دیگر و به‌کلی متفاوت با اهل تسنن است و بعد از فجایع سوریه بسیاری از اهل‌سنت از وهابیت بازگشتند. در زمان شیخ محمد عبدالوهاب هم این وقایع رخ داده و زمانی که من در مدارس عربستان مشغول تحصیل بودم، با عنوان «حماسه محمد عبدالوهاب» به ما می‌گفتند که محمد عبدالوهاب هزار سنی را با شمشیر خود کشت. این حرکت به‌دلیل این‌که امکانات ارتباطی و اطلاع‌رسانی در آن زمان وجود نداشت، جهانی نشد، اما امروز به‌دلیل گسترش رسانه‌های ارتباط جمعی و بازتاب وقایع و فجایع این گروه در جهان اسلام، اهل تسنن در جریان حرکت‌های وحشیانه وهابیت قرار گرفته‌اند. یکی از علمای اهل تسنن به من گفت: الحمدلله کم‌کم ما داریم خودمان را از وهابیت جدا می‌کنیم و اگر چنین نکنیم، قطعاً نابود خواهیم شد.

فاجعه‌ای که به‌عنوان افتخار در کتب درسی وهابیت درج شده است

عصام العماد تصریح کرد: حرکت‌های وحشیانه وهابیت ریشه تاریخی دارد. خود شیخ محمد عبدالوهاب هزاران نفر از ائمه جماعات اهل‌سنت را به قتل رسانده و هنوز هم وهابیت با افتخار از این حرکت یاد می‌کنند و آن را در کتب درسی خود قرار داده‌اند. حقیقت آن است که وضعیت جهان اهل تسنن، مثل سابق نیست و اتفاق خوبی که در این جامعه ایجاد شده این است که احترام به انسان و رعایت حقوق او و مسائلی از این دست، در تفکر اهل تسنن نهادینه شده است. شاید چند دهه قبل، مسائلی مثل حقوق زنان و... در دنیای اهل‌سنت مطرح نبود، اما این مسائل امروزه در جهان اسلام و از جمله در میان سنی‌مذهب‎ها از اهمیت بالایی برخوردار است. با این روحیه و نگاه مردم می‌بینند که وهابیت دارد انسان می‌کشد و همین مسئله سبب تغییر نگاه 180 درصدی اهل تسنن به وهابیت شده است.

تیزبینی شیخ محمد غزالی مصری در 50 سال قبل

این اسلام‌شناس یمنی با اشاره به اینکه جریانات اخیر سوریه و خصوصاً شهادت شهید محمد سعید رمضان البوطی توسط وهابیت تأثیر بسیاری بر تغییر نگاه اهل‌سنت نسبت به وهابیت داشته است، گفت: شیخ محمد غزالی، از بزرگ‌ترین فقهای معاصر و از رهبران اصلی جریان اخوان المسلمین (کنار حسن البنا) پنجاه سال قبل اعلام کرد که وهابیت غیر از جامعه اهل تسنن است و این موضوعی است که الآن بزرگان تسنن به درک آن رسیده‌اند. در دادگاه اعدام سیدقطب به او گفتند: شما می‌گویید جامعه اعراب مخالف اسلام است، ولی ببینید که در عربستان اسلام وجود دارد! ایشان پس از شنیدن این کلام خندیدند و گفتند: در عربستان اسلام نیست، چون ایشان وهابیت را مسلمان نمی‌دانست.

رخدادهای سوریه بسیاری از حقایق را برملا کرد

عصام العماد گفت: دادگاه سیدقطب 5 سال طول کشید و حتی در این مدت او کتابی نوشت با عنوان «چرا مرا اعدام کردند». بسیاری از تکفیرکنندگان سیدقطب امروز معترف هستند که تازه به حرف سید پی برده‌اند که اسلام عربستان، اسلام نیست. اینها فکر می‌کنند وهابیت با ایجاد فتنه در سوریه می‌تواند جنگ سنی و شیعه ایجاد کند، در حالی که به‌عکس شد. اکنون سنی‌ها از سراسر جهان فتوا صادر می‌کنند و حتی یکی از مفتی‌های عربستان به‌علت رخدادهای اخیر سوریه مجبور شد فتوا بدهد که کشتن انسانی به‌جرم شیعه بودن حرام است. چون به‌دنبال این هستند که خودشان را از جنایت‌های وهابیت در سوریه مبرّا کنند. پس واقعاً این وقایع، حقیقت‌های بسیاری را آشکار کرد و به‌نفع تسنن و تشیع تمام شد.

منبع: تسنیم



وهابیت و صهیونیست ها
92/12/12 ساعت 1:10 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

رحیم‌پور ازغدی:
چرا کمربندهای انتحاری وهابیت برای اسرائیلی‌‌ها منفجر نمی‌شود
عضو شورای انقلاب فرهنگی تاکید کرد: چرا کمربندهای وهابیت برای اسرائیلی‌ها منفجر نمی‌شود و اینجاست که به مزدور بودن وهابیت پی می‌بریم.
حسن رحیم‌پور ازغدی با حضور در دوره تمهیدی حج روحانیون اهل سنت در بندرعباس ضمن اشاره به تلاش استکبار در انحراف یا به کلی نابود کردن بیداری اسلامی خطاب به روحانیون اهل سنت اظهار داشت: استکبار هرکدام از کشورهایی که در آن بیداری اسلامی شکل گرفت را از راه‌های جنگ مذهبی، قبیله‌ای، حزبی و غیره از مسیر اصلی خود منحرف کرد.
وی با اشاره به اسناد و مدارک در کتب تاریخی مبنی بر وحدت مستحکم شیعه و اهل سنت در طول تاریخ افزود: نهادینه کردن فرهنگ وحدت در جامعه بزرگ‌ترین خدمت به اسلام است.
عضو شورای انقلاب فرهنگی با اشاره به بدعت‌های وهابیت در اسلام همچون جهاد نکاح، عملیات‌های انتحاری و غیره گفت: آنها معتقدند شیعه مشرک است بسیار خوب شیعه مشرک اما آیا در این دنیا فقط شیعیان مشرک هستند؟ چرا کمربندهای انتحاری وهابیت برای اسرائیلی‌ها منفجر نمی‌شود؟ اینجاست که به مزدور بودن وهابیت پی می‌بریم.
رحیم‌پور ازغدی با اشاره به تعریف اقتصاد مقاومتی تصریح کرد: کارشناسان به دو نوع سبک و روش اقتصادی برای حل مشکلات اقتصادی کشور تقسیم می‌شوند؛ عده‌ای معتقدند که باید فتیله شعارها و آرمان‌‌های انقلابی پایین کشیده شود به این معنا که دیگر از مردم ستمدیده فلسطین حمایت نکنیم و سکان امورات مملکت را از جمله انرژی هسته‌ای، سیاست‌گذاری وزارت خارجه، تصمیم‌گیری‌های بین‌‌المللی وغیره به دستان استکبار بگذاریم و به شکلی با این حقارت‌ها خود را به چند کشور اروپایی نزدیک کنیم تا شاید دلشان برایمان بسوزد و اگر صلاح دیدند مقداری از فشار تحریم‌ها را  علیه ما کم کنند.

به گزارش فارس، این عضو شورای انقلاب فرهنگی تصریح کرد: اما در نقطه مقابل برخی کارشناسان نوع دیگری از راه حل مشکلات اقتصادی تحت عنوان «اقتصاد مقاومتی» را معرفی می‌کنند که حل مشکلات اقتصادی کشور را در داخل کشور می‌دانند نه خارج کشور و سیاست‌های اقتصادی را جوری تنظیم می‌کنند که کمترین وابستگی را به خارج و  بیشترین تمرکز را در نیروها و پتانسیل‌های داخل کشور دارند و در عین حال پای آرمان‌های انقلابی و مقاومت اسلامی محکم و استوار ایستاده باقی می‌مانند.

منبع: کیهان



راویان شیعه سنی
92/12/11 ساعت 20:56 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم

روایات منقول از امام رضا (علیه السلام)
از جمله مسائل شایسته یادآوری ‘ ذکر روایاتی است که شیعه و اهل سنت از آن حضرت نقل کرده اند . بخشی از آنها ‘ روایاتی هستند که حضرت بدون استناد به دیگران بیان نموده اند و بخشی نیز روایاتی است که از پدرانشان ودر نهایت از پیامبر اکرم (صل الله علیه و اله) نقل کرده اند . احادیث دسته دوم به روایات ‹‹سلسله الذهب ›› مشهور هستند ‘ زیرا زنجیره راویان آنها همه معصوم و از برترین های مسلمانان زمان خودبوده اند. حدیث معروف به سلسله الذهب که در نیشابور بیان فرمودند از جمله این روایات است .
ماجرا از این قرار است که آنگاه که امام آماده رفتن و ترک نیشابور بودند ‘ برخی از اصحاب حدیث خدمتشان رسیدند و اظهار کردند : اکنون که در حال ترک نیشابور هستید حدیثی نمی فرمائید ؟ امام در این لحظه سر از داخل کجاوه بیرون آوردند و فرمودند : پدرم موسی بن جعفر (علیه السلام) از پدرش ج عفر بن محمد ‘ و او از پدرش محمد بن علی و او از پدرش جعفر بن محمد ‘ و او از پدرش محمدبن علیو او از پدرش علی بن حسین و او از پدرش امیر مومنان و او از رسول خدا و او از فرشته وحی جبرائیل و او از خداوند متعال نقل کرده است که فرمود : لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی . راوی میگوید : با آنکه امام اندکی دور شده بودسرش را از کجاوه بیرون آورد و فرمود : بسروزها و انا من شروطها  ( ابن بابویه محمد بن علی عیون اخبار الرضا ج 2 ص 134) افزون بر محدثان شیعه مانند شیخ صدوق ‘ اربلی وعلامه مجلسی  که این حدیث را نقل کرده اند ؛  راویان اهل سنت نیز مبادرت به نقل آن نموده اند . لازم به یادآوری است که در کتابهای اهل سنت دو روایت معروف به سلسله الذهب وجود دارد که از نظر سند یکسان می باشند ‘ اما از نظر دلالت متفاوت اند . یکی روایت مشهور حصن است و دیگری حدیث ایمان .

نویسنده کتاب امام رضا (علیه السلام) به روایت اهل سنت ‘ که درباره آن این دو روایت و راویان آنها تحقیق جامعی انجام داده است ( طبسی محمد محسن امام رضا (ع) به روایت اهل سنت صص 110-206 ) میگوید : در منابع اهل سنت حدود پنجاه راوی این حدیث را از قرن سوم تاکنون نقل کرده اند( همان ص 112 البته همچنان که در منابع شیعی در نقل این حدیث تفاوت هایی وجود دارد ‘ درمنابع اهل سنت نیز تفاوت هایی وجود دارد. برای مثال روایت حصن ‘ به دو صورت نقل شده است. در بیشتر نقل ها ‘ خواجه پارسای حنفی و قاضی بهجت افندی شافعی از جمله این مواردند ‘ ولی در برخی نقل ها جمله بشروطها و انا من شروطها نیز آمده است ‘ نقل قندوزی از جمله این نقل ها است ( فندوزی سلیمان بن ابراهیم ینابیع الموده لذوی القربی ج 3 ص 168   )
 
در نقل حدیث ایمان نیز شاهد همین ماجرا هستیم که حضرت به درخواست برخی علمای نیشابور فرمود : الایمان معرفت بالقلب و اقرار باللسان و عمل بارکان ( ابن ماجه محمد بن یزید سسن ابن ماجد ج 1 ص 25 ح 65 ) درباره این روایت هم مانند روایت حصن اختلافتی وجود دارد ‘ ولی بیشتر اهل سنت ان را معتبر دانسته اند . ( برای آگاهی بیشتر تک طبسی محمد محسن امام رضا (ع) به روایت اهل سنت ص 129-149 )
غیر از احادیث مشهور ‘ روایات بسیار دیگری نیز از حضرت رضا (علیه السلام) در منابع اهل سنت نقل شده است که نشانه جایگاه مهم ایشان در بین مسلمانان و رویکرد مثبت اهل سنت نسبت به اهل بیت پیامبر اکرم (صل الله علیه و اله) است .

منبع: رضوان علم



وهابیت در فوتبال
92/12/07 ساعت 21:43 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )
دادن کارت زرد و قرمز در فوتبال حرام است!

دادن کارت زرد و قرمز در فوتبال حرام است!

پای فتاوای احمقانه وهابیت به فوتبال هم باز شد؛ باید به جای داور قاضی در میدان باشد، صدور کارت زرد و قرمز حرام است چراکه در سنت صحابه وجود نداشته و اگر کسی شکایت دارد، باید دو شاهد بیاورد.
به گزارش فرهنگ نیوز ، با توجه به اتهاماتی که فرقه ضاله وهابیت علی رغم انحرافات فکری خود، درباره آموزه های اعتقادی مذاهب اسلامی بخصوص مذهب برحق شیعه بیان می کند در گفتگویی با حجت الاسلام والمسلمین علی امیرخانی، پژوهشگر پژوهشگاه اهل البیت (ع) در دانشگاه قرآن و حدیث به برخی از عقاید سخیف و پوچ و انحرافی این فرقه ضاله پرداخته ایم که مشروح آن از نظرتان می گذرد: به لحاظ بحث توحیدی وهابیت شبهاتی را به شیعیان وارد می کند که البته اگر غرض ورزی و عناد آنها را با شیعه کنار بگذاریم، نوک این حمله به سوی پیروان دیگر مذاهب اسلامی نیز هست، اما به ظاهر توحیدی وهابیت دم از آن می زند و شعار بی پشتوانه عملی و عقلی خود کرده، مشکلات عدیده ای به همراه دارد که از نظر مسلمانان مردود است؛ در این خصوص وهابیت در کدام یک از اعتقادات خود دچار بحران و انحراف است؟
 
باید توجه داشت که ریشه تمام انحرافات وهابیت از همین توحید نشات می گیرد. وهابیت غیر از آن که برای خدا جسم قائل است و تمام اجزای انسان را برای خالق یکتا ترسیم می کند، بشدت در توحید عملی می لنگد. مهم ترین مساله نیز در این مبحث توحید حاکمیت است. شیعه طبق آیات قرآن "إن الحکم الّا لله؛ نیست‌ حکم‌ مگر از خداوند "(سوره یوسف- آیه 40) و «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاةَ وَ هُم راکِعُونَ؛  جز این نیست که ولى شما خداست و رسول او و آنان که ایمان آورده‏اند، همان ایمان آورندگانى که اقامه نماز و اداى زکات مى‏کنند در حالى که در رکوع نمازند.» (المائده - 55)، حاکمیت را تنها از آن خدا، رسول خدا(ص) و اهل بیت (ع) و مومنینی می داند که با واسطه پیامبر (ص) و معصومین (ع) به حکومت می کنند (همان طور که امروز ولی فقیه نائب امام زمان (عج) هستند)نه از آنِ غیر مسلمانان و دشمنان دین اما وهابیت حاکمیت خود را که علنا تظاهر به فساد، شراب خواری و بی حجابی می کنند و در کنار آن تبعیت از آمریکا و صهیونیست می پذیرد و در حالی که این با اصل دین و آیات قرآن در تضاد و تعارض است.خاندان آل سعود امروز با این عمل خود توحید در حاکمیت را زیر سوال برده و در واقع حکومت غیر خدا را پذیرفته است و به گونه ای عمل می کند که احکام شریعت را آشکارا زیر پا گذاشته و با آمریکا همدست و هم کاسه شده که قرآن را سوازنده و به پیامبر (ص) توهین کردند. در حقیقت آل سعود نه تنها جرات برخورد با آمریکا را ندارد بلکه از آن حمایت نیز می کند. بنابراین اگر چه وهابیت شیعه را متهم به شرک در عبودیت می کند که این طور نیست و شیعه پاسخ قانع کننده نیز در این باره صادر کرده است، اما خود دچار شرک در توحید افعالی است.
 
وهابیت برای پذیرش این حاکمیت مخالف با قرآن چه توجیهی ارائه می کند؟
آنها بیان می کنند که ولی ما هر کسی می تواند باشد که او ما بتوانیم تحت بیرق او بوده و زنده بمانیم و احیاکننده ما باشد و همین کفایت می کند ولو اینکه به احکام اسلامی عمل نکنند. این عمل و سخن مانند قضیه یزید است. در دوران خلافت وی اگر چه او به خانه خدا، مدینه و سیدالشهداء (ع) حمله کرد اما همین که توانسته بود حاکمیت را در دست بگیرد، افراد بسیاری خلافت او را پذیرفته بودند. این مسائل در مکتب توحید و اهل بیت(ع) دچار مشکل است و به همین دلیل هم وهابیت هیچ انقلابی علیه حاکمان به ظاهر اسلامی خود نکرده و این عمل را یعنی شورش و قیام علیه خلیفه وقت حرام می دانند.
 
وهابیت خود را عامل به قرآن و سیره صحابه می داند، برجسته ترین آیه قرآنی که این فرقه ضاله عمل به آن را فراموش یا انکار کرده اند، کدام است؟
عمل نکردن به مهم ترین توصیه خدا در قرآن و بلکه ضد آن کار کردن، یعنی آیه مودت اهل بیت (ع) از اصلی ترین انکارها و انحرافات وهابیت است:" لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى؛ ای پیامبر! بگو من اجر و مزدی نمی خواهم مگر محبت به اهل بیت(ع)"
 
طبق اقوال همه مسلمین امام علی (ع)، حضرت زهرا (س)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) جء اهل بیت پیامبر (ص) هستند که خداوند در این آیه به محبت و مودت آنها سفارش کرده است و این موضوع اینکه علی (ع)، فاطمه (س) و حسنین (ع)) جزو اهل بیت هستند در کتاب های معتبر اهل سنت از جمله مسند احمد بن حنبل، صحیح مسلم و بخاری و سنن نسائی و ... ذکر شده است با این تفاوت که برخی از فرق، زنان پیامبر (ص) را نیز به اهل بیت (ع) اضافه کرده اند. به هر حال قدر متقن این است که معصومین (ع) یاد شده در میان مسلمانان اهل بیت پیامبر (ص) محسوب می شوند و وهابیت نه تنها به این آیه مهم قرآن عمل نکرده بلکه در دشمنی با علی (ع) و فاطمه (س) چیزی کم نگذاشته و با انفجار در حرم این افراد والا مقام سعی در تخریب مزار و توهین به آنها دارد و برای ادامه این عمل خود نیز قسم خورده اند و مفتی های آنها هر روز فتواهای جدیدتری در این زمینه صادر می کنند. البته این فتواها تنها به ضدیت با اهل بیت (ع) منحصر نمی شود بلکه وهابیت اعتقاداتی دارد که با عقل سر ناسازگار دارد.
 
می توانید به پاره ای از این اعتقادات اشاره کنید؟
به طور مثال اینها نه تنها در رویکرد ضد عقلی را فتواهای خود پیش گرفته اند، بلکه نحوه لباس پوشیدن، ریش گذاشتن و درست کردن قیافه آنها دور از عقل است. همچنین فتواهای آنها واقعا مضحک و خنده دار است که آنها را هم در فضای مجازی پخش می کنند. برای نمونه آنها خوابیدن زن را کنار دیوار حرام می دانند چرا که آنها دیوار را جنس مذکر فرض می کنند یا حتی اخیرا در بازی فوتبال هم وارد شده و بیان می کنند به جای داور باید قاضی، وارد شده و همچنین صدور کارت زرد و قرمز حرام است چرا که در سنت صحابه این عمل وجود نداشته است و اگر کسی در بازی فوتبال شکایت دارد، باید دو شاهد بیاورد؛ آنها همه فتواهای خود را در فضای مجازی از جمله فیسبوک منتشر می کنند.
 
وهابیت که استفاده از هر چیز نو و جدیدی را با این بهانه که در زمان صحابه نبوده، حرام می داند، چطور خود از فضای مجازی استفاده می کند؟
بله البته این رویکرد را وهابیت تا چندین سال پیش داشت و حتی آنها با اداره پست و تلگراف مشکل داشتند و معتقد بودند نامه باید ماند زمان صحابه با کبوتر و ... فرستاده شود. اما امروز معترفند که تنها در بحث شریعت و دین نباید از ابزار جدید که در سنت صحابه نبوده استفاده کرد و در بقیه موارد مانعی نیست. ضمن آنکه عده ای عقب مانده از این گروه هنوز هم همان تعصبات یعنی استفاده نکردن از ابزار جدید در همه زمینه ها را دارند.
منبع: فرهنگ نیوز

بر شیعه و سنی ست که در مقابل این گروه از خدا بی خبر اسلام ستیز بایستند تا با این فتاوای احمقانه که در پی اطاعت از استعمار غرب و صهیونیست هست جهانیان را از اسلام بیزار نکنند. دشمنان اسلام و قرآن هرجا و هرکه باشند رسوا و نابود خواهند شد.



توسل اهل سنت به مردگان
92/12/03 ساعت 0:5 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم


آیا توسل به مردگان جایز است؟

اهل سنت وجماعت توسل به ميت را مانند توسل به زنده جايزدانسته اند چون فرقي بين آن دو نيست چراكه توسل يا به مقام نبوت است يا به پرهيزگاري متوفي در اين صورت فرقي بين اينكه زنده باشد يامرده نيست.

چون صفت نبوت و پرهيزگاري بعد از مرگ باقي اند و دراين مورد از طرف پيامبر(ص) و صحابه نهي و منعي نشده است و به آنچه كه طبراني از عثمان بن حنيف روايت كرده و آن راصحيح دانسته استدلال كرده اند عثمان بن حنيف مي فرمايند:

مردي براي انجام كاري به نزد عثمان آمد و شد ميكرد عثمان به او توجه نميكرد و به كارش رسيدگي نمي نمود آن مرد به عثمان بن حنيف رسيد و به او شكايت كرد عثمان بن حنيف به او گفت: برو وضو بگير و به مسجد برو و دو ركعت نماز بخوان و بگو:

خداوندا نيازم را از تو مي خواهم و با توسل به پيامبرمان محمد(ص)پيامبر رحمت به درگاه تو رو مي آورم اي محمد(ص)بواسطة تو رو به پروردگارم مي آورم كه نيازم را بر آورده كند نيازت رابگو و برگرد پيش من تا با هم برويم.

مرد رفت و آنچه را كه عثمان بن حنيف گفته بود انجام داد سپس به در خانه عثمان رفت همين كه دربان آمد دستش را گرفت و پيش عثمان برد و او را كنار خود نشاند عثمان گفت: چه حاجتي داري مرد نياز خود راباز گفت و عثمان آن رابرآورده كرد سپس به اوگفت:

تا اين لحظه حاجتت را به ياد نداشتم هر موقع نيازي داشتي نزد ما بيا . مرد از خانه عثمان بيرون رفت در راه به عثمان حنيف رسيد و به اوگفت خدا پاداش خيرت دهد نه به كارم و نه به خودم توجهي نمي كرد تا اينكه درباره من با او صحبت كردي عثمان بن حنيف گفت:

به خدا قسم من با او صحبت نكردم بلكه من ديده بودم كه مردي نابينا نزد رسول خدا(ص)آمد و از فقدان بينائي اش شكايت كرد پيامبر(ص)به او فرمود:

آيا مي تواني صبركني؟ مرد گفت: اي رسول خدا(ص) عصاكش و راهنمائي ندارم و دچارمشقت شده ام . پيامبر(ص)فرمودند:

برو وضو بگير و دو ركعت نماز بخوان و سپس اين دعا را بخوان .عثمان بن حنيف د به خدا قسم هنوز نرفته بوديم ومشغول صحبت بوديم كه مرد بر ما وارد شدگوئي كه هرگز نابينا نبوده است اين حديث دليل بر جايز بودن توسل به ميت و مخاطب ساختن پيامبر(ص)است درحالي كه رحلت فرموده به جهت اينكه گفت: {يارسول الله} رواه الطبراني و قال بعد ذكره و الحديث صحيح كذا في الترغيب ج 1 ص 440 و قال ابن تيميه قال الطبراني روي هذا الحديث شعبة قال ابو عبد الله المقدسي و الحديث صحيح التوسل و الوسيله ص 101
منبع: سنت



منقبت و فضیلت
92/11/28 ساعت 15:5 | نوشته ‌شده به دست سلیم | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم

احمد بن حنبل در مسند خود در حدیث مفصلی که آن را از عمربن میمون نقل کرده است و این حدیث مشتمل بر ده منقبت و فضیلت برای علی بن ابیطالب است که به آنها پیامبر اکرم شهادت داده است، از جمله در تفسیر آیه:« و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد» (سوره بقره آیه 207). (ترجمه: بعضی از مردم جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است).

گفت: علی نفس خود را فروخت،؛ لباس رسول خدا را پوشید سپس در جایگاه او خوابید. گفت: مشرکان تا صبح مراقب بستر بودند به خیال این که رسول خدا در آن است.

در روایت است که بر سر علی (علیه السلام) مثل پیامبر سنگ ریخته می شد و او از شدت درد به خود می پیچید، و سرش را با لباس پیچیده بود و بیرون نمی آورد تا صبح شد بعد سرش را بیرون آورد همین که شناختند گفتند چون ما ترا به جای محمد صل الله علیه و اله گرفته بودیم، سنگ می انداختیم بعد که شناختیم دیگر سنگ نمی اندازیم. (مسند احمد بن حنبل جلد 1 ص 331)

طرائف، ص 126 - 125



 
دیگر موارد
Free counter and web stats تحلیل آمار سایت و وبلاگ

fal01 ابزار فال حافظ
فال حافظ